شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
جنازهای که نامجو در جاده ابریشم میبرد
- نویسنده, مریم زهدی
- شغل, بیبیسی
"بر چله کمان اشک" نام اثر جدید محسن نامجوست که به تازگی منتشر شده و به غرقشدگان دریای مدیترانه از جنگ تروا تا جنگ سوریه تقدیم شده .
این اثر که با کارهای گذشته نامجو متفاوت است به گفته خودش گام نخست اوست در جهت رسیدن به موسیقی ایدهآلش و تلاشی است برای خلق یک تجربه تازه.
این اثر که تلفیقی است از موسیقی و تصویر تا کنون چندبار اجرا شده و به گفته خودش انعکاس تفاوتهای صداهای زیر و بم در دو جغرافیای فرهنگی آسیا و اروپا (اسلام و مسیحیت) است.
شاید پروژهای که منجر به تولید این اثر شده را بتوان اینگونه توصیف کرد که روایت داستانیست موسیقایی و تصویری که مخاطب را در مسیر جاده ابریشم با خود همراه میکند؛ از آسیای شرقی تا خاورمیانه و بالکان و بالاخره جنوب ایتالیا.
یک حنجره و چند صدا
این اثر حکایت جنازهای است که در این مسیر از مغولستان به سمت ایتالیا تشییع می شود و اقوام مختلف هر کدام با سنت و آیین خودشان بر آن مویه و زاری میکنند.
صداهای این روایت علاوه بر اینکه به لحاظ موسیقایی طیف گستردهای را در بر میگیرند حکایت تضاد مرگ و زندگی را هم منعکس میکنند. ۶۰ تا ۷۰ درصد این صداها با طیفها و رِنجهای متفاوت از یک حنجره تولید میشوند و آن حنجره محسن نامجوست که بخش عمدهای از این اثر اجرایی را تولید و مدیریت کرده است.
در این مسیرملودیها تحت تاثیر فرهنگ و آیین اقوام مختلف خواهند بود و در نهایت منعکسکننده برخورد فرهنگهای مختلف با پدیده مرگ و تولد دوباره.
"مرگ و زندگی"، "وحدت و کثرت" و پیامی که مستقیم نیست
محسن نامجو در این باره به بیبیسی گفت: این آلبوم ربطی به زندگی در ایران یا خارج از ایران ندارد بلکه در این اثر به جای اینکه پیامی به شکل مستقیم به مخاطب ارائه شود، از شیوه روایت استفاده شده و پیام از طریق فرم و ساختار منتقل میشود.
نامجو همچنین گفت در این کار در مواجهه با مرگ به جای مارش و مرثیه و شعر در رثای غرقشدگان سوری یا استفاده از همان عکس معروف کودک غرق شده سوری، خودش به پرفورمنس نزدیک میشود.
در حقیقت این اثر خودش سوار قایق میشود غرق میشود و مرگ را بازسازی میکند به جای اینکه در رثای غرق شدن و مردن بگوید و توضیح بدهد.
به گفته نامجو این اثر که اولین اثر موسیقی ایرانی در همه سبکهاست که به صورت سوراند (surround) هم میکس شده، در دنیا اتفاق ویژه و منحصربهفردی نیست اما در موسیقی ایرانی اتفاق تازهای است.
موسیقی بزمی خاورمیانه
محسن نامجو که این اثر را تلاشی رو به جلو در کارنامه کاری خود میداند و تلاش میکند طیف گستردهای از صداهای مختلف را از طریق آن به گوش مخاطبش برساند همچنین گفت: محل پشتیبانی رسمی و رشد موسیقی غرب، کلیساها بودهاند، حال آنکه اسلام هیچگاه اجازهٔ اجرای موسیقی در مساجد را نداده است؛ پس محل رشد موسیقی در خاورمیانه، همواره خانهها و پستوهای کوچک بودهاند. مکانهایی با ابعاد بزرگ در طی روند تاریخی اجازهٔ تولید و شنیدن طول موجهای بلندتر را میدهد که ویژگی صداهای بم است و مکانهای کوچک سرزمینهای شرق، جای مناسبی برای تولید صدای بم ارگ کلیسا یا گروه کُر مردان یا سازهای بزرگ (با صدای بم) مثل کنترباس یا ویولنسل نیست. به همین دلیل است که موسیقی شرقی، غالباً مجلسی و بزمی است. ادامهٔ این روند باعث شده که ما در غرب به اختراع گیتار باس برسیم، حال آنکه در شرق همهٔ سازها صدای زیر دارند و خوانندگانی که نتهای زیر را اجرا میکنند محبوبتر و هنرمندتر محسوب میشوند و ما خیلی کم صداهایی مثل تام وِیْتس یا لئونارد کوهن در شرق پیدا میکنیم، چون فضیلت و مهارت محسوب نمیشود.
'برچله کمان اشک' از کجا آمد؟
ایده اولیه این آلبوم که به تدریج از سه سال پیش تکامل پیدا کرد، با همفکری محسن نامجو، شیرین نشاط، فیلمساز ایرانی شکل گرفته است.
نامجو حدود ۴ سال پیش قطعهای از آلبوم "از پوست نارنگی مدد" خود را برای شیرین نشاط و شجاع آذری هنرمند تجسمی و فیلمساز پخش کرد و ایده اجراییش را اینگونه مطرح کرد که صداها از باندهای صوتی مختلف که تماشاچیان را دایرهوار در برگرفتهاند پخش شوند و بالای هر باند عکسها یا ویدیوهای شیرین نشاط نصب شوند.
کمی بعد فرانکو لائرا، تهیهکننده تئاتر و هنرهای اجرایی ایتالیایی هم به این پروژه پیوست و "دعاخوانان" زن ایتالیایی را به طرح اضافه کرد.
دعاخوانان زن مانند عاشیقها در موسیقی ایرانی تقریبا آخرین کسانی هستند که سنت ورد و دعاخوانی را در ایتالیا حفظ کردهاند.
نامجو گفت دعاخوانان زن را در اطراف صحنه نشاندم و خودم با حرکات دست و بدن از یک سوی صحنه بهسوی دیگر میرفتم و آنها را به خواندن دعوت میکردم.
اینگونه شد که چیدمان صوتی با باندها جای خود را به گونهای از اجرا یعنی نمایش و رقص داد.
گروه فاراوالا هم به پیشنهاد لائرا به این پروژه اضافه شد. این گروه از چهار زن خواننده تشکیل شده که کارشان تلفیقی است از موسیقی آوازی رنسانس و باروک، موسیقی محلی بالکان و شرق اروپا و کوارتتهای آوازی ساختهٔ خودشان.
نهایتا شیرین نشاط و و شجاع آذری، اززنان دعاخوان ایتالیایی به شکل سیاه و سفید و مینیمال ویدیو گرفتند و حاصل کار ترکیبی شد از ویدیوهای شیرین (در اندازههای بسیار بزرگ در چهار سوی صحنه)، طراحی حرکات شجاع و موسیقی و بازی من و گروه فاراوآلا. این یعنی تماشاچی، موسیقی را از سه منبع میشنید: دعاخوانان اطراف صحنه، آوازهای ترکیبشدهٔ من و فاراوآلا، و موسیقی ضبط شده.
این اثر هم اکنون در قالب یک سی دی استریو عرضه میشود و یک بلوری (Blue Ray) صوتی که امکان پخش صدا را در سیستم صوتی پیشرفته با پنج اسپیکر به مخاطب میدهد.
به گفته نامجو تلاش بر این بوده که مخاطبی که این آلبوم را خریداری میکند در صورت برخورداری از سیستم صوتی مناسب تا جای ممکن در جایگاه کسی قرار بگیرد که در اجرای این قطعات حضور فیزیکی دارد و صداها را به تفکیک با جزییات لازم میشنود.
محسن نامجو از استقبال مخاطبان از کنسرتهای این پروژه راضی بوده و گفت ما از تماشاچیان خواستیم به جای اینکه این کار را به مثابه یک کنسرت ببینند به آن به عنوان یک نمایشگاه صوتی نگاه کنند.