فوتبال ایران و ولز؛ تیم ملی باید چگونه بازی کند و چطور میتواند گرث بیل را مهار کند؟

منبع تصویر، Getty Images
هرچند شکست سنگین ایران مقابل انگلیس، بسیار غافلگیرکننده بود و ایران دومین شکست سنگین دور اول مرحله گروهی را پس از باخت هفت بر صفر کاستاریکا مقابل اسپانیا تجربه کرد اما شرایط در گروه دوم به گونهای است که ایران به رغم آن باخت ناامیدکننده، هنوز بخت قابل توجهی برای صعود به مرحله حذفی دارد.
تساوی آمریکا و ولز چند ساعت پس از پایان بازی ایران-انگلیس، به اندازه یک پیروزی برای کارلوس کیروش و بازیکنانش ارزشمند بود.
این طور که به نظر میرسد در این گروه انگلیس کار آسانی برای صعود دارد و تقسیم امتیازات در بازی دو رقیب اصلی ایران، خبری خوب برای اعضای تیم ملی بود.
ایران حالا درحالی آماده بازی با ولز می شود که در صورت پیروزی در این بازی، شاید در پایان روز دوم مرحله گروهی، به رتبه دوم جدول گروه صعود کند.
اما حریف دوم ایران چگونه تیمی است؟
یادآور فوتبال قدیمی بریتانیا
ولز با ترکیبی که در تصویر مشخص است، بازی با آمریکا را شروع کرد. آرایش پایه ۳-۴-۳ که البته به دلیل مالکیت بالای آمریکا و عقب کشیدن ولز در اغلب دقایق نیمه اول تبدیل به ۲-۳-۵ شده بود.
در خط دفاع بن دیویس مدافع تاتنهام، در خط میانی آرون رمزی و در خط حمله گرث بیل و جیمز از عناصر تشکیل دهنده هسته اصلی ولز هستند.

در همان نیمه اول بازی با آمریکا مشخص شد که ولز در شروع بازیسازی چندان تاکید یا توانایی در دادن پاسهای پرتعداد و متوالی ندارد.
آمریکا در دقایق زیادی از این نیمه با نفرات زیاد داخل نیمه زمین ولز با پاسهای پرتعداد طراحی حمله می کرد اما هر وقت ولز از عقب زمین خودش قصد شروع بازی را داشت، پس از تعداد کمی پاس، به پاس بلند طولی برای جیمز یا بیل نزدیک مدافعان رو می آورد؛ پاسهایی که در نیمه اول اغلب به مقصد نرسیدند و به راحتی توسط مدافعان آمریکا جمع شدند.
به این ترتیب اگر ایران در فاز دفاع، از بالای زمین به ولز فشار بیاورد، این تیم خیلی زود رو به پاسهای بلند میآورد و در این موقعیت مدافعان میانی ایران باید برای نبرد اول مقابل بیل و مهاجم دیگر ولز آماده باشند و بعد هافبکهای میانی ایران باید برای گرفتن توپ دوم پس از نبرد اصلی، به صحنه نزدیک باشند.
هرچند ایران مقابل انگلیس فقط ۲۲ درصد مالکیت داشت، اما به نظر می رسد توانایی حفظ و گردش توپ در تیم ایران قویتر از ولز باشد.
و به همین دلیل آنچه در نیمه اول آمریکا مقابل ولز دیدیم را احتمالا ایران هم می تواند مقابل ولز اجرا کند.
شکل بازی ولز با توپ، یادآور فوتبال قدیمی بریتانیایی است؛ فوتبالی متمرکز بر پاسهای بلند از عقب زمین و تلاش برای بردن توپ سرگردان پس از نبرد اصلی و سپس طراحی حمله.
در این تورنمنت تیم های زیادی نیستند که فوتبالی اصطلاحا «از مد افتاده» شبیه ولز را بازی می کنند، اما ولز روی این شکل بازی اصرار دارد و از بازی اول هم یک امتیاز گرفته است.
مهارت در انتقال سریع و ضربه ایستگاهی

منبع تصویر، Reuters
ولز در نیمه اول از آمریکا عقب افتاد، آن هم روی یک حمله برقآسای آمریکا با پاسهای سریع از کانالهای میانی. پاسهایی که فرصت واکنشبه موقع را از مدافعان میانی ولز گرفت.
شاید تماشای این تصاویر کیروش را به این نتیجه رسانده که همزمان از مهدی طارمی و سردار آزمون در ترکیب ابتدایی استفاده کند؛ چیزی که از عکسهای منتشر شده از صحبت خصوصی کیروش با دو مهاجم ایران در میانه تمرین دیروز تیم ملی هم مورد استناد بسیاری از خبرنگاران قرار گرفته است.
سرمربی ولز با شروع نیمه دوم، جیمز مهاجم پیشین منچستریونایتد و بازیکن کنونی فولام را از بازی بیرون کشید و به جای او مور را وارد میدان کرد؛ یک مهاجم کلاسیک، بلندقامت و موثر روی نبردهای هوایی و دونده.
ولز با شروع نیمه دوم سعی کرد توپ را بیش از نیمه اول روی زمین نگه دارد و به روند پاسکاریهای خود سرعت بدهد اما مهارت تیمی بازیکنان در این کار چندان مطلوب نیست.
آنها در دو فاز بازی مهارت دارند؛ انتقال سریع از دفاع به حمله، براساس پاسهای رمزی و سرعت بیل و مور (جیمز) و البته روی ضربات ایستگاهی؛ خصیصه مشترک با انگلیس و اصولا تیمهای دیگر بریتانیا.
ولز در نیمه دوم روی دو کرنر به خلق موقعیت نزدیک شد. یک بار ضربه سر دیویس در آستانه ورود به دروازه، با واکنش دروازهبان آمریکا مهار شد و یک بار هم مور در آستانه زدن ضربه آخر، نزدیک به تیر اول بود.
بازگشت به ۲-۴-۴ و هنر بیل

منبع تصویر، GPA
نقشه بعدی سرمربی ولز، بیرون کشیدن یکی از سه مدافع میانی و تبدیل آرایش تیمش به ۲-۴-۴ بود؛ سیستم کلاسیک بریتانیاییها زمانی که به گل نیاز دارند.
در این حالت مور و بیل همچنان دو مهاجم مرکزی ولز بودند اما این بار کانالهای کناری ولز نسبت به سیستم ۳-۴-۳ نفرات بیشتری داشت.
رمزی که نزدیک به منطقه راست خط میانی بازی میکرد، در این آرایش نمایش موثری داشت. سرانجام ولز روی یکی از حرکات ترکیبی در اطراف محوطه جریمه آمریکا، با هوشمندی بیل در زمانبندی در رسیدن به توپ، موفق شد پنالتی بگیرد و بیل ضربه پنالتی را به گل تبدیل کرد.
این صحنه برای بازیکنان ایران یک نکته ویژه دارد: این که در مواجهه با گرث بیل در محوطه جریمه، مسئله خطا نکردن نیست. موضوع اصلی زمانبندی دقیق او برای اولین لمس توپ است؛ مهارتی که در تیم ایران هم یک نفر آن را به خوبی دارد؛ مهدی طارمی.
به این ترتیب دو پنالتیگیر قهار در دو محوطه جریمه می توانند سرنوشت بازی را روی مهارت ویژه خود در پنالتی گرفتن رقم بزنند.
پاس کمتر، شوت بیشتر
چنانکه در آمار نهایی بازی ولز-آمریکا می بینید، آمریکا حدود ۶۰ درصد مالکیت توپ داشته و طبیعتا پاسهای بیشتری هم داشته اما تعداد ضربات ولز در چارجوب بیشتر بوده است.

اصولا ولز تیمی است که براساس قاعده قدیمی در فوتبال بریتانیا، برایش بسیار مهم است که هرچه سریعتر با توپ به یک سوم دفاع حریف برسد و به همین دلیل هم تعداد پاسهای طولی یا مورب بلند از عقب زمین در تیم ولز زیاد دیده می شود. ولز ۳ کرنر در این بازی داشت اما دو تا از سه کرنر برای آمریکا خطرساز شد.
سرباز دونده ولز
آمار عملکرد بیل مقابل آمریکا هم جالب است. بیش از آنکه تعداد شوت ها یا گل او جلب توجه کند، تعداد بازپسگیری توپ از حریف توسط بیل چشمگیر است: ۴ بار.
مهاجمی که چند سال است از کم انگیزگی او انتقاد میشود، در اغلب بازیهای ملی، مثل یک سرباز برای ولز میجنگد.

۳ پاس در یک سوم هجومی به همبازیانش هم نشان میدهد که در جریان به نتیجه رساندن حمله اطراف محوطه جریمه، بیل یک بازیکن فعال است.
نیروهای دفاعی ایران در جریان بازی در نیمه خودی، نباید از بیل فاصله داشته باشند یا به او فرصت چرخیدن با توپ را بدهند. در هر زمان براساس منطقه حضور بیل و منطقه توپ، باید یک بازیکن از ایران به بیل نزدیک باشد و روی او فشار فیزیکی بگذارد.
بیل وقتی در نبود فشار فیزیکی، رو به دروازه حریف می چرخد، میتواند تصمیم بسیار خوبی با توپ بگیرد.
آوردن توپ از هوا، به زمین
درمجموع بازی دوم ایران در جام جهانی کاملا متفاوت از بازی اول با انگلیس است.
ولز چه با ۲-۳-۵ شروع کند، چه ۲-۴-۴ از چند حریف جدی قبلی ایران از جمله کره جنوبی، اروگوئه، تونس و انگلیس در حفظ توپ و گردش توپ بر اساس پاسهای کوتاه متوالی ضعیفتر است.
می توان تصور کرد که ایران بتواند مالکیت توپ بیشتری حداقل در نیمه اول نسبت به ولز داشته باشد و حضور همزمان طارمی و آزمون در ترکیب ایران و حرکات ترکیبی در کانالهای میانی، اساس کار تیم ملی برای رسیدن به فضای پشت دفاع ولز باشد.
ولز تیمی است که چه در دفاع و چه در حمله در نبردهای هوایی متوسط عملکردش مطلوب است اما وقتی توپ روی زمین نزدیک خط دفاعش با سرعت به پاسکاری و حرکت درمی آید، دچار مشکل می شود. به همین دلیل ولز از این که ایران توپ را از هوا به زمین بیاورد، استقبال نمیکند.
کسب سه امتیاز بازی با ولز، با در نظر گرفتن اینکه احتمال پیروزی آمریکا مقابل انگلیس زیاد نیست، میتواند خیلی زود ایران را به جریان رقابتی تورنمنت برگرداند؛ کاری که البته آسان نیست اما برای ایران با این همه بازیکن مستعد و موفق، قابل انجام است.














