زرمینه؛ بازخوانی داستان زنی که در میدان فوتبال کابل اعدام شد

منبع تصویر، Social Media
علی حسینی
بیبیسی
مشهورترین مورد اعدام طالبان براساس «حکم قصاص» بر میگردد، به اعدام یک زن در زمین فوتبال در تاریخ ۲۵ عقرب/ آبان ۱۳۷۸ خورشیدی در کابل؛ اعدام زرمینه.
زرمینه همان زنی است که با برقع آبی در روی خط سفید محوطه جریمه میدان فوتبال استادیوم غازی در کابل نشست و یک نفر با کلاشینکوف به او نزدیک شد و به سرش شلیک کرد.
تصویری از این صحنه در سه دهه گذشته بارها به عنوان «نماد شیوه برخورد آنها با زنان در افغانستان» بازنشر و دستبهدست شد.
من با چهار نفری که در آن روز در میدان فوتبال حضور داشتند، صحبت کردم.
دو نفر از آنها عضو «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» موسوم به «راوا» هستند. با تصویربردار این صحنه اعدام باواسطه صحبت کردم و با دیگری که در کنار او در محل تماشاچیان نشسته بود، مستقیم و از راه تلفن گفتوگو کردم.
آنتون آنتونوویکز، خبرنگار دیلی میرر، از اولین و معدود خبرنگارانی بود که داستان زرمینه را پیگیری کرد.
منابع به آنتونوویکز گفته بودند که زرمینه «به خاطر بدرفتاری شوهرش»، او را کشته بود.
بیش از ۲۰ سال از آن رویداد گذشته و حالا راستیآزمایی آن دشوار است و نمیتوان روایتها را با اطمینان تایید یا رد کرد.
زرمینه قبل از اجرای حکم اعدامش سه سال در زندان بود. زمانی هم که به زندان برده شده بود، دوگانگی/ دوقلوی دختر و پسری یکساله همراهش بود. به گفته خبرنگار دیلی میرر آنها امید زرمینه بودند که چون نوزاد هستند، احتمالا او را از خطر قصاص و مرگ نجاتش دهند.
اما زرمینه در اشتباه بود؛ وقتی دوگانگیهایش از شیر گرفته شدند، زمان اعدامش تعیین شد.
او اما هر بار تاکید میکرد: «مرا نمیکشند. چه کسی از فرزندانم نگهداری کند؟ من مادر هستم. آنها یک مادر را نمیکشند.»
به گفته یکی از افرادی که در زمان اجرای حکم قصاص زرمینه در استادیوم حضور داشت، طالبان معمولا اجرای احکام را روز جمعه انجام میدادند، اما استثنااً مراسم اعدام زرمینه را در روز سهشنبه برگزار کردند.
«صدای شریعت»، رادیوی طالبان در دهه نود میلادی، شب قبل اعلام کرده بود که قرار است فردا در استادیوم چه حکمی اجرا شود.
آن روز «حدود ۳۰هزار نفر» به گفته آنتونوویکز و به نقل از شاهدان در استادیوم ورزشی کابل جمع شده بودند.
یک شاهد رویداد، آن روز که در کنار سید عبدالرحمن آغا، رئیس محکمه نظامی طالبان نشسته بود، از او پرسید این زن چه کرده؟ پاسخ سید عبدالرحمن این بود: «شوهرش را با مارتول/ پتک کشته، شش، هفت فرزند دارد.»
به گفته این شاهد وقتی زرمینه را دو نیروی زن [طالبان] از ماشین پیاده کردند، اول تصور نمیکرد که او را بکشند. فکر کرد که قرار است او را شلاق بزنند.
آنتونوویکز هم این موضوع را به نقل از منابعش تائید میکند. به گفته او، صبح روز اجرای حکم قصاص، زرمینه از همبندیهای خود در زندان دو لباس قرض گرفته بود و آنها را زیر برقع پوشیده بود تا درد ضربات شلاق را کمتر حس کند.
به گفته یک شاهد، به زرمینه گفته شد که روی زمین بنشیند، وقتی نشست، عبدالرزاق، فرمانده شهر کابل و وزیر داخله طالبان به مردی که چهره خود را پوشانده بود، دستور داد شلیک کند.
آن مرد شلیک کرد، اما «لرزش دستش» به حدی بود که یک مرمی/ تیر از کنار سر زرمینه و از برقع او گذشت و به زمین خورد. تیر بعدی اما به سرش اصابت کرد و زرمینه با صورت در چند متری نقطه پنالتی روی زمین افتاد.
این رویداد را یکی از اعضای «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» موسوم به «راوا» که آن روز همراه همکارانش در قسمت زنان نشسته بودند، مخفیانه تصویربرداری کرد. یکی از فعالیتهای اعضای راوا مستندسازی نقض حقوق بشر در افغانستان بود.
یکی از اعضای این سازمان تعریف کرد: « [برای تصویربرداری ] باید کامره/ دوربین فیلمبرداری خود را به داخل استادیوم میبردیم. به همین خاطر یک گروه تشکیل دادیم و کسی که دوربین دستش بود، را حلقه کردیم. چون تنها یک زن وظیفه بازرسی را برعهده داشت، بازرسی زیاد جدی نبود و توانستیم وارد شویم. مجبور شدیم چادری/ برقع را سوراخ کنیم تا لنز دوربین کوچک از آن بیرون شود. دوربین خیلی کوچک و از نوع مینیدیوی بود که از طرف «دوستان ژاپنی» به دستمان رسیده بود و تاکنون پیشمان هست.
وقتی تیر شلیک شد، تقریبا همه کسانی که دور و برمان بودند، ناگهان جیغ زدند. در تصویر هم دیده میشود که هنگام شلیک « دوربین تکان خورد.».
تصویربردار این رویداد در وسط دو عضو دیگر راوا نشسته بود. به گفته او: «بعد از اجرای حکم، زنان باید بلافاصله استادیوم ورزشی را ترک میکردند. در ازدحام جمعیت یک زن با اشاره به من گفت که پیش این زن دوربین است. بدون اعتنا به او در حالیکه به شدت میلرزیدم، از استادیوم خارج شدم. در آنزمان تاکسیها زنان تنها را سوار نمیکردند. بالاخره یک تاکسی را متوقف کردم و گفتم که مریض هستم، من را به خانه برسان. قبول نمیکرد، گفتم اگر طالبان متوقفمان کرد، میگوییم که خواهر و برادر هستیم. پذیرفت و من نشستم. نامهایمان را به یکدیگر گفتیم و حرکت کرد. در تمام راه میترسیدم که فیلم را از دست بدهم.»
به گفته یکی دیگر از اعضای «راوا» صبح فردای «قصاص» به سمت پاکستان و اسلامآباد رفتند. شب وقتی به اسلامآباد رسیدند، مستقیم راهی دفاتر خبرگزاریهای بینالمللی از جمله آسوشیتدپرس و خبرگزاری فرانسه، رویترز و بیبیسی شدند. اما هیچ یک از آنها نپذیرفتند که فیلم را نشر کنند. دو دلیل را مطرح میکردند؛ یکی اینکه صحنه بسیار دلخراشی هست و دیگر اینکه کیفیت تصویر خوب نیست.
فیلم اعدام زرمینه در واقع حدود دو سال بعد مورد توجه جهان قرار گرفت؛ زمانیکه حملات یازده سپتامبر رخ داد.
این تصویر انتقادهای گستردهای را علیه طالبان در زمینه مسائل حقوق بشری و حقوق زنان در پی داشت.
البته که نه در آنزمان و نه در حال حاضر برای بسیاری از طالبان بویژه آنهایی که به «شریعت اسلامی» مورد نظرشان پایبند هستند، به نظر میرسد این انتقادها تاثیری ندارد.
مطالب مرتبط:
طالبان با شلاق زدن و اعدام چه پیامی میفرستد؟
اولین حکم قصاص در حکومت طالبان پس از بازگشت دوباره آنها بر سر قدرت در افغانستان در یک استادیوم ورزشی در مرکز ولایت فراه اجرا شد.
در مراسم روز چهارشنبه در فراه که شماری از مقامهای ارشد طالبان حضور داشتند پدر مقتول با کلاشینکوف سه مرمی به قاتل پسرش شلیک کرد و آنطور که مادر مقتول گفته با درخواست عفو قاتل پسرش «از طرف خیلیها از جمله مقامهای طالبان» موافقت نکرده است.
طالبان در اعلامیهای که از رادیو پخش شد از مردم خواستند «مراسم اعدام» شرکت کنند. یکی از شرکتکنندگان گفت جمعیت به حدی زیاد در استادیوم فوتبال شهر فراه جمع شده بودند که جای خالی در داخل استدیوم باقی نمانده بود و بیرون از استدیوم ماندند.
شناختهشدهترین چهرههای مقامهای طالبان از کابل برای اجرای حکم اعدام به فراه رفته بودند؛ ملا برادر از بنیانگذاران گروه طالبان و معاون نخستوزیر حکومت طالبان، سراجالدین حقانی، وزیر داخله، عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی، امیرخان متقی، وزیر خارجه و وزیران عدلیه و معارف هم حضور داشتند.
آنچه که روز چهارشنبه این هفته رخ داد پیامش واضح بود؛ اینکه طالبان در قبال اجرای «شریعت اسلامی» مماشات نمیکنند و به اصولی که در حاکمیت نخستشان در اواخر نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی متعهد بودند، همچنان پایبند خواهند بود.
در دوره حاکمیت قبلی طالبان در سالهای نیمه دوم دهه ۹۰ میلادی بزرگترین افتخار طالبان برقراری «امنیت» در بخشهایی از افغانستان بود. آنها استدلال میکردند که بخش عمده این «امنیت» حاصل تطبیق (ولو ناقص) دستورات شرعی در قبال مجرمین بود.
روندی که از سوی نهادهای بینالمللی «غیرانسانی و مخالف حقوق بشر» خوانده شده است.
با آنچه که در فراه رخ داد، به نظر میرسد در آینده شاهد موارد بیشتری از این دست، از جمله اعدام، قطع دست و در کل جاری کردن حدود مطابق به تعبیری که طالبان از شریعت اسلامی دارند، خواهیم بود.
مشخصه دیگر این «تطبیق شریعت» این است که با شکل و شمایل مراسم انجام میشود و طالبان اصرار شدیدی بر آن دارند که چنین احکامی در ملاءعام برگزار کند. به همین دلیل از رادیو برای اطلاعرسانی و از میدان فوتبال برای مکان اجرای حکم استفاده میکنند.
این اقدام مثل شمشیر دو تیغه برای طالبان عمل خواهد کرد، از یکطرف ممکن است به گفته خودشان به کاهش جرایم کمک میکند (براساس تجربه حاکمیت نخستشان) و از طرف دیگر، بیشتر حکومت طالبان را در عرصه انتقاد بینالمللی قرار میدهد و فشارهای فزاینده بینالمللی بر آنها را افزایش خواهد داد.

منبع تصویر، AFgov
انتقادها بر محاکم شرعی طالبان
در زمینه اجرای حکم اعدام در افغانستان این تنها طالبان نیستند که آن را تطبیق کردهاند. در دوره حکومت مجاهدین، برهانالدین ربانی، رهبر جمعیت اسلامی افغانستان و رئیس دولت اسلامی وقت هم اجرای حکم اعدام صورت گرفته است.
از احزاب مجاهدین هم دستکم در یک مورد حزب وحدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری، روحانی شیعه اجرای حکم اعدام را در کارنامه خود دارد.
در دوره جمهوریت نیز در موارد معدودی حکم اعدام اجرا شده است.
نکته متفاوت احکام اینبار نسبت به دوره قبلی حکومت طالبان این است که دیگر صدور حکم حدود و قصاص برعهده یک محکمه نظامی نیست. بویژه اینکه حکم دیروز پس از بررسی در دادگاههای «سهگانه» و پس از تایید هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان اجرا شده است.
اما دادگاههای شرعی طالبان ساختار قانونی و قضایی افغانستان را ندارد که در آن وکیل مدافع، دادستان (سارنوال) و کادرهای با تجربه کاری و تحصیل جرمشناسی و قضا پیشبینی شده است.
پس از روی کار آمدن طالبان بیشتر قضات و کارکنان تخصصی بخش قضا و تشخیص جرم از افغانستان بیرون شدهاند و اتکای طالبان عمدتا به قضاتی است که در مدرسههای دینی آموزش دیدهاند.
طالبان قاضیان دولت پیشین افغانستان را متهم به فساد میکنند اما موضوع شفافیت در سیستم قضایی طالبان نیز به شدت زیر سوال است.
موضوع دیگری که در شبکههای اجتماعی افغانستان مطرح شده، این است که آیا نظام قضایی طالبان اعضا و مقامهای خود را نیز محاکمه کرده یا حکمی را در ملاء عام بر آنها اجرا میکنند یا خیر؟











