اندکی امید زیر خروارها شک و بدبینی؛ نگاهها در وین به احتمال جلوگیری از بازگشت تحریمها در پی تفاهم ایران با آژانس

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بهرنگ تاجدین
- شغل, بیبیسی
- در, آژانس بینالمللی انرژی اتمی، وین
وقتی شمارش معکوس یک بمب ساعتی شروع میشود، اگر کسی نیاید و آن را خنثی نکند، انفجارش حتمی است. داستان مکانیسم ماشه هم - که دو هفته پیش فعال شد - همین است. ۱۶ روز دیگر چهار قطعنامهای که پس از توافق برجام معلق شده بودند، به یکباره برمیگردند و در نتیجه، تحریمهایی که شورای امنیت سازمان ملل بابت برنامه هستهای ایران علیه این کشور به اجرا گذاشته بود، دوباره الزام قانونی پیدا میکنند؛ مگر آنکه شورای امنیت، قبل از آن ضربالاجل، با تصویب قطعنامهای جلوی این فرآیند را بگیرد و نگذارد ساعت شمارش معکوس به صفر برسد.
در مثل مناقشه نیست - یعنی بر خلاف بمبی که انفجارش را نمیشود برگرداند، بعد از آن ۳۰ روز هم شورای امنیت میتواند دوباره آن چهار قطعنامه را معلق کند. بین علما هم اختلاف است؛ مثلاً بر سر اینکه خسارت این «بمب» در حد یک ترقه است یا یک بمب هستهای.
ولی نکته اصلی سر جایش است: تنها راه برنگشتن تحریمها این است که قطعنامهای در شورای امنیت مطرح شود، اکثریت اعضا به آن رأی موافق بدهند و هیچ یک از پنج عضو دائم (از جمله آمریکا که سالهاست برجام را ترک کرده) آن را وتو نکنند.
به عبارت دیگر، توقف این روند پس از شروع آن چنان سخت است که تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. ولی از صحبتهای دیپلماتها در مقر آژانس بینالمللی انرژی اتمی به نظر میرسد که توافق سهشنبهشب مدیر کل این نهاد با با وزیر خارجه ایران، امکان به تعویق افتادن بازگشت تحریمهای سازمان ملل را از «تقریباً غیرممکن» به «بعید، ولی شدنی» تغییر داده است.
به عمل کار برآید، به سخندانی نیست

منبع تصویر، Getty Images
هنوز جوهر امضای عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پای سند «شیوهنامه» ازسرگیری بازرسی از تأسیسات هستهای ایران خشک نشده بود که رقابت بر سر معنای آن شروع شد.
مدیر کل آژانس صبح روز بعد در ابتدای نشست شورای حکام گفت که این تفاهمنامه امکان بازرسی از تأسیسات آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه و نیز مواد هستهای شامل اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را فراهم میکند. ولی وزیر خارجه ایران اصرار داشت که هیچ تضمینی در کار نیست و دو طرف تنها برای شروع گفتوگوهای بیشتر به توافق رسیدهاند.
اینگونه بگومگوها، مخصوصاْ از طرف ایران، کسی را غافلگیر نمیکند. یک دیپلمات ارشد - که کشورش طرف برجام نیست - در وین میگفت که انتظار دارد ایران با انواع عذر و بهانه و لفاظیهای چیرهدستانه از زیر بار قبول بازرسیها در برود.
این شک و بدبینی را میشد علاوه بر گفتوگوهای خصوصی با دیپلماتها، در موضع علنی سه کشور اروپایی - که مکانیسم ماشه را فعال کردهاند - هم دید؛ جایی که در بیانیهشان گفتند: «این کافی نیست که ایران وعدههایی برای فردا بدهد. ما باید همین امروز شواهدی ببینیم که نشان بدهد ایران آماده یافتن راه حلی دیپلماتیک برای برطرف کردن نگرانیهای جامعه بینالمللی است.»
ماسیمو آپارو، قائممقام مدیرکل آژانس، هم به بیبیسی فارسی گفت که احتمالش هست که توافق آقای گروسی و آقای عراقچی بتواند آلمان، بریتانیا و فرانسه را متقاعد کند که با تمدید مهلت مکانیسم ماشه موافقت کنند «اما تنها در صورتی که ایران این شیوهنامه تازه را بهطور کامل اجرا کند.»
به زبان غیر دیپلماتیک، دیپلماتها میگویند: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.
وقت «تنگ است»
طبق بیانیه مشترک سه کشور اروپایی، آنها سه سال پیش دو بار پیشنهادهایی را روی میز مذاکره گذاشتند که اگر ایران قبول میکرد، دولت آمریکا هم به برجام برمیگشت؛ ولی هر دو بار مقامهای جمهوری اسلامی این پیشنهادها را رد کردند.
فرانسه، بریتانیا و آلمان میگویند دو ماه پیش به ایران پیشنهاد داده بودند که برای یک بار ضربالاجل مکانیسم ماشه را تمدید کنند و حالا پس از شروع روند ۳۰ روزه آن، خواستههایشان از ایران تغییری نکرده است: پایبندی کامل به تعهدات پادمانی به معنی نظارت کامل آژانس بر فعالیتها و تأسیسات هستهای ایران، روشن شدن وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، و ازسرگیری «بیقید و شرط مذاکرات مستقیم» با آمریکا.
از صحبتهای دیپلماتها این طور برمیآید که هنوز فکر میکنند که در صورت اجرای «کامل و فوری» تفاهم بین ایران و آژانس، دو شرط اول را میشود در همین فرصت کوتاه هم برآورده کرد؛ هر چند که شرط سوم به جز اراده تهران، به واشنگتن هم بستگی دارد.
هویجی که آب میرود

منبع تصویر، Getty Images
واقعیت این است که بازنگشتن بلافاصله تحریمهای شورای امنیت، با همه دشواریهای رسیدن به این هدف، گره چندانی از مشکلات اقتصادی ایران باز نمیکند و تنها جلوی شدیدتر شدن فوری این مشکلات را میگیرد.
مناقشه هستهای ایران و چانهزنی درباره آن بیش از دو دهه قدمت دارد. اصل ماجرا هم تغییری نکرده است: مسأله از اول این بود که غرب به نیت واقعی ایران از غنیسازی اورانیوم مشکوک بود و این شک هیچگاه برطرف نشده است. سؤال این بود که آیا ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای یا دستکم توانایی این کار است یا نه.
حتی توافق برجام هم در صورت اجرای کامل، امکان فنی این کار را از ایران کموبیش میگرفت؛ ولی توافق هیچگاه نتوانست قدرتهای هستهای جهان را قانع کند که هیچ بخشی از جمهوری اسلامی، نیت پنهانی و قلبیاش رسیدن به این هدف نیست.
از سال ۲۰۰۳ که وزیران خارجه آلمان، فرانسه و بریتانیا به تهران آمدند و در کاخ سعدآباد با حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، دیدار کردند، تا امروز نه ایران توانسته غرب را قانع کند که آرزوی بمب هستهای در سر ندارد و نه غرب توانسته ایران را راضی کند که از غنیسازی اورانیوم دست بردارد.
آن زمان وعده این بود که در قبال برآورده شدن خواستهها، اروپاییها روابط اقتصاد گستردهای با ایران برقرار کنند، نفت بیشتری از ایران بخرند و در اقتصادش سرمایهگذاری کنند. حالا «فایده» پذیرفتن درخواستهایشان، به تعویق افتادن اعمال مجازاتهای شدیدتر و وقت خریدن برای مذاکرات بیشتر است.
به عبارت دیگر هر چه زمان گذشته، هویج روی میز مذاکرات کوچکتر شده و «حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران» دیگر نه یک تهدید توخالی، بلکه بخشی از تاریخ معاصر است.
در این میان، دو دهه تحریم کمر اقتصاد ایران را شکسته و نه تنها از سرمایهگذاری گسترده اروپاییها در اقتصاد ایران خبری نیست، بلکه هفت سال است که تقریباً به جز چین، هیچ کشوری بابت واردات نفت از ایران، پولی نمیپردازد.
تجربه نشان داده که هر تحریم اضافهای که به اجرا دربیاید، کار کاهش فشارها یک درجه سختتر میشود. مکانیسم ماشه، نه یک یا دو تحریم، بلکه چهار قطعنامه پر از تحریم را یکجا بر سر ایران آوار میکند.














