شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
استانبول، خانه دوم محسن نامجو
- نویسنده, مهدی شبانی
- شغل, روزنامه نگار
موسیقی ایران و ترکیه از گذشتههای دور رابطهای عمیق و گسترده داشتهاند. این ارتباط از یک سو ریشه در موسیقیهای محلی و فولکلور ترکی و کردی مشترک داشته و از سوی دیگر در موسیقی با ریتمها و الحان قدیمی به ویژه الحان عبدالقادر مراغهای ،که اکنون در سبک "تورک صنعت موسیقی" شنیده میشود، تبلور مییابد. اما در سالهای اخیر موسیقی معاصر ایرانی هم در ترکیه جایگاه ویژهای یافته است.
در جای جای شهرهای گوناگون ترکیه و به صورت ویژه شهرهای بزرگی مانند استانبول، دیاربکر و آنکارا، صدای موسیقی ایرانی و خوانندههایی با سبکهای موسیقی بسیار متفاوتی چون هایده، گوگوش، همایون شجریان، اعظمعلی و بسیاری دیگر در کافهها و بارها شنیده میشود و کنسرتهای خوانندگان ایرانی در ترکیه علاوه بر مخاطبان ایرانی با استقبال زیادی از سوی شنوندگان ترکیهای مواجه میشوند. در این میان محسن نامجو به صورت ویژه دارای طرفداران خاص خود در میان مخاطبان ترکیهای بوده و به نوعی چهرۀ اصلی موسیقی ایرانی در ترکیه به شمار میرود.
تا اوایل دهۀ اول قرن اخیر، محبوبیت موسیقی معاصر ایرانی در ترکیه چندان زیاد نبوده است. از بین آثار موسیقیایی کشورهای پیرامونِ ترکیه، موسیقی عربی و یونانی -با توجه به پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی- بیشتر در بین علاقهمندان موسیقی جدی در ترکیه طرفدار داشتند. اما در یکی دو دهۀ اخیر، موسیقی ایرانی، کشف جدید موسیقیدوستان ترکیهای لقب گرفته است.
فرید فرجاد، موزیسین و ویولن نواز ایرانی هرچقدر که در ایران کمتر شناخته شده است، بیش از دو دهه است که از چهرههای سرشناس موسیقی ایرانی در ترکیه است. او یکی از اولین موزیسنهای ایرانی است که ملودیها و آهنگهای ایرانی را به مخاطبان ترکیهای معرفی کرده است. عمدۀ کارهای او اجراهایی بیکلام از آهنگهای شناخته شده از موسیقی معاصر و محلی ایرانی است که با تنظیمات غربی و با ویولن نواخته شدهاند.
از طرف دیگر موسیقی ایرانی برای کردهای ترکیه هم جذابیتهای خاص خود را داشته و ریشههای مشترک موسیقی کردی در هر دو کشور و ارتباط بین موسیقی سنتی ایرانی، که بسیار از موسیقی محلی و در این مورد خاص، موسیقی محلی کردی تاثیر پذیرفته است، باعث ارتباط عمیق بین این مخاطبان کرد و موسیقی ایرانی هم شده است.
از گروههای مطرح و شناخته شده ایرانی در ترکیه میتوان از گروه کامکارها نام برد. هرچند زبان کردی مورد استفاده کامکارها در اجراهایشان با زبان "کرمانجی" -که زبان رایج بین کردهای ترکیه است- تفاوت بسیار دارد اما پیوند متقابل کردها در هر دو کشور باعث محبوبیت بسیار این گروه در ترکیه شده است.
همچنین موسیقی انقلابی ایران نیز در میان علاقهمندان موسیقی چپگرا در ترکیه نیز بسیار شناخته شده و محبوب بوده است. از مهمترین آهنگهایی که در فضای موسیقی سیاسی ترکیه محبوبیت بسیار داشته میتوان به آهنگ "شعلۀ بهمن" از آهنگهای منتسب به چریکهای فدایی خلق ایران اشاره کرد که اوایل دهۀ هشتاد ترکیه در مجموعۀ Red Songs منتشر شده بود.
موسیقی تلفیقی ایرانی نیز با اعظم علی و گروه "نیاز" در ترکیه شناخته شده بود. این گروه علاوه بر موسیقی ایرانی از ملودیها و ریتمهای ترکی و همچنین ساز باغلاما، که به نوعی ساز ملی ترکیه حساب میشود، بهره میبردند.
در چند سال اخیر موسیقی تلفیقی با مشارکت نوازندگان ایرانی و ترکیهای هم بسیار تجربه شده است. که از موفقترین این تجربهها میتوان به آلبوم مشترک کیهان کلهر و اردال ارزنجان نوازنده مطرح باغلاما در ترکیه اشاره کرد که توسط کمپانی ECM منتشر شده و از اجراهای گوناگونی از این اثر در ترکیه و ایران نیز بر روی صحنه رفته است.
نامجو و موسیقی ترکیه
اما در چند سال گذشته و با ورود محسن نامجو به عرصۀ موسیقایی ترکیه، سایر موسیقیدانان ایرانی به نوعی تحت شعاع او و کارهایش قرار گرفتند.
محسن نامجو که در ترکیه از او به عنوان "باب دیلن ایرانی" نیز یاد میکنند، کنسرتهای بسیاری در استانبول، آنکارا و سایر شهرهای بزرگ ترکیه برگزار کرده که علاوه بر مخاطبان ایرانی، با استقبال گسترده طرفداران ترکیهای او نیز مواجه شده و آهنگهای او در شبکههای اجتماعی ترکیه نیز بسیار محبوب هستند.
مرات اوزتورک، موزیسین و نوازنده در مورد دلایل محبوبیت نامجو در ترکیه میگوید: "موسیقی نامجو دارای عناصر بسیار یگانه و منحصر به فردی است که او را در ترکیهای که موسیقی عمدتاً در قالبها و فرمتهای مشخص و تکراری کار میشود برجسته کرده است. فرمهای بدیع موسیقیایی او به ویژه در کارهای اولیهاش برای مخاطبین ترکیهای در عین نزدیکی، بسیار نوآورانه دیده میشود. در عین حال نزدیکی ملودیک و ریتمیک موسیقی ایرانی و ترکی نیز باعث شده تا کارهای او با مخاطبان راحتتر ارتباط برقرار کند."
علاوه بر موسیقی، شعرهایی که او در آهنگهایش استفاده کرده است نیز مورد استقبال شوندگان ترکیهای قرار گرفته است. متن تقریبا تمام آهنگهای او به زبان ترکی ترجمه شدهاند و بتول آکولوک منتقد موسیقی ترکیه در مورد نامجو چنین مینویسد: "ترانه های او با چنان زبان ادبی در هم آمیخته است که حتی در ترجمه ترکی نیز انسان را جذب خود می کند. هم شخصیت فردی و هم موسیقی نامجو یکه و بینظیر است. او با موفقیت موسیقی راک و جاز را با موسیقی ایرانی ترکیب کرده است. آهنگ های او انقلابی هستند و چندان اشتباه نیست اگر او را چهگوارای موسیقی ایران بنامیم. محسن نامجو به رنگینکمان موسیقی جهان یک رنگ جدید افزوده است."
از سویی دیگر نیزن ساورین درباره کنسرت سال ۲۰۱۶ نامجو در استانبول چنین مینویسد: "نامجو به عنوان یکی از مهمترین فیگورهای موسیقی مدرن ایرانی که در جهان نیز بسیار شناخته شده است، معتقد است که منبعی که موسیقی و هنرمند از آن الهام میگیرند نه سیاست و یا جنگ که دنیای درونی هنرمند است و در آثار نامجو شعر مدرن فارسی، حزن موسیقی سنتی و موسیقی دینی در کنار هم جای میگیرند." این منتقد موسیقی از آهنگ "مجیر" وی به عنوان نمونهای از این تلفیق بین موسیقی دینی و موسیقی مدرن نام میبرد.
این نگاه به موسیقی ایرانی و به صورت ویژه محسن نامجو، در عین حال باعث نزدیکی بخشهای محافظهکارتر جامعۀ ترکیه به موسیقی ایرانی نیز هست. وجود عناصری از فرهنگ عرفانی و شرقی در موسیقی ایرانی باعث جذب مخاطبینی با گرایش های اسلامی نیز شده است. یکی از مهمترین علل این شیفتگی به موسیقی ایرانی در بین این گروههای اجتماعی را همچنین میتوان در دور بودن عمدۀ آثار موسیقیایی ایرانی محبوب در ترکیه، از فضای موسیقایی پاپ مرسوم دانست.
برای بسیاری از مخاطبین محافظهکار و دیندار در ترکیه موسیقی پاپ این کشور بیش از هر عاملی در خدمت تهاجم فرهنگی غرب به جامعۀ اسلامی این کشور است. هرچند موسیقی ایرانی بیشتر بین روشنفکران، کردها و گروههای آلترناتیو پرطرفدار است و این گروه از علاقهمندان به موسیقی نامجو، همواره بر حکم دادگاه او و محکومیتش به زندان به علت خواندن قرآن در یکی از آهنگهایش اشاره کرده و موسیقی او را در جوامع سانسور زدۀ خاورمیانه پیشگام در شکستن مرزهای از پیشتعریف شده میدانند.
بیشتر بخوانید:
رابطه بین ترکیه و محسن نامجو دوطرفه بوده و او نیز در مصاحبههای گوناگونی از علاقه خود به ترکیه و طرفدارانش در این کشور گفته و طی مصاحبهای که سال گذشته با شبکۀ "خبر تورک" انجام داده بود، استانبول را پس از نیویورک، خانه دوم خود دانسته بود.
محبوبیت موسیقی معاصر ایران و به صورت ویژه محسن نامجو و آثارش در ترکیه را به نوعی میتوان متاثر از مهاجرت بخشی از نیروهای جوان و روشنفکر ایران به ترکیه پس از وقایع انتخابات سال ۸۸ هم دانست. در عین حال به علت وجود حجم بالای ایرانیان ،چه به صورت توریست و چه مقیم در ترکیه، محسن نامجو از این طریق در ترکیه بیشتر از سایر نقاط دنیا شناخته شده است.
محمت آتلی خواننده و موزیسین کرد در این مورد میگوید: "از یک طرف اگر به نقشه رسمی نگاه کنیم، دو کشور ایران و ترکیه هممرز هستند و همسایه اما از طرف دیگر رابطه فرهنگی دو ملت بسیار کم است. هرچند در ترکیه معمولا ارتباط بین همسایگان نیز حتی از راه غرب میگذرد و در ابتدا معمولا هنرمندان ایرانی و یا سایر کشورهای منطقه در غرب شناخته شده و سپس از طریق فرهنگ غربی به مخاطبان ترکیهای شناسانده میشوند. اما پس از گوش دادن به این آهنگها مخاطب با خود میگوید که اشتراکات زبانی بسیاری دارد، ملودیها هم به گوش مخاطب آشناست و این باعث ایجاد هیجان در شنونده میشود. اما در عین حال هنوز از شکستن مرزها، رفتن به کشور همسایه و دیدن این فرهنگ از نزدیک هراس داریم. هرچند هنوز بسیاری از هنرمندان و موسیقیدانان ایرانی در ترکیه ناشناخته باقیماندهاند و باید این فضای دو پاره بین ایران و ترکیه شکسته شده و مردم هر دو کشور به صورت عمیق و یکپارچه با فرهنگ یکدیگر آشنا شوند. در چنین وضعیتی موسیقی برای شکستن و باز کردن این مرزها نقش اصلی را برعهده دارد و زمینه ارتباط بینا فرهنگی را ایفا میکند. به عنوان مثال موسیقی ایرانی و به صورت خاص محسن نامجو در جوامعی که در زمانه جهانی شدن به صورت ایزوله زندگی میکنند، راهی است برای باز کردن مرزها و ایجاد زمینه برای گفتگوی بین فرهنگی."
در نهایت میتوان گفت موسیقی راهی برای باز کردن فضای فرهنگی بین کشورهای منطقه و به صورت ویژه ایران و ترکیه است که میتواند به همپیوستگی فرهنگی بین خلقهای منطقه و ایجاد دیدی گستردهتر و وسیعتر برای داشتن آیندهای بهتر در جغرافیای خاورمیانه منجر شود.
متن ترجمه ترکی آهنگ زلف:
saçlarını rüzgarda savurma, beni berbad etme
naz edip varlığımı kökünden sökme
şehre şöhret olma, beni deli divane edip dağlara düşürme
şirin işvelerini gösterme de beni ferhat etme
ellerle mey içme, ciğerim delip meyden kızıl kanatma
yüzün benden çevirme, feryadımı göklere yükseltme
zülfün döküp beni mahvetme, lülelerine beni mahkum etme
çehreni o kadar güzelleştirme de beni berbad etme
güller açsın yanağında, vazgeçeyim gülden
boyunu göster de geçeyim servinin seyrinden
dostken el olup beni kendimden geçirme
ağyarın gamıyla gamlanıp beni kederlendirme
zülfün döküp beni mahvetme, lülelerine beni mahkum etme
çehreni o kadar güzelleştirme de beni berbad etme