«پیرپسر»؛ مردی که «شیطان رجیم» است

منبع تصویر، JAVADJALALI/Amerian Film
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
فیلم سینمایی پیرپسر از روز نخست اکران، بهسرعت به یکی از بحثبرانگیزترین آثار سال ۱۴۰۴ تبدیل شد. رسانهها، شبکههای اجتماعی و حتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره آن نوشتند و گفتند. موج نقدها و تحسینها، همزمان با استقبال گسترده تماشاگران ادامه یافت و این فیلم اجتماعی را به باشگاه صد میلیاردیها رساند؛ اتفاقی کمسابقه برای ژانری که سالها زیر سایه کمدیهای پرفروش مانده بود.
مسیر پرچالش تا اکران
پیرپسر پس از چهار سال توقیف و تأخیر، سرانجام ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ روی پرده رفت؛ تنها دو روز پیش از حمله اسرائیل به ایران. بمباران تهران در نخستین روزهای اکران، امید سازندگان را به موفقیت فیلم کمرنگ کرد. اما با فروکشکردن بحران و بازگشت نسبی آرامش، فیلم بهطور تصاعدی مخاطب جذب کرد و بیش از یکمیلیون و ۱۵۰ هزار نفر را به سالنها کشاند.
اکتای براهنی، کارگردان فیلم، طرح اولیه پیرپسر را سال ۱۳۹۵ نوشت. فیلمنامه در سال ۱۳۹۶ کامل شد اما سرمایهگذار پیدا نکرد. پیشتولید با مجوز شورای ساخت از ۱۳۹۸ آغاز شد و فیلمبرداری در دی ۱۴۰۰ به پایان رسید. پیرپسر ابتدا در جشنوارههایی چون روتردام و ترانسیلوانیا نمایش داده شد و جوایزی از جمله بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد گرفت. با اینحال در جشنواره فیلم فجر تنها در بخش ویژه و یک تکسکانس به نمایش درآمد، اما همان یک نمایش کافی بود تا نامش در تمام روزهای جشنواره شنیده شود.

منبع تصویر، JAVADJALALI/Amerian Film
پیرپسر در یک نگاه
اسم «پیرپسر» سال ۱۴۰۰ در رسانهها شنیده شد.اسم فیلم آنقدر جذاب بود که هر علاقمند به سینما را حساس و مشتاق کند تا درباره داستان و دستاندرکارانش اطلاعاتی کسب کند.
در ادبیات گفتاری وکوچه و بازار وقتی از پیرپسر گفته میشود تصویر مردی تنها و به اصطلاح «عزب» به ذهن میآید که یا ازدواج نکرده و یا قبلا ازدواج کرده و جدا شده و مدت مدیدی است که همسری ندارد و در تنهایی زندگی میکند.
اکتای براهنی در گفتوگو با مجله «فیلم امروز» گفت: «طرح اولیۀ پیرپسر یک قصۀ دوازده صفحهای بود که در سال ۹۵ نوشته شد و با فیلمنامه فعلی خیلی تفاوت داشت اما شخصیتها و پایان قصه تقریباً همین بود.»
در جریان جشنواره فیلم فجر بسیاری از منتقدان سینما و حتی یعضی اعضای انتخاب فیلم جشنواره براین اعتقاد بودند که اگر این فیلم در بخش مسابقه بود میتوانست جوایز متعددی از جمله بهترین بازیگر مرد برای حسن پورشیرازی و بهترین کارگردانی برای اکتای براهنی را از آن خود کند.
حامد بهداد، لیلا حاتمی، حسن پورشیرازی، محمد ولیزادگان، بابک حمیدیان، محمدرضا داوودنژاد از جمله بازیگران پیرپسر هستند.
فیلم پیرپسر دومین ساخته بلند اکتای براهنی است. آقای براهنی در سال ۱۳۹۳ فیلم «پل خواب» را با الهام از کتاب جنایت و مکافات، اثر داستایفسکی ساخت.
«هرچی درد کمتره، لذتش بیشتره»
براهنی در تیتراژ فیلم فهرست بلندبالایی از منابع ادبی را ذکر کرده: از برادران کارامازوف و ابله داستایفسکی تا تراژدیهای یونان باستان، شاهنامه فردوسی و نمایشنامههای شکسپیر. مضمون مشترک بسیاری از این آثار «پدرکشی» یا «فرزندکشی» است.
براهنی میگوید: «داستان فیلم از ادبیات دو هزار و پانصد ساله تا امروز آمده که همیشه پدر محور روایت بوده است». حتی برخی دیالوگها مستقیماً از آثار ادبی اقتباس شدهاند؛ مثل جملهای از ابله: «آدمها را میشود از روی خندههایشان شناخت».
نویسنده فیلم میگوید: «در اوایل فیلم زمانی که غلام هنگام تریاک کشی میگوید "هرچی درد کمتره، لذتش بیشتره" این اصل فروید است یعنی لذت نیست بلکه فرار از درد است که لذت را بوجود میآورد. یا دیالوگی که میگوید "به قول اون خدابیامرز، مردی که قانون نداشته باشه همهجا پسره».
درباره داستان فیلم به طور خلاصه و کلی میتوان گفت حدود ۷۰ درصد داستان در دل یک خانه قدیمی میگذرد. یک ضلع داستان غلام باستانی، پدری مست، خشن، زنباره و تهی از عاطفه نقش محور شرارت را بازی میکند. پسرانش، علی و رضا، هر یک از مادرانی متفاوت، هر دو قربانی بیپناهی و تحقیر دائمی او هستند. البته در فیلم اسمی از «پدر» برده نمیشود و به نوعی حرمت نام پدر حفظ شده است و بیشتر از کلمه «غلام» استفاده شده است.
دو ضلع دیگر داستان علی، پسر بزرگتر (حامد بهداد) شخصیتی آرام، دروننگر، کتابخوان و صبور است؛ کسی که با فروتنی، تحقیرهای پدر را تحمل میکند و با وجود این شرایط حاضر نیست که با نقشه برادرش برای قتل پدر همراه شود. برادر دوم، زمخت و اهل حساب و کتاب و دودوتا کردن است و اصرار دارد تا خانه را بفروشند و پولی به او برسد. در مقابل مقاومت پدر برای فروش خانه، او چاره کار را در کشتن پدر میبیند و اصرار دارد که برادرش در این نقشه با او همراه شود.
ضلع چهارم داستان نیز رعنا (با بازی لیلا حاتمی) است. رعنا به قول لیلا حاتمی زنی «یونیورسال» و به گفته منتقدان اغواگر (فمفتال) است که شهری را به آشوب میکشد و تمایل به تغییر طبقه اجتماعیاش دارد. او به دنبال خانه میگردد که به پیشنهاد غلام باستانی به عنوان مستاجر وارد خانه غلام میشود و حضورش در روابط پدر و پسر و کشمکش آنها برسر تصاحب رعنا نقش مهمی را بازی میکند.

منبع تصویر، Amerian Film
نشانه شناسی فیلم پیرپسر
فیلم پیرپسر از زمانی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد با نقدها و تفاسیر متفاوتی روبرو شد و به قولی هرکسی از ظن خود درباره فیلم نوشت و تحلیل کرد.
بعضی از نقدها، این فیلم را در حد «فیلمفارسی» با روایتی تلخ، افسردهکننده و پر از سیاهنمایی دیدند؛ پدری با پسرانش برسر ارث و میراث و یک زن درگیر میشود.
در مقابل بعضی از منتقدان تمام لایه های فیلم، لوکیشن، عکسها و خالکوبی و ... را شخم زدند و طیفی از کتابهای روانشناسی، فلسفی و اجتماعی، فیلمهای تاریخی از داخل و خارج از ایران را با فیلم مقایسه کردند.
جواد طوسی، منتقد سینما، با وجود ۱۹۵ دقیقه زمان فیلم، آن را خستهکننده و «کسالتبار» نمیداند و غلام باستانی را موجودی «غریب پردافعه» میداند که خود را «شیطان رجیم» میخواند.
بهزاد عشقی، منتقدی دیگر، نقش پدر را امتداد اساطیر و تاریخ ایران میبیند اما در این فیلم او را «شر مطلق بیطبقه» میخواند.
مهران زارعیان نیز معتقد است زبان سینمایی پیرپسر وامدار مسیرهای رایج سینمای اجتماعی ایران نیست و نه به فرهادی شباهت دارد، نه به سعید روستایی.

منبع تصویر، JAVADJALALI/Amerian Film
پورشیرازی؛ مردی برای تمام فصول
نمیتوان از پیرپسر نوشت و از حسن پورشیرازی گذشت. او با موهای بلند، شکمی فربه و لحن تحقیرآمیز، شخصیتی خلق کرده که همزمان چندلایه، کریه و مجذوبکننده است.
بازی او «تاریخی و شگفتانگیز» توصیف شده است و بعضی پورشیرازی را در تراز بازیگرانی مانند بهروز وثوقی و محمدعلی فردین ارزیابی کردهاند. روزنامه هممهین بازی او را همسنگ بهترین اجراهای آل پاچینو دانسته است. پورشیرازی که پس از مهمان مامان (۱۳۸۲) کمتر درخشش سینمایی داشت، با این نقش به اوج بازگشت و بسیاری موفقیت فیلم را به حضور او گره میزنند.

منبع تصویر، JAVADJALALI/Amerian Film
واکنشهای سیاسی به فیلم اجتماعی
برای اولینبار نیست که یک فیلم اجتماعی با نقد و اعتراض بعضی از رسانهها و شماری از نمایندگان مجلس و اهل سیاست روبهرو میشود. در سالهای اخیر بسیاری از فیلمهای به خصوص طنز، خط قرمزهای رایج در عرصه سینما و سریال را جابجا کردهاند و بخشی از تولیدات سینمایی و سریالها از موسیقیهای آنور آبی، رقص و آواز، استفاده از کلمات رکیک و میگساری استفاده میکنند.
اکران فیلم با انتقاد تند برخی نمایندگان مجلس و رسانههای اصولگرا همراه شد. وبسایت مشرق آن را «فیلمی کشدار و بیجان» خواند. نمایندهای در مجلس مدعی شد این فیلم باعث افزایش طلاق شده و دیگری آن را تلاشی برای «زیر سوال بردن ولایت پدر و خانواده» دانست.
در پاسخ، شورایعالی تهیهکنندگان، انجمن سینماداران و کانون پخشکنندگان بیانیهای صادر کردند و هشدار دادند که فشارهای سیاسی به تضعیف سینما و سرمایهگذاری فرهنگی منجر خواهد شد. این بیانیه منتقدان فیلم را به «باجخواهی» متهم کرد و خواستار پرهیز از گروگانگرفتن سینما در دعواهای جناحی شد.
پیرپسر فقط یک فیلم اجتماعی نیست؛ ترکیبی است از تراژدی خانوادگی، ارجاعات ادبی، و بازیگری درخشان که هم تحسین برانگیخته و هم خشم. این فیلم نشان داد که سینمای اجتماعی، حتی پس از سالها رکود، میتواند تماشاگر میلیونی جذب کند و به مرکز بحثهای فرهنگی و سیاسی کشور بدل شود.
در میانه این هیاهو، شاید مهمترین تصویر ماندگار، همان غلام باستانی باشد که با صدایی رجزخوان، خود را «شیطان رجیم» مینامد و همزمان در چشم بیننده، آینهای از پیچیدگی انسان ترسیم میکند.














