دختر پناهجوی افغان که مرگش الهامبخش یک کتاب مصور در کرواسی شد

منبع تصویر، Ena Jurov/Sandorf
- نویسنده, نمانیا میتروویچ
- شغل, بخش صربستانی بیبیسی
مارینا و مدینه
اولی یک شخصیت تخیلی است که بهتازگی به شهر زاگرب پایتخت کرواسی نقل مکان کرده و «از آنجا میتواند به هرکجای دنیا که دلش خواست سفر کند.»
دومی، «نمادی از مرگومیر در مرزها و مسیرهای مهاجرت به کرواسی» است؛ و کسی که دور از خانه «در طولانیترین خیابان دنیا» و در اردوگاههای پناهجویان بزرگ شده است.
اینها دو شخصیت اصلی کتاب مصوری به نام «کودکان زمینبازی مدینه حسینی» اند؛ کتابی که عنوان آن از نام دختر شش ساله افغان گرفته شده که در ۲۱ نوامبر سال ۲۰۱۷ پس از آنکه خانوادهاش به دستور پلیس کرواسی مجبور به بازگشت به سمت مرز صربستان شدند، بر اثر برخورد با قطار جانش را از دست داد.
اینا یوروف، تصویرگر و یکی از نویسندگان این کتاب به بخش صربستانی بیبیسی گفت: «لازم است این کتاب با صدای بلند و همراه با والدین خوانده شده و دربارهاش حرف زده شود.»
اولیا ساویچویچ ایوانچویچ، نویسنده متن کتاب میگوید که هدف از نشر آن، بازگو کردن روایت مدینه و سایر پناهجویان در فضای عمومی و تلاش برای نامگذاری مکانی در زاگرب به نام مدینه است.

منبع تصویر، Ena Jurov/Sandorf
او به بیبیسی گفت: «امیدوارم بتوانیم به بخشی از این اهداف برسیم. از همین حالا صحبتهای زیادی در این باره شده است.»
«بالاخره، او (مدینه) خود نمادی از آن زندگی متاسفانه کوتاه بود.»
در سال ۲۰۲۲ روند ثبتنام مدینه حسینی در فهرست نامگذاری مکانهای عمومی شهر زاگرب آغاز شد، اما تصمیم نهایی در این باره را شورای شهر پایتخت کرواسی خواهد گرفت.
یک سال پیش از آن، دادگاه حقوق بشر اروپا حکم داد که کرواسی باید ۴۰ هزار یورو به خانواده این دختر پرداخت کند، چرا که به آنها اجازه نداده بود پس از عبور از مرز صربستان، درخواست پناهندگی بدهند.
«همه از روی خط آهن کنار پریدند؛ به جز مدینه»
داستان مدینه از زادگاهش - افغانستان - آغاز میشود؛ جایی که مادرش، همراه با پنج فرزند، سفری چندساله به سمت اروپا را از مسیر ایران، ترکیه، بلغارستان، صربستان و اتحادیه اروپا شروع کرده بود.
آنها چند ماهی را در اردوگاه پناهجویان در صربستان گذراندند تا اینکه در یک شب سرد نوامبر، خانواده حسینی همراه با دو قاچاقبر وارد کرواسی شدند و در آنجا توسط پلیس متوقف شدند.
درخواست پناهندگیشان رد شد و پلیس دستور داد به صربستان باز گردند.
این خانواده، سوار بر وانت پلیس تا مرز منتقل شده و در آنجا به آنها گفته شد که «مسیر خط آهن را دنبال کنند»؛ خط آهنی که از شهر تووارنیک در کرواسی تا شهر مرزی شید در صربستان امتداد دارد.
رشید، برادر مدینه در نوامبر ۲۰۱۷ در بلگراد پایتخت صربستان، ماجرای آن شب را چنین تعریف کرد: «در حال راه رفتن بودیم که ناگهان صدای قطار را شنیدیم. همه به کناری پریدند، جز مدینه.»
براساس گفته شاهدان، دخترک دهها متر دورتر از جایی که مأموران پلیس کرواسی ایستاده بودند، با قطار برخورد کرد.
رشید میافزاید: «قطار ایستاد و من در نور چراغ دیدم که (مدینه) با صورت روی زمین افتاده. نزدیکش رفتم، سرش را بلند کردم و خون دیدم.»

منبع تصویر، BBC/Lazara Marinković
جسد او با آمبولانس به بیمارستانی در کرواسی منتقل شد.
خانوادهاش اجازه نیافتند همراه او بروند و به بلگراد بازگردانده شدند.
مقامات کرواسی نمیپذیرند که رفتار خشنی با این خانواده داشته اند و در بیانیهای ادعا کردند که مرزبانان فقط پس از وقوع حادثه خانواده را دیدهاند.
چند روز بعد، خانواده مدینه پیکر او را تحویل گرفتند.
نیلاب حسینی، خواهر مدینه میگوید: «دفعه بعد که او را دیدیم، داخل تابوت بود... هنوز خونآلود بود، کسی صورتش را هم نشسته بود.»
او در انتهای قبرستان ارتدکس صربستانی در شهر مرزی شید دفن شد، هرچند خانوادهاش خواستار تدفین اسلامی بودند.
پیکرش در تپهای بینام و نشان دفن شده، و تنها چند چوب را در اطراف مقبرهاش در زمین فرو کردهاند.
از کتاب کمیک، تا کارزار عمومی و کتاب مصور

منبع تصویر، Ena Jurov/Sandorf
اینا یوروف، ایده ساخت کتاب مصور درباره این دختر افغان را با هدف حمایت از کارزاری که خواهان نامگذاری یک مکان عمومی در زاگرب به نام مدینه حسینی بود، مطرح کرد.
او پیشتر کتاب کمیکی درباره مرگ این دختر افغان کشیده بود، اما اینبار میخواست درباره کودکی او و زندگیاش در مسیر چندهزار کیلومتری به سوی زندگی بهتر حرف بزند.
یوروف میگوید: «میخواهم این داستانهای ناعادلانه را همه بدانند، میخواهم بچهها بفهمند که مرز چیست و چقدر خوششانساند که میتوانند در اروپای نسبتاً ایمن زندگی کنند، در حالیکه کودکان دیگری که هیچ تفاوتی با آنها ندارند، نه پاسپورت دارند و نه حقی برای این زندگی.»
اولیا ساویچویچ ایوانچویچ، نویسنده و شاعر نیز به این پروژه پیوست.
او با وجود نوشتن چندین رمان، مجموعه شعر و اقتباسهای نمایشی برای کودکان، میگوید که کار روی این کتاب مصور تجربهای متفاوت و چالشبرانگیز بوده است.
او میگوید: «نمیدانم آیا چیزی تکاندهندهتر از مرگ کودکی بهدست نهادهایی که اصولا باید از کودکان محافظت کنند وجود دارد یا نه.»
مارینا و مدینه

منبع تصویر، Ena Jurov/Sandorf
در سراسر این کتاب مصور، دو داستان موازی، یکی از مارینا و دیگری از مدینه روایت میشود.
مارینا از مسیر شهر اسپلیت و برلین به مرکز پایتخت کرواسی نقل مکان کرده و بزودی با دوستان جدیدی در پارک ریبنیاک آشنا میشود و با آنها به بازی میپردازد، در حالیکه مدینه «سرگرم راه رفتن در جادهای است که عبور انسانها و کودکان از آن ممنوع است.»
اولیا ساویچویچ ایوانچویچ میگوید: «مدینه به سمت همین پارک روان است، به عنوان محلی برای آزادی، بازی و زیستن کودکی شاد؛ اما هرگز به آن نمیرسد.»
چند شخصیت دیگر نیز در این کتاب مصور حضور دارند - کودکانی از ملیتهای مختلف، با اعضای خانواده و والدینشان.
داستان سوالهای مهمی را طرح میکند، از جمله اینکه «چرا برخی کودکان اجازه سفر ندارند، چگونه است که اینهمه آدم بیخانه اند و اینهمه خانه بی آدم، و اینکه دنیایی که در آن زندگی میکنیم، براستی متعلق به کیست».
این پرسشها را کودکان مطرح میکنند و بزرگترها پاسخی برایشان ندارند.
جزئیات زندگی مدینه حسینی را ماریانا هامرشاک، پژوهشگر ارشد در مؤسسه مردمشناسی و فولکلور زاگرب تهیه کرده و متن پایانی کتاب کمیک را نوشته است.

منبع تصویر، Ena Jurov/Sandorf
زندگی عمومی، کتابخانهها و فضای چاپونشر صربستان
این کتاب مصور بهتازگی منتشر شده و اینا یوروف، نویسنده آن میگوید از اینکه کتابش «وارد فضای عمومی و کتابخانهها میشود» خرسند است.
او میگوید: «برایم مهم بود که این کتاب از شماره استاندارد بینالمللی کتاب (ISBN) برخوردار باشد تا به کتابخانه ملی و دانشگاه کرواسی راه یافته و برای همیشه آنجا باقی بماند.»
اولیا ساویچویچ ایوانچویچ میگوید، اگر این کتاب مصور سبب شود که یکبار دیگر درباره مدینه و سایر کودکانی که در معرض خطرهای مشابهی هستند حرف بزنیم، «ما کار مان را کردهایم».
او میگوید کارزاری در همکاری با ناشر برای توزیع کتاب در مهدکودکهای زاگرب آغاز شده «تا بهدست کودکان و والدینی که خواهانش هستند» برسد.
اولیا ساویچویچ ایوانچویچ همچنین ابراز امیدواری میکند که این کتاب در صربستان نیز منتشر شود.
او میگوید: «چاپ کتاب در صربستان کاری ایدهآل خواهد بود، چرا که این اتفاق در مرز آن کشور رخ داد و چاپش در آنجا میتواند اهمیت نمادین داشته باشد.»













