بازگشت به جنوب لبنان پس از آتشبس: میخواهیم بوی خاک را استشمام کنیم

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, سناء خوری
- شغل, بخش عربی بیبیسی، بیروت
صبح روز سهشنبه که خانواده فاطمه فقیه به خانه ویران شده خود در شهرک صریفا در جنوب لبنان بازگشتند، گربه خود را دیدند که در کنار در منتظر بود. نزدیک به دو ماه از رفتنشان میگذشت.
فاطمه در ماه سپتامبر و چند روز قبل از تشدید درگیری با اسرائیل و فرار خانوادهاش از این خانه، از لبنان به ایتالیا رفته بود.
تنها چند ساعت پس از اجرایی شدن آتشبس میان لبنان و اسرائیل، او پیام تصویری پسر عموی خود را دریافت کرد که میگفت «واجی»، گربه خانواده، هنوز زنده است و منتظر آنها بود. او گفت: «من او را دیدم و صدایش را شنیدم و نمیتوانستم آن را باور کنم.»
فاطمه تمام روز را تلاش کرد تا با اعضای خانواده تماس بگیرد، اما برق و اینترنت در این شهرک قطع بود. او گفته: «تنها چیزی که میدانستم این بود که گلهای میخک که خیلی دوستشان داشتم از بین رفتند، و باغ و محوطه خانه ویران شده بودند اما خانواده من گفتند که برخواهند گشت حتی اگر از خانه تنها تلی از آوار برجای مانده باشد.»
خانواده فاطمه یکی از بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفری است که دولت لبنان تخمین میزند به واسطه درگیری آواره شدند.
تشدید تنش در لبنان از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد که حزبالله یک روز پس از حمله حماس به اسرائیل و شروع جنگ غزه، «در حمایت از غزه» حمله به اسرائیل را آغاز کرد.
این حملات باعث عملیات تلافیجویانه اسرائیل و منجر به درگیریهایی شد که ماهها ادامه داشت.
در سپتامبر ۲۰۲۴، با انجام حملات هوایی اسرائیل به جنوب لبنان، دره بقاع و محلههای حومه جنوبی بیروت، پایتخت، حملهها شدت گرفت.

ارتش اسرائیل میگوید که به منظور بازگرداندن امنیت ساکنان مناطق شمالی این کشور در نزدیکی مرز با لبنان، در این حملات زیرساختهای نظامی حزبالله را هدف قرار داد.
در چند هفته گذشته، اسرائیل به منظور خنثی کردن نفوذ و توانایی حزبالله، بسیاری از رهبران آن از جمله حسن نصرالله، دبیرکل سابق این گروه را کشته است.
بر اساس برآوردهای دولت لبنان، از زمان آغاز جنگ در لبنان حداقل سه هزار و ۸۳۲ نفر در این کشور کشته شدهاند، در حالیکه به گفته اسرائیل، ۴۵ غیرنظامی و ۷۳ نظامی اسرائیلی هم جان خود را از دست دادهاند.
با گذشت بیش از یک سال از آغاز جنگ، اجرایی شدن آتشبس در هفته جاری باعث شد هزاران آواره لبنانی با وجود هشدار در مورد وجود مهمات منفجر نشده و تخریب گسترده بسیاری از روستاها، برای بازگشت به محل سکونت خود از جادههای ساحلی به سمت جنوب سرازیر شوند.
رسانههای اجتماعی پر از عکس و ویدیوهای وسایل نقلیه مملو از وسایل شخصی است که یادآور بازگشت مردم به این منطقه پس از تخلیه جنوب لبنان توسط ارتش اسرائیل در سال ۲۰۰۰ است.
کسانی که به محل سکونت سابق خود بازگشتهاند تصاویر صحنههای شادی مردم، بوق زدن ماشینها، جشن و سرور و پخش ترانههای خاص مناطق جنوبی را به اشتراک گذاشتند.
جنوب لبنان برای بسیاری از لبنانیها اهمیت نمادین زیادی دارد، زیرا برای دههها کانون اصلی مبارزه با اسرائیل بوده است.
حزبالله از دهه ۱۹۸۰ حضور سیاسی و نظامی خود را در منطقه گسترش داد و از حمایت گسترده برخوردار شد و نماینده این حوزه در پارلمان لبنان از اعضای این گروه بود.
در ۱۸ سال گذشته، حزبالله با حمایت ایران، زرادخانه خود را در جنوب لبنان مستقر کرد و با ساخت سایتهای پرتاب موشک که اسرائیل آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود میداند، قابلیت نظامی خود را تقویت کرد.

«شادی فوقالعاده»
ریم بدوی، از اهالی عین بعال در نزدیکی صور، از جمله کسانی است که از بیروت به جنوب بازگشتهاند.
ساعت چهار صبح، برادرزاده چهار ساله ریم بدوی که فهمید قرار است به خانه خودشان برگردند، او را با هیجان از خواب بیدار کرد.
با وجود خطرات موجود، او و خانوادهاش راهی جنوب شدند.
ریم بدوی میگوید: «و ما تنها میخواستیم بوی زمین را اشتشمام کنیم، به همسایهها و خویشانمان بپیوندیم. گرچه ویرانی جنگ دل را میشکند، لیکن دیدار با دیگران در طول جاده، سلام و احوالپرسی حتی با غریبهها، به ما امید میبخشید. حتی اگر بازسازی به زمان نیاز داشته باشد، هر روستا، هر درخت، هر خیابان احساس تعلق به خانه را زنده میکند.»
روستای محل سکونت ریم در روزهای اولیه درگیری بمباران شد و خانوادهاش مجبور شدند دوبار به خاطر نزدیک شدن گلولهباران از محل خود حرکت کنند. اما او آتشبس را موفقیت برای کسانی در لبنان میداند که به ویژه در سال گذشته علیه اسرائیل جنگیدند.
او میگوید: «آوارگی فوقالعاده سخت بود. ما دوستان و خانواده را از دست دادیم، اما کسب این پیروزی، ارزش فداکاریها را نشان میدهد.»
مروه قصیر پس از بیش از دو ماه اقامت در شهر اهدن در شمال لبنان آماده بازگشت به روستای دیر انطار در نزدیکی نبطیه شده است. او گفته است: «(کاممان) تلخ است چون عزیزانمان را از دست دادیم» اما افزوده: «ولی کسب این پیروزی نیاز به فداکاری داشت.»
مروه احساس انتظار جمعی هنگام انتشار خبر آتشبس را چنین توصیف میکند: «مردم بلافاصله شروع به بستن چمدانها کردند. با اینکه میدانستیم جادهها طولانی و شلوغ خواهند بود، اما شادی فوقالعاده بود. شاید خانههایمان را از دست داده باشیم، اما مهم این است که زمین مال ماست.»

«بیروت قطبنمای ماست»
در حومه جنوبی بیروت، معروف به محله ضاحیه، صحنه های مشابهی مشهود بود.
امل فارس پس از فرار از خانه خود در محله الجامعه در ضاحیه، ۶۰ روز را در آوارگی گذراند و به مناطق مختلف لبنان رفت. وقتی در ساعت چهار بامداد آتشبس اعلام شد، پدرش وقت تلف نکرد و ظرف چند ساعت آماده بازگشت شدند.
او چنین میگوید: «وقتی رسیدیم، محله پر از ماشین، پرچم و موسیقی بود. مردم جشن گرفته به پخش مشغول بودند.»
اگرچه خانه امل آسیب دیده، اما او شکرگزار بازگشت است و میگوید: «خدا را به خاطر نعمت بازگشت و مقاومت شکر میکنیم.»
محمد شب را در انتظار بردن مادرش به خانهشان در محله برج البراجنه گذراند. ویرانی در همه جا به ویژه در نزدیکی خیابانهای ورودی اصلی به ضاحیه مشهود است.
او هم میگوید: «برخی از ساختمانها سوخته، بعضی هم کاملا ویران شده اما خانه ما هنوز سالم و پابرجاست، بنابراین من و مادرم شیشههای شکسته را جارو کردیم و از فردا هم تعمیرات را شروع میکنیم.»
او بازگشت را هم غم انگیز و هم شادیآور توصیف میکند: «مردم در حال برداشتن و پاک کردن آوارها بودند، با بهترین آرزوها به یکدیگر سلام میکردند و تا جایی که میتوانستند کمک میکردند. چیزی که بیش از همه مرا شگفتزده کرد، منظره گربههای گرسنه بود که در اطراف آدمهایی که بازگشته بودند جمع شده و منتظر غذا بودند.»
در میان کسانی که بازگشتند، آیه ابی حیدر، بازیگر و محتواساز لبنانی است که از خانه ویران شده مادربزرگ و قبر مادرش در برج البراجنه دیدن کرد.
او میگوید: «نمیتوانم احساساتم را کاملا در قالب واژهها بریزم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، مثل کابوسی که ناگهان از خواب بیدار شویم.»
او به بیبیسی گفت که برای غصه خوردن یا پردازش احساس نسبت به آنچه روی داد، زمان نبود.
آیه با اندیشیدن به خانه مادرش که ۲۱ سال در آن زندگی کرده بود، گفت: «تخریب آن حالت سورئالیستی داشت که تحت الشعاع تلفات بزرگتر قرار گرفت. یک بیحسی جمعی همه ما را در برگرفته است. من الان فقط احساس میکنم که میخواهم بنشینم و به همه چیزهایی که امسال تحمل کردهایم فکر کنم.»
آما آیه با وجود همه خستگیها و اندوهها، احساس غرور هم میکند. «ما در سمت درست تاریخ ایستادهایم. بیروت قطبنمای ماست، قلب همه چیز ماست.»
« امکان پردازش احساسات را از دست دادهایم»
هاشم هاشم، شاعر و نمایشنامهنویس که در حومه جنوبی بیروت بزرگ شده، در اولین صبح آتشبس سوار بر موتورش به آنجا بازگشت.
او میگوید: «جو حاکم بر محل ترکیبی بود از پیشبینی و ناامیدی. برخی از مردم پرچمها را برافراشته بودند و کف میزدند و برخی دیگر سعی داشتند ابعاد ویرانی را درک کنند.»
او بوی خفقانآور ویرانی، سوختن، آمیخته با گرد و غبار و آوار را توصیف میکند که همه جای محله را در بر گرفته بود.
او میگوید: «خانه پدر و مادرم هنوز پابرجاست، اما آنها به خاطر مسایل مربوط به سلامتی فورا برنخواهند گشت. موتورسواری در خیابانهای آشنا، دیدن مدرسه و خانه دوران کودکیام، مرا غافلگیر کرد. مقیاس ویرانی فراتر از ادراک است.»
برای هاشم، آسیب جمعی اثری ماندگار بر جای خواهد گذاشت. «جامعه ما آنقدر فشار تحمل کرده است که تجمل و امکان پردازش احساسات خود را از دست دادهایم. این بدون شک آینده ما را شکل خواهد داد.»















