سالگرد هفت اکتبر؛ سال کشتار و پایان توهم‌ها درباره خاورمیانه

تصویر پسری میان ویرانی در غزه

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, جرمی بوئن
    • شغل, سردبیر بین‌الملل، بی‌بی‌سی

میلیون‌ها نفر در خاورمیانه آرزوی زندگی امن و آرامی را دارند که در آن از ماجراجویی و مرگ‌های خشونت‌بار خبری نباشد. جنگ سال گذشته، به بدی هر زمان دیگر در تاریخ معاصر منطقه، بار دیگر نشان داد تا زمانی که اختلافات عمیق سیاسی، راهبردی و مذهبی حل‌نشده باقی بمانند، این رویای صلح تحقق نخواهد یافت. بار دیگر جنگ در حال بازنویسی سیاست‌های خاورمیانه است.

حمله حماس از بیش از یک قرن مناقشه حل‌نشده سرچشمه می‌گیرد. پس از آن که حماس از مرزهای تقریبا بی‌دفاع عبور کرد، بدترین روز را در تاریخ اسرائیل رقم زد.

حدود ۱۲۰۰ نفر، که عمدتا غیرنظامیان اسرائیلی بودند، کشته شدند. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل با جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا تماس گرفت و به او گفت: «ما هرگز در تاریخ این کشور شاهد چنین توحشی نبوده‌ایم»، نه «از زمان هولوکاست». اسرائیل این حملات حماس را به عنوان تهدیدی برای موجودیت خود می‌دانست.

از آن زمان، اسرائیل روزهای وحشتناکی را بر فلسطینی‌های غزه تحمیل کرده است. بر اساس گزارش وزارت بهداشت حماس، حدود ۴۲ هزار نفر، که بیشترشان غیرنظامی بودند، در این یک سال کشته شده‌اند. بیشتر غزه ویران شده است. فلسطینی‌ها اسرائیل را متهم به نسل‌کشی می‌کنند.

جنگ گسترش یافته است. دوازده ماه پس از حمله حماس، خاورمیانه در آستانه جنگی حتی وخیم‌تر قرار دارد؛ جنگی وسیع‌تر، عمیق‌تر و مخرب‌تر.

پایان خیالات واهی

سال کشتار، لایه‌های متعددی از تصورات و توهمات را کنار زد. یکی از این توهمات، باور بنیامین نتانیاهو بود که می‌تواند مسئله فلسطینیان را بدون هیچ‌گونه عقب‌نشینی در برابر خواسته‌های آنان برای حق تعیین سرنوشت، مدیریت کند.

همراه با این توهم، خوش‌بینی نادرستی هم که متحدان نگران اسرائیل در غرب را دلگرم می‌کرد، از میان رفت. رهبران آمریکا، بریتانیا و کشورهای دیگر خود را قانع کرده بودند که نتانیاهو، با این که در تمام طول زندگی سیاسی خود مخالف ایجاد یک دولت فلسطینی در کنار اسرائیل بوده، ممکن است برای پایان دادن به جنگ متقاعد شود که سرانجام این مسئله را بپذیرد.

سرسختی نتانیاهو، بازتاب‌دهنده بی‌اعتمادی تقریبا فراگیر به فلسطینی‌ها در داخل اسرائیل، و ایدئولوژی خود او بود. این سرسختی همچنین یک طرح صلح جاه‌طلبانه آمریکایی‌ها را هم نابود کرد.

طرح «توافق بزرگ» بایدن پیشنهاد می‌کرد که اسرائیل در ازای موافقت با استقلال فلسطینی‌ها، به رسمیت شناخته شدن کامل دیپلماتیک از سوی عربستان سعودی، تاثیرگذارترین کشور اسلامی، را دریافت کند. پاداش عربستان نیز یک پیمان امنیتی با آمریکا بود.

طرح بایدن در همان گام نخست شکست خورد. نتانیاهو در ماه فوریه اعلام کرد که ایجاد کشور فلسطینی‌ «پاداشی بزرگ» برای حماس خواهد بود. بتسالل اسموتریچ، یکی از ملی‌گرایان افراطی در کابینه او نیز چنین توافقی را «تهدیدی وجودی» برای اسرائیل توصیف کرد.

یحیی سنوار، رهبر حماس هم که تصور می‌شود زنده باشد و جایی در غزه پنهان شده باشد، توهمات خاص خودش را داشت. یک سال پیش او احتمالا امیدوار بود که گروه‌های دیگر «محور مقاومت» به رهبری ایران نیز با تمام قوا به جنگ علیه اسرائیل بپیوندند. او اشتباه می‌کرد.

سنوار برنامه‌اش برای حمله به اسرائیل در ۷ اکتبر را آن‌قدر مخفی نگه داشت که دشمن را غافلگیر کرد. حتی برخی از نزدیکان خودش هم غافلگیر شدند. منابع دیپلماتیک به بی‌بی‌سی گفتند که شاید سنوار حتی برنامه‌های خود را با رهبری سیاسی حماس در قطر هم در میان نگذاشته بود. به گفته یکی از این منابع، آنها پروتکل‌های امنیتی ناامنی داشتند و از نوعی خطوط ارتباطی استفاده می‌کردند که به سادگی می‌توانست شنود شود.

هم‌زمان با حمله اسرائیل به غزه و دستور جو بایدن مبنی بر نزدیک شدن ناوهای هواپیمابر آمریکا به منطقه برای حمایت از اسرائیل، ایران، نه‌تنها در حمایت از حماس دست به تهاجم نظامی علیه اسرائيل نزد، بلکه به صراحت اعلام کرد که نمی‌خواهد وارد جنگی گسترده‌تر شود.

در عوض، حسن نصرالله و دوست و هم‌پیمانش، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خود را به پرتاب راکت به سوی مرز شمالی اسرائیل محدود کردند و گفتند این کار تا زمان برقراری آتش‌بس در غزه ادامه خواهد یافت. هدف‌ها عمدتا نظامی بودند، اما اسرائیل بیش از ۶۰ هزار نفر را از مناطق مرزی با لبنان خارج کرد. در لبنان، برآورد می‌شود که بیش از دو برابر این تعداد، به دلیل واکنش اسرائیل مجبور به ترک خانه‌های خود شدند.

حسن نصرالله، که تصویر او پس از مرگش روی پوستری در دست جوانی در بیروت دیده می‌شود، نقشی کلیدی در «محور مقاومت» به رهبری ایران داشت

منبع تصویر، EPA

اسرائیل به روشنی اعلام کرد که جنگ فرسایشی نامحدود با حزب‌الله را تحمل نخواهد کرد. با این حال باور عمومی بر این بود که حزب‌الله لبنان با سوابق مبارزاتی قابل توجه در جنگ‌های پیشین و زرادخانه موشکی‌ خود که ایران آن تامین کرده بود، اسرائیل را از اقدامات تهاجمی باز خواهد داشت.

در ماه سپتامبر، اسرائیل وارد حمله شد. هیچ‌کس خارج از رده‌های ارشد نیروهای نظامی و موساد، سرویس اطلاعاتی اسرائیل، باور نمی‌کرد که در چنین زمان کوتاهی بتوان چنین آسیب گسترده‌ای به قوی‌ترین متحد ایران وارد کرد.

اسرائیل، پیجرها و واکی‌تاکی‌های بمب‌گذاری‌شده اعضای حزب‌الله را از راه دور منفجر کرد و بعد از مختل کردن ارتباطات حزب‌الله، رهبران آن را کشت. نیروی هوایی اسرائیل یکی از شدیدترین بمباران‌های تاریخ معاصر را آغاز کرد. در روز اول، اسرائیل حدود ۶۰۰ لبنانی را کشت که بسیاری از آنها غیرنظامی بودند.

این حمله، ضربه بزرگ و عمیقی به باور ایران وارد کرد؛ این باور که شبکه متحدانش استراتژی‌ جمهوری اسلامی برای بازدارندگی و مرعوب کردن اسرائیل را تثبیت کرده است. لحظه کلیدی در ۲۷ سپتامبر با حمله هوایی عظیمی به حومه جنوبی بیروت رقم خورد که در آن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله و چندین فرمانده ارشد این گروه کشته شدند. نصرالله بخش مهمی از «محور مقاومت» ایران بود، که ائتلاف و شبکه دفاعی غیررسمی از متحدان و نمایندگان جمهوری اسلامی در منطقه است.

اسرائیل با به راه انداختن جنگی بزرگ‌تر، از درگیری‌های مرزی عبور کرد. اگر قصد استراتژیک از این اقدام این بود که حزب‌الله را وادار به آتش‌بس و عقب‌نشینی از مرز کند، موفق نشد. این حمله و تهاجم به جنوب لبنان، ایران را هم متوقف نکرد.

به نظر می‌رسد ایران به این نتیجه رسیده است که بی‌میلی آشکارش برای ورود به جنگی گسترده‌تر، اسرائیل را تشویق به فشار بیشتر کرده است. پاسخ دادن به اسرائیل، پرمخاطره و تضمین‌کننده واکنش اسرائیلی‌ها بود، اما برای رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این اقدام به کم‌ضررترین گزینه تبدیل شده بود.

در روز سه‌شنبه، اول اکتبر، ایران با موشک‌های بالستیک به اسرائیل حمله کرد.

انبوهی از درد و رنج

عکسی از زوهار اشپک که هنوز هم لحظات حمله حماس در ۷ اکتبر را در ذهن دارد
توضیح تصویر، زوهار اشپک هنوز هم لحظات حمله حماس در ۷ اکتبر را در ذهن دارد

کیبوتص «کفار عزه» بسیار نزدیک به سیم‌خارداری بود که قرار بود مرز اسرائیل با نوار غزه را محافظت کند. این کیبوتص یک جامعه کوچک با خانه‌های ساده و محوطه‌ای باز از چمنزارها و باغ‌های مرتب بود. کفار عزه یکی از اولین اهداف حماس در ۷ اکتبر بود. ۶۲ نفر از این کیبوتص به دست حماس کشته شدند. از ۱۹ گروگانی که از این کیبوتص به غزه بردند، دو نفر پس از فرار از اسارت، با آتش نیروهای اسرائیلی کشته شدند. پنج گروگان از کفار عزه هنوز در غزه هستند.

ارتش اسرائیل روز ۱۰ اکتبر سال گذشته، زمانی که کفار عزه همچنان یک منطقه جنگی بود، روزنامه‌نگاران را به آنجا برد. ما شاهد بودیم که نیروهای رزمی اسرائیل در اطراف کیبوتص سنگر گرفته بودند و صدای تیراندازی شنیده می‌شد. آنها ساختمان‌هایی را که احتمالا جنگجویان حماس در آنها پناه گرفته بودند، پاک‌سازی می‌کردند. غیر نظامیان اسرائیلی که در حمله حماس کشته شده بودند، در کیسه‌های حمل جسد از ویرانه‌های خانه‌هایشان بیرون آورده می‌شدند. جنگجویان حماس که با تیراندازی سربازان اسرائیلی در حین حمله به این کیبوتص کشته شده بودند، همچنان روی چمن‌های چیده‌شده افتاده بودند و زیر آفتاب داغ مدیترانه‌ در حال تجزیه و سیاه شدن بودند.

یک سال بعد، مردگان دفن شده‌اند، اما چیز زیادی تغییر نکرده است. بازماندگان به خانه‌های خود بازنگشته‌اند. خانه‌های ویران‌شده به همان شکلی که من در ۱۰ اکتبر سال گذشته دیدم باقی مانده‌اند، به جز این که نام‌ها و عکس‌های ساکنان خانه‌ها که در داخل آنها کشته شده‌اند، روی پوسترها و بناهای یادبود بزرگ نمایش داده شده است.

زوهار اشپک، یکی از ساکنان که همراه با خانواده‌اش از حمله جان سالم به در برده بود، ما را به محوطه اطراف خانه‌های همسایگانش برد که به اندازه او خوش‌شانس نبودند. در یکی از خانه‌ها عکسی بزرگ از زوج جوانی نصب شده بود که قبلا ساکن آن بودند و هر دو در حمله ۷ اکتبر حماس کشته شده بودند. زمین اطراف خانه‌ها شخم زده شده بود. زوهار گفت که پدر مرد جوان هفته‌ها وقت خود را صرف غربال کردن خاک کرد تا سر پسرش را پیدا کند. او بدون سرش دفن شده بود.

داستان‌های کشته‌شدگان ۷ اکتبر و گروگان‌ها، در اسرائیل بارها بازگو شده است. رسانه‌ها همچنان درباره ضایعه‌ای که به کشورشان وارد شده صحبت می‌کنند و اطلاعات جدیدی به دردهای قدیمی اضافه می‌کنند.

پوسترهایی یادآور وحشت

منبع تصویر، Oren Rosenfeld

توضیح تصویر، پوسترهایی یادآور وحشت، کم‌رنگ شده‌اند

زوهار گفت که هنوز برای فکر کردن به این موضوع که چطور می‌توانند زندگی خود را بازسازی کنند، زود است.

«ما هنوز در شوک و ضربه روحی هستیم. هنوز به مرحله پس از آن نرسیده‌ایم. همان‌طور که مردم می‌گویند، ما هنوز اینجا هستیم. ما هنوز در جنگ هستیم. ما می‌خواستیم جنگ به پایان برسد، اما می‌خواهیم با پیروزی به پایان برسد، ولی نه پیروزی نظامی. نه پیروزی جنگی. پیروزی من این است که بتوانم اینجا با پسر و دخترم و نوه‌هایم در آرامش زندگی کنم. من به صلح ایمان دارم.»

زوهار و بسیاری دیگر از ساکنان کفار عزه با جناح چپ سیاست اسرائیل همدلی داشتند، به این معنا که باور داشتند تنها شانس اسرائیل برای صلح، دادن استقلال به فلسطینیان است. اسرائیلی‌هایی مانند زوهار و همسایگانش متقاعد شده‌اند که نتانیاهو نخست‌وزیری فاجعه‌بار است که مسئولیت سنگینی برای آسیب‌پذیری آنها در حملات ۷ اکتبر دارد.

اما زوهار دیگر به فلسطینی‌ها اعتماد ندارد؛ کسانی که او آنها را قبل از این وقایع، وقتی اجازه داشتند برای درمان‌ پزشکی از غزه خارج شوند، به بیمارستان‌های اسرائیل می‌برد.

«من به افرادی که آنجا زندگی می‌کنند، باور ندارم. اما من خواهان صلح هستم. من می‌خواهم به ساحل غزه بروم. اما به آنها اعتماد ندارم. نه، من به هیچ‌کدام از آنها اعتماد ندارم.»

فاجعه غزه

رهبران حماس نمی‌پذیرند که حمله به اسرائیل اشتباهی بود که خشم اسرائیل را، با حمایت و تسلیحات آمریکا، بر سر مردم غزه آوار کرد. آنها اشغالگری و میل آن به ویرانگری و مرگ را مقصر این وضعیت می‌دانند.

در قطر، حدود یک ساعت پیش از حمله موشکی ایران به اسرائیل در روز اول اکتبر، من با خلیل الحیه، بلندپایه‌ترین رهبر حماس در خارج از غزه و دومین فرد در سلسله‌مراتب سازمانی این گروه پس از یحیی سنوار، مصاحبه کردم. او با وجود شواهد گسترده انکار کرد که مردانش غیرنظامیان را هدف قرار داده‌اند و با توجیه حملات، گفت که این کار برای جلب توجه جهانی به وضعیت فلسطینیان لازم بود.

«ما مجبور بودیم به جهان هشدار بدهیم، به آنها بگوییم که ما مردمی هستیم با یک آرمان، و خواسته‌هایی داریم. این ضربه‌ای به اسرائیل، دشمن صهیونیستی، بود و زنگ خطری برای جامعه بین‌المللی.»

اسرائیل به این ضربه واکنش نشان داد و در ۷ اکتبر، هنگامی که ارتش اسرائیل نیروهایش را به مرز غزه اعزام می‌کرد، «بنیامین نتانیاهو» سخنرانی کرد و وعده «انتقام سهمگین» داد. او اهداف جنگی خود را اعلام کرد که شامل نابودی حماس به عنوان یک نیروی نظامی و سیاسی، و بازگرداندن گروگان‌ها بود. نخست‌وزیر اسرائیل همچنان اصرار دارد که «پیروزی کامل» امکان‌پذیر است و توسل به زور سرانجام اسرائیلی‌ها را که یک سال گروگان حماس بوده‌اند، آزاد خواهد کرد.

مخالفان سیاسی نتانیاهو، از جمله خانواده‌های گروگان‌ها، او را متهم می‌کنند که برای راضی نگه داشتن ملی‌گرایان افراطی در کابینه‌اش، از قبول آتش‌بس و معامله گروگان‌ها با زندانیان فلسطینی جلوگیری می‌کند. آنها او را متهم می‌کنند که منافع سیاسی شخصی‌ خود را بر جان اسرائیلی‌ها ترجیح می‌دهد.

تصویری از سرزمین‌های متروک در غزه
توضیح تصویر، بسیاری از مناطق پر رونق غزه اکنون به سرزمین‌های متروک تبدیل شده‌اند

نتانیاهو با وجود آن که تهاجم به لبنان توانسته وضعیت نظرسنجی‌هایش را بهبود بخشد، هنوز دشمنان سیاسی بسیاری دارد. برای بیشتر اسرائیلی‌ها خود او همچنان جنجالی است، اما برای آنها جنگ غزه این طور نیست. پس از ۷ اکتبر، بیشتر اسرائیلی‌ها در قبال رنج فلسطینیان در غزه، احساس ترحم کمتری دارند.

دو روز پس از آغاز جنگ، یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، گفت که دستور «محاصره کامل» نوار غزه را صادر کرده است.

«هیچ برق، غذا و سوختی در کار نیست، همه چیز بسته است... ما با حیوانات انسان‌نما می‌جنگیم و متناسب با آن عمل می‌کنیم.»

از آن زمان، تحت فشارهای بین‌المللی، اسرائیل مجبور شده محاصره خود را تا حدی کاهش دهد. در پایان ماه سپتامبر نتانیاهو در سازمان ملل متحد ادعا کرد که فلسطینیان در غزه تمام مواد غذایی مورد نیاز خود را در اختیار دارند.

نتانیاهو و جو بایدن

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نقش بایدن، که از یک سو اسرائیل را مهار و از سوی دیگر تسلیحات برای آن فراهم می‌کند، ممکن است آمریکا را به جنگی گسترده‌تر بکشاند

شواهد به وضوح نشان می‌دهند که این ادعا نادرست است. چند روز پیش از سخنرانی نتانیاهو، نهادهای بشردوستانه سازمان ملل بیانیه‌ای صادر کردند که در آن خواهان پایان دادن به «رنج انسانی وحشتناک و فاجعه بشری در غزه» شده بودند.

در این بیانیه آمده بود: «بیش از دو میلیون فلسطینی بدون حمایت، غذا، آب، بهداشت، سرپناه، مراقبت‌های بهداشتی، آموزش، برق و سوخت هستند، چیزهایی که نیازهای اساسی برای زنده ماندن هستند. خانواده‌ها بارها و بارها از یک مکان ناامن به مکان دیگری منتقل شده‌اند، بدون آن که هیچ راه فراری داشته باشند.»

«بی‌بی‌سی وریفای» یا بخش راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی شرایط غزه پس از یک سال جنگ را بررسی کرده است.

وزارت بهداشت تحت کنترل حماس گزارش می‌دهد که تاکنون نزدیک به ۴۲هزار فلسطینی کشته شده‌اند. تحلیل تصاویر ماهواره‌ای،‌ که توسط کوری شر و جمون ون دن هوک،‌ محققان آمریکایی انجام شده، نشان می‌دهد حدود ۵۸/۷ درصد از تمام ساختمان‌های غزه آسیب دیده یا ویران شده‌اند.

عکس ماهواره ای از رفح در غزه

این موج‌های جابجایی از ۱۳ اکتبر آغاز شد، زمانی که نیروهای ارتش اسرائیل به ساکنان نیمه شمالی نوار غزه دستور دادند برای «امنیت» خود به سمت جنوب حرکت کنند.

بخش بی‌بی‌سی وریفای بیش از ۱۳۰ پست را در شبکه‌های اجتماعی یافته است که از سوی نیروهای ارتش اسرائیل به اشتراک گذاشته شده که نشان می‌دهد کدام مناطق به عنوان منطقه نبرد مشخص شده، مسیرهای خروجی کدام است و چه مناطقی مشمول توقف موقت درگیری‌ها می‌شود.

به طور کلی، این پست‌ها که اغلب با یکدیگر همپوشانی داشتند، شامل حدود ۶۰ دستور تخلیه می‌شدند که بیش از ۸۰ درصد نوار غزه را در بر می‌گرفت.

بی‌بی‌سی وریفای در بسیاری از این اطلاعیه‌ها، جزئیات کلیدی ناخوانا و مرزهای مشخص‌شده‌ای را دید که با متن اخطار همخوانی نداشتند.

ارتش اسرائیل منطقه ساحلی المواسی در جنوب غزه را به عنوان منطقه‌ بشردوستانه مشخص کرده است. اما این منطقه همچنان بمباران می‌شود. بی‌بی‌سی وریفای ویدئوهای مربوط به ۱۸ حمله هوایی در محدوده مرزی این منطقه را تجزیه و تحلیل کرده است.

نقشه غزه

«زندگی‌های ما زیبا بود، اما ناگهان هیچ چیز نداشتیم»

پس از آن که اسرائیل دستور تخلیه شمال غزه را صادر کرد، تصاویر ماهواره‌ای ترافیک سنگین جمعیت در خیابان صلاح‌الدین را نشان می‌داد. انصاف حسن علی، همسر و دو فرزندش، یک پسر یازده ساله و یک دختر هفت ساله، نیز در بین انبوه جمعیتی بودند که در امتداد جاده صلاح‌الدین، مسیر اصلی شمال به جنوب غزه، حرکت می‌کردند. برخلاف بسیاری از اعضای دورتر خانواده، آنها تا الان زنده مانده‌اند.

اسرائیل به روزنامه‌نگاران اجازه ورود آزادانه به غزه برای تهیه گزارش را نمی‌دهد. ما فکر می‌کنیم دلیل این ممانعت، این است که اسرائیل نمی‌خواهد ببینیم در آنجا چه کرده است. ما از یک روزنامه‌نگار مستقل و مورد اعتماد فلسطینی در داخل غزه خواستیم که با انصاف علی و پسرش مصاحبه کند.

او از ترس و وحشت شدیدی صحبت کرد که بعد از دستور ارتش اسرائیل و هنگام حرکت به سمت جنوب، همراه با شاید یک میلیون نفر دیگر، احساس می‌کردند. او می‌گوید مرگ همه‌جا بود.

«ما در خیابان صلاح‌الدین راه می‌رفتیم. خودرویی جلوی ما مورد اصابت قرار گرفت. ما آن را دیدیم، در حال سوختن بود... سمت چپ آن مردم کشته شده بودند و در سمت راست، حتی حیوانات، الاغ‌ها در هوا پرت شده بودند، آنجا را بمباران کرده بودند.»

«ما گفتیم، 'همین است، کار ما تمام است.' گفتیم، 'موشکی که الان در حال فرود آمدن است، برای ماست.'»

مادر و دختر در چادری در حال خواندن قرآن
توضیح تصویر، انصاف با دخترش صبا قرآن می‌خواند

انصاف و خانواده‌اش پیش از جنگ زندگی راحتی در سطح طبقه متوسط جامعه داشتند. از زمان شروع جنگ، با دستور اسرائیل ۱۵ بار جابجا شده‌اند. مانند میلیون‌ها نفر دیگر بی‌چیز و اغلب گرسنه هستند و در چادری در المواسی، منطقه‌ای دورافتاده روی زمین‌های شنی، زندگی می‌کنند. مارها، عقرب‌ها و کرم‌های سمی غول‌پیکر به چادرها حمله می‌کنند و باید آن را بیرون کنند. علاوه بر خطر مرگ در حمله هوایی، آنها با گرسنگی، بیماری و گرد و غبار مدفوعی مواجهند که وقتی میلیون‌ها نفر به آب و بهداشت مناسب دسترسی ندارند، تولید می‌شود.

انصاف برای زندگی قدیمی‌اش و افرادی که از دست داده‌، گریه می‌کرد.

«زندگی‌های ما زیبا بود، اما ناگهان هیچ‌ چیز نداشتیم، نه لباس، نه غذا، نه نیازهای اساسی برای زندگی. جابجایی مداوم به شدت بر سلامت فرزندانم تاثیر گذاشته است. آنها دچار سوء تغذیه شده‌اند و به بیماری‌هایی مانند اسهال خونی و هپاتیت مبتلا شده‌اند.»

انصاف گفت که شروع ماه‌ها بمباران اسرائیل مانند «وحشت‌ روز قیامت» بود.

«هر مادری همین احساس را دارد، هر کسی که چیز ارزشمندی دارد و می‌ترسد که هر لحظه از دستانش لیز بخورد. هر بار که به خانه‌ای می‌رفتیم، آن خانه بمباران می‌شد و کسی از خانواده ما کشته می‌شد.»

عکس ماهواره ای از غزه

تنها شانس برای آن که زندگی انصاف و خانواده‌اش و بیش از «دو میلیون نفر دیگر» در غزه اندکی بهتر شود، توافق بر سر آتش‌بس است. اگر کشتار متوقف شود، شاید دیپلمات‌ها فرصتی برای جلوگیری از سقوط به فاجعه‌ای بزرگ‌تر را پیدا کنند.

اگر جنگ ادامه پیدا کند و نسل جدیدی از اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها نتوانند از نفرت و وحشتی که بسیاری در حال حاضر در قبال یکدیگر احساس می‌کنند فاصله بگیرند، فاجعه‌های بزرگ‌تری در راه است.

انس عواد، پسر ۱۱ ساله انصاف، به شدت تحت تاثیر همه آنچه که دیده، قرار گرفته است.

«هیچ آینده‌ای برای کودکان غزه وجود ندارد. دوستانی که با آنها بازی می‌کردم، شهید شده‌اند. ما با هم می‌دویدیم. خدا آنها را رحمت کند. مسجدی که در آن قرآن حفظ می‌کردم، بمباران شده. مدرسه‌ام بمباران شده، زمین بازی‌ام... همه چیز از بین رفته است. من صلح می‌خواهم. دلم می‌خواهد با دوستانم برگردم و دوباره بازی کنیم. دلم می‌خواهد خانه داشته باشیم، نه یک چادر.»

«من دیگر دوستی ندارم. تمام زندگی‌مان را شن و خاک گرفته است. وقتی به محل نماز خواندن می‌روم، احساس اضطراب و تردید دارم. احساس خوبی ندارم.»

مادرش گوش می‌داد.

«سخت‌ترین سال زندگی‌ام بود. چیزهایی را دیدیم که نباید می‌دیدیم – اجساد پراکنده، ناامیدی مردی که بطری آب به دهان فرزندانش گرفته بود. البته خانه‌های ما دیگر خانه نیست، فقط تلی از خاک است، اما ما امیدواریم روزی برگردیم.»

عکس ماهواره‌ای از غزه

منبع تصویر، MAXAR

توضیح تصویر، این تصویر ماهواره‌ای مهاجرت ساکنان غزه را از شمال به جنوب در ماه نوامبر ۲۰۲۳ نشان می‌دهد

قانون

نهادهای بشردوستانه سازمان ملل، اسرائیل و حماس را محکوم کرده‌اند: «رفتار دو طرف در سال گذشته، ادعای پایبندی آنها به قوانین بشردوستانه بین‌المللی و حداقل استانداردهای انسانی را که این قوانین می‌طلبد، به تمسخر گرفته است.»

هر دو طرف اتهامات مربوط به نقض قوانین جنگی را رد می‌کنند. حماس ادعا می‌کند به نیروهایش دستور داده بود که غیرنظامیان اسرائیلی را نکشند. اسرائیل می‌گوید که به غیرنظامیان فلسطینی هشدار می‌دهد که از منطقه خطر دور شوند، اما حماس از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند.

اسرائیل به دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع شده و از سوی آفریقای جنوبی به نسل‌کشی متهم شده است. دادستان ارشد دیوان کیفری بین‌المللی خواهان صدور قرار بازداشت برای طیفی از اتهامات جنایات جنگی علیه یحیی سنوار از حماس و بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت از اسرائیل شده است.

سقوط در بی‌ثباتی

برای اسرائیلی‌ها، حملات ۷ اکتبر حماس یادآور دردناک قرن‌ها کشتار یهودیان در اروپا بود که در نهایت به نسل‌کشی آلمان نازی منتهی شد. در ماه اول جنگ، اوراهام برگ، نویسنده و سیاست‌مدار سابق اسرائیلی، ضربه روانی عمیق بر کشورش را توضیح داد.

او به من گفت «ما، یهودیان، باور داریم که کشور اسرائیل اولین و بهترین سیستم ایمنی و حفاظتی در تاریخ یهودیان است. دیگر کشتار جمعی، هولوکاست، قتل‌عام‌های گروهی در کار نخواهد بود. و ناگهان همه این‌ها برگشته است.»

خاطرات ناگوار گذشته، فلسطینیان را نیز عذاب می‌داد. رجا شهاده، نویسنده برجسته فلسطینی و فعال حقوق بشر، معتقد است که اسرائیل می‌خواست «نکبت» دیگری ایجاد کند، یک فاجعه دیگر. او در آخرین کتابش به نام «اسرائیل از چه چیز فلسطین می‌ترسد؟» می‌نویسد: «همان‌طور که جنگ پیش می‌رفت، می‌توانستم ببینم که آنها به هر چه می‌گویند عمل می‌کنند و به غیرنظامیان، حتی کودکان نیز اهمیتی نمی‌دهند. در نگاه آنها و نگاه بیشتر اسرائیلی‌ها، تمام مردم غزه مجرم هستند.»

هیچ‌کس نمی‌تواند در عزم اسرائیل برای دفاع از مردمش تردید کند، که به شکل قابل توجهی با کمک قدرت آمریکا صورت می‌گیرد. اما واضح است که جنگ نشان داده هیچ‌کس نمی‌تواند خود را با این تصور فریب دهد که فلسطینی‌ها زندگی زیر اشغال نظامی اسرائیل را بدون حقوق مدنی مناسب، آزادی حرکت و استقلال می‌پذیرند.

پس از نسل‌های متعددی که درگیر جنگ بوده‌اند، اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها به رویارویی با یکدیگر عادت کرده‌اند. اما هم‌زمان به زندگی در کنار هم، هرچند به شکلی ناخوشایند هم عادت کرده‌اند. زمانی که آتش‌بسی برقرار شود، و نسل جدیدی از رهبران بیایند، فرصت‌های تلاش دوباره برای برقراری صلح وجود خواهد داشت.

اما این آینده‌ دورتر است. بقیه سال جاری، و آغاز ۲۰۲۵ با رئیس‌جمهوری جدید در کاخ سفید، دوره‌ای نامطمئن و پرخطر است.

ماه‌ها پس از حمله حماس به اسرائیل، این نگرانی وجود داشت که جنگ گسترش یابد و اوضاع وخیم‌تر شود. این اتفاق،‌ به آرامی و سپس با سرعت بعد از حملات ویرانگر اسرائیل به حزب‌الله و لبنان رخ داد.

اکنون برای گفتن اینکه خاورمیانه در آستانه فاجعه قرار دارد، خیلی دیر شده است. اسرائیل در مقابل ایران ایستاده است. طرف‌های درگیر به درون این بحران فرو رفته‌اند، و کشورهایی که هنوز مستقیما درگیر نشده‌اند، در تکاپو هستند که وارد این ورطه نشوند.

وقتی این مقاله را می‌نویسم، اسرائیل هنوز به حمله موشکی بالستیک ایران در روز اول اکتبر واکنش نشان نداده است. اسرائیل اشاره کرده است که قصد دارد ضربه‌ای شدید وارد کند. جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا و دولت او، که همواره تامین‌کننده تسلیحات و حامی دیپلماتیک اسرائیل هستند، تلاش می‌کنند پاسخ اسرائیل را طوری تعدیل کنند که ایران در مسیر تشدید تنش و تبدیل جنگ‌ از بحران به فاجعه، قدم برندارد.

نزدیکی به انتخابات آمریکا، همراه با حمایت قاطع جو بایدن از اسرائیل با وجود تردیدهایش درباره شیوه جنگی آن‌، امید زیادی ایجاد نمی‌کند که آمریکا بتواند راهی برای خروج از این وضعیت پیدا کند.

نشانه‌ها حاکی از آن است که نتانیاهو، گالانت، ژنرال‌های ارتش اسرائیل و دستگاه‌های اطلاعاتی بر این باور هستند که دست بالا را دارند. هفتم اکتبر برای آنها فاجعه بود. تمام مسئولان ارشد امنیتی و نظامی، به جز نخست‌وزیر، عذرخواهی کردند و برخی استعفا دادند. آنها برای جنگ با حماس برنامه‌ریزی نکرده بودند. اما برنامه‌ریزی برای جنگ با حزب‌الله از زمانی شروع شد که آخرین جنگ در سال ۲۰۰۶ با یک بن‌بست تحقیرآمیز برای اسرائیل پایان یافت. اکنون حزب‌الله ضربه‌های شدیدی دریافت کرده که ممکن است هرگز بهبود نیابد.

تاکنون پیروزی‌های اسرائیل تاکتیکی بوده‌اند. این کشور برای دستیابی به پیروزی استراتژیک، نیاز دارد دشمنانش را مجبور به تغییر رفتار کند. حزب‌الله، حتی در وضعیت تضعیف‌شده، نشان داده که همچنان می‌خواهد بجنگد. اکنون که جنوب لبنان یک‌بار دیگر مورد حمله قرار گرفته، مقابله با نیروهای پیاده‌نظام و تانک‌های اسرائیلی ممکن است برخی از مزیت‌های اسرائیل در قدرت هوایی و اطلاعاتی را خنثی کند.

اگر ایران در پاسخ به اقدامات اسرائیل موج دیگری از موشک‌های بالستیک را پرتاب کند، کشورهای دیگر ممکن است به این درگیری کشیده شوند. در عراق، شبه‌نظامیان وابسته به ایران می‌توانند منافع آمریکایی‌ها را هدف قرار دهند. دو سرباز اسرائیل با پهپادی که از عراق آمده بود، کشته شدند.

عربستان سعودی نیز با نگرانی نظاره‌گر است. محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور، دیدگاهش دربارهٔ آینده را به وضوح بیان کرده است. او به رسمیت شناختن اسرائیل را در نظر می‌گیرد، اما تنها در صورتی که به ازای آن، فلسطینی‌ها صاحب یک کشور شوند و عربستان سعودی یک پیمان امنیتی با آمریکا داشته باشد.

نقش جو بایدن، که هم تلاش می‌کند اسرائیل را مهار کند و هم با تسلیحات، دیپلماسی و ناوهای هواپیمابر از آن پشتیبانی می‌کند، آمریکا را در معرض خطر ورود به جنگی گسترده‌تر با ایران قرار می‌دهد. آنها نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد، اما بایدن وعده داده که اگر لازم باشد به کمک اسرائیل خواهد رفت.

کشتن حسن نصرالله و آسیبی که به استراتژی ایران و «محور مقاومت» وارد شده، مجموعه‌ای جدید از توهمات را در برخی از افراد در اسرائیل و آمریکا تقویت کرده است. این ایده خطرناک مطرح است که این لحظه‌، فرصتی نادر و منحصر به فرد است تا خاورمیانه با توسل زور تغییر کند، نظمی جدید برقرار شود و دشمنان اسرائیل خنثی شوند. بایدن و جانشین او باید نسبت به این ایده محتاط باشند.

آخرین باری که بازسازی خاورمیانه با توسل زور به صورت جدی مطرح شد، پس از حملات ۱۱ سپتامبر القاعده به آمریکا بود، زمانی که جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور آمریکا، و تونی بلر، نخست‌وزیر بریتانیا، در سال ۲۰۰۳ آماده حمله به عراق می‌شدند.

تهاجم به عراق، خاورمیانه را از افراط‌گرایی خشونت‌آمیز پاک نکرد، بلکه اوضاع را بدتر کرد.

اولویت برای کسانی که می‌خواهند این جنگ را متوقف کنند، باید برقراری آتش‌بس در غزه باشد. این تنها شانس برای آرام کردن اوضاع و ایجاد فضای دیپلماسی است. این جنگ که اکنون یک ساله شده، در غزه آغاز شد. شاید بتواند در همان‌جا نیز پایان یابد.

خط

همکاری در تهیه این گزارش: کیتی لانگ، پل براون، بندیکت گارمان و مسعود ارسوز