نکبت بینام مردگان بیشمار: زامبیها به روایت جیم جارموش

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, حسین شریف
- شغل, فرش قرمز - کن
جیم جارموش قطعا از ترامپ خوشش نمیاید. از کجا میگویم؟ این را میشود از کاراکتر استیو بوسمی فهمید در فیلم جدیدش که همین امروز در کن اکران شد: مردهها نمیمیرند.
استیو نقش کاراکتری را بازی میکند با کلاهی قرمز، مثل طرفداران ترامپ. با این فرق که روی کلاهش نوشته: آمریکا را دوباره سفید کنیم! استیو - که عصبانی در مزرعه اش قدم می زند و دنبال سگی به نام "رامسفلد" می گردد - اینقدر نژادپرست است که حتی حاضر نیست قهوه سیاه بنوشد.
فیلم را که ببینید احتمالا بازی استیو و حرصی که بیل موری - در نقش کلانتر شهر - از دستش می خورد، لبخند مینشاند روی صورتتان. ولی همین وضوح و قطعیت و گلدرشتی که در این سکانسها میبینید، کار جیم جارموش را سخت میکند و به فیلمش - که میتوانست خیلی بهتر از اینی که هست باشد - لطمه میزند. جیم جارموش شاهکار میکند وقتی در فیلمهایش خبری از قطعیت نیست و مه سنگینی بین ما و بازیگرها و آیندهشان میایستد. آسمان شهر کوچک سنترویل در "مردهها نمیمیرند" ولی صاف صاف است و قصه همان است که میبینی و میشنوی و فیلمنامه جای چندانی برای بازی ذهن تو باقی نمیگذارد.
با این حال حیف است دور فیلم را خط بکشید؛ چون تماشای جیم جارموش در یک روز صاف و روشن باز میارزد به تماشای هزار و یک کارگردان دیگر در شبی مهآلود و مهتابی.

این قصه آخر خوشی ندارد
"مردهها نمیمیرند" یک فیلم زامبی است از کارگردانی که معمولا مهمان جشنوارههاست. این ممکن است طرفداران فیلمهای ترسناک را - که معمولا دل خوشی از جشنوارهها ندارند - شگفتزده کند ولی برای طرفدارهای جیم جارموش به امری عادی تبدیل شده: جارموش عاشق این است که سرزده برود سراغ ژانری محبوب و جاافتاده و همه قوانین و قواعدش را به هم بزند و در همان ژانر - به شیوه آهسته و ملایم و آرام خودش - فیلم بسازد.
کاری را که اینجا با فیلم های زامبی می کند، قبلا با فیلم های وسترن کرده بود در "مرد مرده"، با فیلمهای جادهای در "عجیبتر از بهشت"، با خونآشامها در "تنها عاشقانِ زندهمانده" و با فیلمهای سامورایی/تبهکاری در "گوستداگ: سلوک سامورایی".
اینجا هم همان بلا را سر قواعد جاافتاده ژانر در میآورد. مثلا در فیلم های زامبی و آخرالزمانی، معمولا مدتی طول میکشد که کاراکترها بفهمند این قتل وغارتها کار زامبیهاست. امری که برای ما تماشاچیهای فیلم واضح است و در نتیجه چنین سکانسهایی جز کسالت تماشاچی هیچ فایده دیگری ندارند.

منبع تصویر، Getty Images
در "مردهها نمیمیرند" ولی قصه فرق میکند. همین که اولین قربانیها را میبینند. بیل موری از دستیارش - با بازی فوقالعاده آدام درایور - میپرسد: «چی فکر میکنی؟». آدام مکث میکند و میگوید: "فکر میکنم زامبیها!... نامردگان.. غولها!". طفلکی از همان اول هم مدام به همه هشدار میدهد این قصه آخر خوشی ندارد. ولی خب، متاسفانه گوش این هیچکس به این حرفها بدهکار نیست.

این انساندوستی لعنتی
جایی از "مردهها نمیمیرند" جارموش به سامویل فولر، فیلمساز محبوبش ادای دین میکند. دوربین روی سنگ قبری که یکی از زامبیها ازش بیرون آمده زوم می کند و می بینیم که رویش نوشته سام فولر!
جیم جارموش از طرفدارهای پر و پاقرص سامويل فولر است؛ فیلمساز مستقل و منحصربهفرد آمریکایی که خارج از جریان رسمی فیلم می ساخت. جارموش جایی خاطرهای از فولر تعریف کرده بود: اینکه بعد از ساخت "دالان شوک" جشنوارهای در سنسباستین به او "جایزه انساندوستانه" داده بود. فولر رفت روی صحنه و قبل از پس دادن جایزه، توی میکروفون فریاد زد: "این یک فیلم انساندوستانه لعنتی نیست. یک فیلم ملودرام اکشن پرهیجانه".

منبع تصویر، Getty Images
فولر اگر زنده بود، احتمالا بعد از تماشای "مردهها نمیمیرند" گوش جارموش را میپیچاند و متلک بارش میکرد: از بس که فیلمی انساندوستانه ساخته! فیلم پر است از هشدارهای محیط زیستی و اعتراض به زامبیها/مردمانی که حتی بعد از مرگ کالایی که دوست داشتند را فریاد می زنند. به این ترتیب ظاهر سنترویل - شهر محل وقوع داستان - بعد و قبل از فاجعه خیلی هم فرقی نمیکند. در هر دو تا یک مشت زامبی آهسته در خیابان ها راه می روند و زیرلب زمزمه میکنند: "وای-فای… بلوتوث... نینتندو… اپل".
این اصرار واضح به هشدارهای سیاسی و محیط زیستی، هم لرزه به اندام مرحوم فولر در قبر میاندازد و هم از ضرب فیلم میکاهد. و اگر جارموش فکر کرده که میشود با شکستن مکرر دیوار چهارم این مشکل را برطرف کرد، اشتباه کرده. گفتگوی ادام درایور و بیل موری درباره فیلمنامه و اینکه جیم جارموش آخر قصه را به بیل موری نگفته، بدتر فاصله بین فیلم و تماشاچیها را تشدید میکند.

شما را نمیدانم ولی برای من همین کافیست که تیلدا سوینتون را تماشا کنم که با لهجه اسکاتلندی و شمشیر سامورایی سر زامبی ها را قطع میکند و از نقزدنهای آدام درایور و بیل موری لذت ببرم که قطعا - با آرامش و مکثهای بهموقع و حس طنز منحصربهفردشان - جیم جارموشی ترین زوج سینمایی فیلم های جیم جارموشاند.
مردهها نمیمیرند بهترین فیلم جیم جارموش نیست. ولی قشنگ به درد عصر پنجشنبه ای میخورد که حوصله بیرون رفتن ندارید و خانه میمانید و پردهها را میکشید و مینشینید پای فیلمی تا حواستان را - برای یک بعدازظهر ساده هم که شده - پرت کنید از آن دنیای پرنفرت بیرون و آدمهایی که همدیگر را می درند… از این نکبت بینام مردگان بیشمار.

منبع تصویر، Getty Images











