شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
ایران در رسانههای ترکیه و پاکستان؛ تردید درباره رهبری اعتراضها و هشدار نسبت به مداخله خارجی
- نویسنده, بخش مانیتورینگ
- شغل, بیبیسی
همزمان با تهدیدهای صریح دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا علیه حکومت ایران، رسانهها و مفسران ترکیه واکنشی محتاطانه، و دیدگاهی عمدتا بدبینانه نسبت به تحولات ایران داشتهاند. در رسانههای نزدیک به دولت، محور اصلی تحلیلها نه مشروعیت یا گستره اعتراضها، بلکه پیامدهای منطقهای آن و نقش بازیگران خارجی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، بوده است.
بخش قابل توجهی از این پوشش به نقش احتمالی رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، اختصاص یافته است. اغلب تحلیلگران در برنامههای تلویزیونی پرمخاطب ترکیه، از جمله هابر ترک و سیانان ترک، بر این نکته تاکید کردهاند که او پایگاه اجتماعی معناداری در داخل ایران ندارد.
علی بوراک داریجیلی، استاد دانشگاه، در گفتوگویی تلویزیونی این دیدگاه را مطرح کرد که معترضان ایرانی نه خواهان بازگشت سلطنت هستند و نه استمرار حکومت مذهبی، بلکه «زندگی عادی» میخواهند؛ تعبیری که بازتاب گستردهای در رسانههای ترکیه یافت.
روزنامهها و رسانههای نزدیک به دولت، از جمله حریت و ملیت، پا را فراتر گذاشته و رضا پهلوی را به داشتن روابط نزدیک با اسرائیل و غرب متهم کردهاند.
در برخی گزارشها، موقعیت او در اعتراضها با داستان «اسب تروا» مقایسه شده و ادعا شده است که غرب در پی آن است که با بهرهگیری از اعتراضها، ساختاری سیاسی همسو با منافع خود در ایران ایجاد کند. حتی رسانههای منتقد دولت ترکیه نیز، هرچند با ادبیاتی متفاوت، نسبت به «برندسازی رسانهای» از رضا پهلوی ابراز تردید کردهاند.
در مجموع، روایت غالب در رسانههای ترکیه ترکیبی است از نگرانی نسبت به بیثباتی همسایه شرقی، هشدار درباره دخالت خارجی و فاصله گرفتن از هرگونه حمایت صریح از معترضان. این رویکرد با مواضع رسمی دولت ترکیه نیز همخوان است؛ جایی که مقامها بارها نسبت به «دخالت خارجی» در ایران هشدار داده و نام اسرائیل را به طور مشخص مطرح کردهاند.
رسانههای پاکستان؛ تاکید بر «دخالت خارجی» و نگرانی از پیامدهای منطقهای
در پاکستان نیز، اعتراضهای ایران عمدتا از دریچه امنیت منطقهای و رقابتهای قدرتهای بزرگ تحلیل شده است. رسانههای اصلی این کشور، با وجود اشاره به مشکلات اقتصادی و تورم در ایران، تمرکز اصلی خود را بر ادعای نقش داشتن آمریکا و اسرائیل در تشدید ناآرامیها گذاشتهاند.
پس از بالا گرفتن ناآرامیها در چند شهر ایران، دولت پاکستان با صدور هشدار سفر از شهروندان خود خواست با «احتیاط کامل» در ایران تردد کنند. همزمان تماس تلفنی وزیران خارجه دو کشور و تاکید بر تداوم رایزنیها، بازتاب گستردهای در رسانهها داشت.
این تماسها در کنار تکذیب رسمی استفاده آمریکا از حریم هوایی پاکستان برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، بهعنوان نشانهای از تلاش اسلامآباد برای فاصله گرفتن از هرگونه تنش مستقیم تفسیر شد.
سرمقالههای روزنامههایی مانند پاکستان تودی و پاکستان آبزرور، صراحتا از «دخالت خارجی» بهعنوان عامل تشدید بحران نام بردهاند. در این تحلیلها هشدار داده شده که ورود قدرتهای خارجی به بحران ایران، میتواند اعتراضهای داخلی را به جنگ نیابتی بدل کند؛ سناریویی که بهزعم نویسندگان، پیامدهای خطرناکی برای کل منطقه خواهد داشت.
در عین حال، برخی مفسران پاکستانی با نگاهی عملگرایانهتر، بر محدودیت گزینههای اسلامآباد تأکید کردهاند. روزنامه داون نوشته است که پاکستان ناچار به «انتظار و رصد» است، چرا که هر انتخابی در قبال ایران هزینههایی در پی دارد. تحلیلگران تلویزیونی نیز، ضمن انتقاد از لحن مداخلهجویانه ترامپ، احتمال دخالت مستقیم نظامی آمریکا را پایین ارزیابی کرده و آن را پرهزینه دانستهاند.
در مجموع، فضای رسانهای پاکستان ترکیبی است از همدلی دیپلماتیک با تهران، مخالفت با مداخله خارجی و نگرانی عمیق از سرریز بحران ایران به داخل پاکستان. این نگرانی به ویژه در مناطق مرزی و در معادلات امنیتی جنوب آسیا برجسته شده است.
واکنش کشورهای خلیج فارس و دیپلماسی فعال برای مهار تنش تهران - واشنگتن
در حالی که رسانههای ترکیه و پاکستان بیشتر بر روایت «دخالت خارجی» تمرکز دارند، واکنش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس رنگوبویی کاملا دیپلماتیک به خود گرفته است. گزارشها نشان میدهد که در روزهای اخیر، تلاشهای هماهنگ و فشردهای برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا در جریان بوده؛ تلاشی که اعتراضهای داخلی ایران و تهدیدهای واشنگتن به آن شتاب داده است.
قطر، امارات متحده عربی و عمان در مرکز این تحرکات قرار دارند. تماس تلفنی نخستوزیر قطر با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و تاکید بر «راهحل سیاسی» و «ثبات منطقهای» از جمله تحرکات برجسته بوده است. مقامهای قطری بدون اشاره مستقیم به اعتراضها، بر ضرورت کاهش تنش و جلوگیری از درگیری تاکید کردهاند.
رسانههای امارات نیز در همین چارچوب، اخبار مربوط به گفتوگوی تلفنی وزیر خارجه این کشور با همتای ایرانیاش را پوشش دادند. لحن بیانیههای رسمی ابوظبی محتاطانه و فاقد هرگونه موضعگیری درباره وضعیت داخلی ایران بود؛ رویکردی که نشان میدهد اولویت اصلی، مهار بحران در سطح منطقهای است.
در این میان، نقش عمان پررنگتر از دیگران توصیف شده است. سفر وزیر خارجه عمان به تهران و دیدار او با مقامهای ارشد ایرانی، ادامه سنت دیرینه مسقط در میانجیگری میان ایران و غرب تلقی میشود. رسانههای منطقه گزارش دادهاند که عمان به صورت پشت پرده در حال تسهیل ارتباط میان تهران و واشنگتن است؛ نقشی که پیشتر نیز در مذاکرات هستهای ایفا کرده بود.
نکته قابل توجه آن است که در هیچیک از بیانیههای رسمی کشورهای حوزه خلیج فارس اشاره مستقیمی به سرکوب اعتراضها یا مطالبات معترضان نشده است. این سکوت معنادار، نشاندهنده ترجیح حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از تشدید تنش، بر هر نوع داوری یا موضعگیری ارزشی درباره تحولات داخلی ایران است.
روایت «اغتشاش خارجی» و فعالسازی دیپلماسی
در داخل ایران، روایت رسمی از اعتراضها بهروشنی بر «مداخله خارجی» استوار شده است. مقامهای سیاسی و امنیتی، اعتراضهایی را که در پی سقوط ارزش پول ملی و بالا رفتن تورم آغاز شد، به تدریج «آشوبهای سازمانیافته» توصیف کردهاند که به ادعای آنها، با هدایت و پشتیبانی آمریکا و اسرائیل به خشونت کشیده شده است.
وزیر امور خارجه ایران در تماسهای جداگانه با همتایان خود در فرانسه، ترکیه و امارات، همین روایت را تکرار کرده و از حضور «عوامل آموزشدیده خارجی» در اعتراضها سخن گفته است. او از دولتها خواسته آنچه «دخالت در امور داخلی ایران» خوانده میشود را محکوم کنند. همزمان قطع گسترده اینترنت و برخورد امنیتی شدید و مرگبار با معترضان ادامه داشته است.
در کنار دستگاه دیپلماسی، شورای عالی امنیت ملی ایران نیز فعال شده است. تماسهای جداگانه دبیر این شورا با مقامهای عراق و قطر، با تمرکز بر پیامدهای منطقهای بحران، نشان میدهد که تهران در پی جلوگیری از شکلگیری اجماع منطقهای یا بینالمللی علیه خود است. رسانههای نزدیک به حکومت این تماسها را نشانه «وحدت ملی» و شکست «سناریوی دشمن» توصیف کردهاند.
در همین حال، تهدیدهای دونالد ترامپ همچنان در کانون توجه مقامهای ایرانی است. واشنگتن بارها هشدار داده که در صورت ادامه کشتار معترضان، «گزینههای قوی» روی میز است. تهران این اظهارات را «تحریکآمیز» و مصداق دخالت مستقیم دانسته و بر آمادگی خود برای دفاع از حاکمیت ملی جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
در مجموع، واکنشهای حکومت ایران ترکیبی است از سرکوب داخلی، روایتسازی امنیتی و تحرک دیپلماتیک. در حالی که اعتراضها همچنان ادامه دارد، حکومت میکوشد با جلب حمایت یا دستکم بیطرف نگه داشتن همسایگان و بازیگران منطقهای، هزینههای فشار خارجی را مهار کند؛ تلاشی که سرنوشت آن، تا حد زیادی به مسیر تحولات خیابان و تصمیمهای واشنگتن گره خورده است.