سریال تاسیان؛ «ساواک صورتی»، چپهایی که «نفهمیدند» و مذهبیهایی که کشور را «نجات دادند»

منبع تصویر، FILIMO/TASIAN
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
با پخش آخرین قسمت تاسیان، پرونده این سریال بسته شد. تاسیان به گفته کارگردانش «عاشقانهای در دل تاریخ» است و همراه با پیش بردن یک مثلث عشقی، بخشی از تاریخ پیش از انقلاب ۱۳۵۷ را نیز روایت میکند.
تاسیان با تلفیق عشق و تاریخ، از یک سو طرفداران سریالهای عاشقانه را با خودش همراه کرد و از سوی دیگرعلاقمندان به تاریخ و تاریخنگاری را به تکاپو انداخت تا دوباره تاریخ را ورقی بزنند و رویدادهای پیش از انقلاب را در رسانهها و شبکههای اجتماعی مطرح کنند.
نخستین قسمت سریال تاسیان با نمایی از کندن زمین در کنار استخر حیاط خانه در نیمه شب شروع میشود. بیننده ابتدا فکر می کند قرار است جنازهای در آن دفن شود و با داستانی جنایی روبرو شود، اما دختر خانه از سرو صدا بیدار میشود و سرآسیمه به حیاط میرود و متوجه میشود که پدرش به همراه مستخدمهای خانه میخواهد برای روز تولدش، «درخت سرو» که نمادی از آزادی و آزادگی در فرهنگ ایرانی است، بکارد.
بعد از اینکه نقشه پدر برملا میشود او رو به دخترش میکند و میگوید «نمیخواستم درخت رو افقی ببینی، اینطوری دلگیره، میخواستم وقتی اول وقت، چشم باز میکنی، درخت آرزوهایت جلو چشمت باشه... درخت سرپاش قشنگه...» و همین جمله را تکرار می کند و میگوید «بیا سروتو فوت کن تا صد سال زنده باشی».... تیتراژ با انیمیشنی سیاه و سفید آغاز میشود که یادآور کتاب «ماهی سیاه کوچولو»، نوشته صمد بهرنگی است. تیتراژ به نوعی قصه تاسیان را بازگو میکند: درخت سرو در آتش میسوزد ولی امید به طلوعی دوباره وجود دارد. در پوستر اصلی سریال تاسیان نیز سرو و ماهی دو نماد اصلی سریال معرفی شدهاند.
اگر بخواهیم داستان تاسیان را روایت کنیم شاید همین تک جمله باشد که درخت سرو «سرپاش قشنگه». سرو میتواند نمادی از فرزند، خانه، وطن و ... باشد که درصورت شکسته شدن و آسیب دیدن موجب غم و اندوه و «تاسیان» میشود.
از این رو داستان با سرو شروع میشود، به شکل غیر مستقیم و زیرپوستی در جای جای قصه حضور دارد و در کنار همین درخت سرو و حیاط خانه داستان نیز پایان مییابد.

منبع تصویر، FILIMO/TASIAN
«تاسیان» در یک نگاه
«تاسیان» از روزی که وارد شبکه نمایش خانگی شد، با حاشیهها و اتفاقات ریز و درشتی روبرو شد و منتقدان سینمایی نقد و انتقاداتی به کم و کیف کارگردانی و روند داستان منتشر کردند.
برای بینندگان این سریال شاید بیش از هرچیز اسم این سریال کنجکاویبرانگیز بود تا بفهمند که «تاسیان» یعنی چه، به چه معنا است و ریشه لغوی آن به کجا برمیگردد. البته برای اهل شعر و شاعری و کسانی که با آثار و اشعار هوشنگ ابتهاج آشنایی داشتند، «تاسیان» کلمه غریبی نبود چرا که یکی از مهمترین کتابهای این شاعر معاصر که شعر معروف «ارغوان» در آن منتشر شد، «تاسیان» نام دارد. آخرین شعر این مجموعه «تاسیان» است که اینگونه آغاز میشود: «خانه دل تنگ غروبی خفه بود - مثل امروز که تنگ است دلم...»
«تاسیان» کلمهای در گویش گیلکی است. «غم» بنمایه این کلمه است؛ غمی که از نبودن کسی پیش میآید. حس غم و دلتنگی ناشی از جای خالی کسی که به حضورش عادت کردی، بیقراری، سوت و کور شدن، یا حالتی را که دست و دل به هیچ کاری نمیرود.
در یکی از آخرین قسمتهای سریال وقتی «شیرین» از «امیر» میپرسد تاسیان چه معنی دارد او در پاسخ تاسیان را چنین توصیف میکند: «در اولین غروب پس از رفتن یک عزیز یا مهمان از خانه به انسان غمی دست میدهد و به اصطلاح خانه حال و هوایی پیدا میکند که دست و دل به هیچ کاری نمیرود و غمی به سراغ تو میآید.»
با توجه به همین اسم، در زیر پوست یک داستان عاشقانه و تاریخی، غم و درد و رنج آدمها نیز مطرح شود و خانه و خانواده و جامعه و سرنوشت آدمهای سریال رنگ «تاسیان» به خود میگیرد.
«تاسیان» به کارگردانی و نویسندگی تینا پاکروان، از ۱۹ بهمنماه سال گذشته وارد شبکه خانگی نمایش شد و سوم مردادماه پس از نمایش ۲۳ قسمت پایان یافت.
تاسیان دومین سریال از سهگانه تینا پاکروان پس از سریال «خاتون» و پیش از سریال «ماهدخت» محسوب میشود. زن در هرسه داستان نقش محوری را بازی میکند. براساس گفتههای خانم پاکروان سریال ماهدخت به موضوع فروش دختران ایران به جای مالیات خواهد پرداخت که هنوز به مرحله ضبط نرسیده است.
بازیگران اصلی تاسیان، بابک حمیدیان، صابر ابر،هوتن شکیبا، مهران مدیری، نازنین بیاتی، پانتهآ پناهیها، مهسا حجازی، محمدرضا شریفینیا و...هستند.
در تاسیان شاهد رابطه عاشقانه میان «شیرین» با بازی مهسا حجازی، دختری از طبقه مرفه و تحصیلکرده با پسری از خانوادهای مذهبی از طبقه بازار به نام «امیر» با بازی هوتن شکیبا هستیم.
امیر در چاپخانه کار میکند و به فرهنگ، هنر و ادبیات علاقهمند است. شیرین در دانشگاه هنر میخواند و کارش تصویرگری است و با دخترعمهاش با بازی نازنین بیاتی در کانون پرورشی کارهای خیریه میکند. جمشید نجات (بابک حمیدیان) پدر شیرین هم یک کارخانهدار عاشق ایران و خانوادهاش است.
رابطه عاشقانه شیرین و امیر در بستری از وقایع سیاسی سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷شکل میگیرد و نخ داستان بیننده را به تحولات سیاسی آن سالها و اختلافات گروههای چپ و مذهبی، فعالیت سیاسی در دانشگاهها و نقش ساواک در کنترل ناآرامیها میبرد.
داستان تاسیان همانند سریال خاتون (سال ۱۴۰۰) که به زمان اشغال ایران در جنگ جهانی اول میپرداخت، برشی از یک مقطع تاریخی است. البته این لزوما به معنای روایت صد درصدی از تاریخ نیست و به نظر میرسد الزامات شرایط سیاسی و محدودیتهای تولید آثار تاریخی، دست کارگردان را بسته باشد. همین موضوع در نهایت به نقد و انتقاداتی از روایت داستان از وقایع قبل از انقلاب و سهم گروههای مذهبی و غیرمذهبی در انقلاب ۱۳۵۷ به میان آورده است.

منبع تصویر، IRNA
ساواک «صورتی و سانتی مانتال»
از زمانی که پرویز ثابتی، رئیس وقت سازمان امنیت کشور در بهمنماه ۱۴۰۱ در یک مراسم راهپیمایی دیده شد، عملکرد ساواک در جریان انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل به یکی از بحثانگیزترین مسایل سیاسی روز شد و در کانون نقد و نظر وتحلیلهای بیشتر قرار گرفت.
در سریال تاسیان، امیر برای رسیدن به عشق خودش یک راه میانبر را انتخاب میکند و از طریق دوست صمیمی و بچه محلش به نام سعید (صابر ابر) که مامور امنیتی است وارد ساواک میشود تا از این طریق به هدفاش برسد.
به طور کلی روند استخدام و حتی استعفای «امیر» از ساواک و نوع روابط رئیس و مرئوسی در این سازمان سوال برانگیز و دور از ذهن به نظر میرسد اما آنچه باعث عصبانیت طرفداران حکومت ایران شده و رسانههای نزدیک به حکومت از آن دلخورند این است که میگویند «چهره ساواک در تاسیان، به نوعی چهره تطهیر شده این سازمان بدنام است.» به نوشته روزنامه آگاه، «ساواکی سریال تاسیان سانتیمانتال است، نه چک میزند و نه خشونت دارد! انگار نه انگار که روزی نام اداره کل سوم ساواک، جزو خشنترین سازمانهای امنیتی جهان به شمار میرفت و سازمان صلیب سرخ گزارشهای متعدد از سفاکی آن مخابره میکرد».
بیشتر رسانهها و روزنامههای نزدیک به حکومت مانند کیهان، مشرق نیوز،وطن امروز و همشهری از نقش ساواک در این سریال انتقاد کردهاند و روایت تاسیان را «سفیدشویی» یا «ساواک صورتی» نامیدهاند.
احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس هم در برنامه سلام صبح بخیر تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد که «سفیدشویی عجیبی نسبت به ساواک در سریال تاسیان اتفاق افتاده است».
این نماینده مجلس در خردادماه امسال درباره چرایی پخش چنین سریالهایی میگوید: «ظرفیت اقتصادی و رانت و فساد مالی زیادی بین عوامل تولید تا پلتفرمها وجود دارد که باعث پخش چنین آثاری میشود». او خواستار «ریشه کن کردن چنین فسادها و رانتهایی» شد.
خبرگزاری تسنیم هم ۵ مردادماه به مناسبت پایان این سریال، نقدی از تاسیان منتشر کرد و تصویر ساواک را «صورتی سانتی مانتال» میخواند ونوشت: «شخصیت پردازیها طوری است که انگار تیمسار ثابت و اداره دوم اصلا در ساواک نبودهاند و هر چه بوده دایره ضدجاسوسی بوده آن هم صرفا میز شوروی».
خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران در ادامه مینویسد: «ساواکی تاسیان بلد نیست حتی چک بزند، صرفا زمانی شکنجه میکند که مسئله شخصی باشد؛ آنجا که سعید، امید را به خاطر تسویه حساب شخصی با آتش سیگار می سوزاند؛ البته این تسویه حساب شخصی هم اینقدرها خشن نیست که تسویه حسابها در همان زمان در میان گنده لاتهای تهران انجام میشده است».
تسنیم مینویسد: «البته ساواک تاسیان اینقدر بیحساب و کتاب هست که یک تازه وارد بتواند به بهانه بازجویی روبروی معشوق خودش بنشیند و دلش را ببرد و هر وقت هم خواست با کارت دانشجویی جعلی برود سر کلاس او بشیند».
روزنامه جوان ۷ مردادماه تیتر نخست صفحه فرهنگی را به واکنش شماری از کاربران شبکههای اجتماعی به این سریال اختصاص داد که اکثرا منتقد تصویر ساواک در تاسیان بودند. این روزنامه از قول فردی به نام «سعید سعیدی» نوشت: «شمایی که سریال ساختید ساواک رو گوگولی نشون بدید واسه سریال بعدیتون از نتانیاهو، جولانی و ترامپ هم استفاده کنید یه عموهای فیتیلهای خوبی ازشون درمیاد مخصوصاً از اون کودککش...»

منبع تصویر، FILIMO/TASIAN
تاریخ چپ و مذهبی ها
تینا پاکروان، کارگردان و نویسنده سریال تاسیان در سریال خاتون و تاسیان وطن پرستی و ایران دوستی و آزادیخواهی را تبلیغ میکند.
او در واکنش به توقیف سریال در سال گذشته که پس از پخش سومین قسمت آن اتفاق افتاده، تاکید کرد که این سریال «تاریخ انقلاب اسلامی ایران» نیست و عاشقانهای در دل تاریخ است.
با وجود تاکید کارگردان سریال بر اولویت داشتن عشق بر تاریخ، اما بخش مهمی از داستان به وقایع منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ منتهی میشود و به تحولات آن سالها اشاره دارد.
در بخشهایی از سریال شخصیتهای واقعی از شاعران گرفته تا نویسندگان و سینماگران مانند احمدرضا احمدی، عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی و... و رویداد مهمی چون شبهای شعر گوته در دهه ۱۳۵۰ به تصویر کشیده شدهاند.
در بین گروههای سیاسی قبل از انقلاب، چپگراها و کمونیستها نقش پررنگتری در داستان دارند و فعالیت مذهبیها در دانشگاه و بازار در موقعیت بعدی قرار دارد.
تصویری که در سریال تاسیان از چپها نشان داده میشود در نهایت توصیف مثبتی نیست و نگاهی منتقدانه به سران و افراد تاثیرگذار در این جریان دارد.
بر خلاف آنچه شواهد تاریخی نشان میدهد کارگردان، احتمالا به دلیل وجود محدودیتها، مشکلات و هرج و مرج کشور از جمله آتش زدن کارخانهها، اعتراضات خشونتآمیز و درگیری در خانه جمشید نجات را صرفا به گردن شعارهای احساسی و حساب نشده جریان چپ میاندازد و از پرداختن به نقش و تاثیر نیروهای مذهبی در این اتفاقات پرهیز میکند.
در نگاه کلی میتوان گفت که اکثر تولیدات مستقل و غیرمستقل سینمایی و تلویزیونی که به وقایع قبل از انقلاب ۱۳۵۷ پرداختهاند، در روایتگری و تصویرسازی آن سالها بخاطر ملاحظات سیاسی یا سانسور، دچار افراط و تفریط شدهاند. کمتر سریالی از وقایع حدود ۵۰ سال قبل ساخته شده که منصفانه سهم هرگروه و جریان سیاسی در انقلاب را به تصویر کشیده باشد.
با این حال همین روایت ناقص نیز از انتقاد در امان نمانده است. روزنامه کیهان سال گذشته، از روایت سریال تاسیان از انقلاب شاکی شد و نوشت: «از ساواک مهربان! در این سریال که بگذریم، مشکل اصلی در این سریال تحریف تاریخ انقلاب است. به عبارتی این سریال بهگونهای است که محمدرضا شریفینیا در نقش پدر امیر به همراه دیگر پسرش (که مشی و دیدگاهی مغایر با امیر دارد) نمایندگان طیف عمومی مردم ایران یعنی طیف مذهبی هستند، (آنها) هم در نقش مبارزه با رژیم شاهنشاهی نقشی بسیار منفعل (بازی میکنند) و (هم) با ایرادهای شخصیتی نشان داده میشوند.»
روزنامه کیهان در ادامه با تاکید بر نقش برجسته گروههای مذهبی و کسانی مانند روحالله خمینی در شکل گیری انقلاب مینویسد: «نمایندگان جریانهای چپ (کمونیستی، مارکسیستی و...) و منورالفکرها (از قبیل برخی شاعران و اهالی سینما) افراد فعال در مبارزه با رژیم پهلوی هستند و از قضا در این سریال مرکز این مبارزه مراکزی از قبیل "شبهای شعر انستیتو گوته" نشان داده میشود».
در مقابل انتقاد روزنامه کیهان از بیتوجهی به نیروهای مذهبی، روزنامه سازندگی، روزنامه نزدیک به اصلاحطلبان نگاه متفاوتی به داستان تاسیان دارد و سریال را در نشان دادن عملکرد نیروهای چپ موفق میداند و چپها را عامل «سوزاندن سرمایه ملی» و نابودی صنایع و فرار کارآفرینان از ایران میداند.
روزنامه سازندگی روز دوشنبه ۶ مردادماه تیتر و عکس نخست روزنامه را به سریال تاسیان اختصاص داد و با اشاره به حال و هوای گروههای سیاسی در دهه ۵۰ نوشت: «تاسیان درباره این است که در یک جامعه طبقاتی، مذهبیها چه نقشی داشتند، چپها که با ندای آزادی آمده بودند، چه خیانتهایی را انجام دادند و چگونه به افرادی مخرب تبدیل شدند و کارآفرینان میهندوست که از طبقه مرفه جامعه بودند، چگونه به دست چپها زندگی و آیندهشان بر باد رفت».
اکبر منتجبی در این یادداشت معتقد است تاسیان یک داستان عاشقانه نیست و یک سریال سیاسی است و از منظر جامعهشناختی، بهجای روایتهای قهرمانمحور، به سراغ سه طبقه اصلی رفته که هر یک، در متن انقلاب، نقشآفرینی کردند. در نهایت نویسنده نتیجه گرفته که «چپها نفهمیدند» و آنها را غرق در توهمات و مسبب مشکلات کشور معرفی میکند وتاکید دارد که مذهبیها کشور را «نجات دادند» و «وطن را نفروختند» و «ایستادند».
در نقدها و برداشتهایی که از سریال تاسیان شده است، یک نگاه سومی هم هست که معتقد است این سریال با ایما و اشاره و با نشان دادن قشر زنان تحصلیکرده و پیشرفتهای فرهنگی و اجتماعی به دنبال «سفیدشویی» حکومت پهلوی بود.
از نظر روزنامه اصولگرای وطن امروز، تاریخی که در سریال تاسیان به نمایش گذاشته میشود یک تاریخ پرانتقاد از انقلابیون است که با نمایش «گل و بلبل» پیش از انقلاب، از آنها پرسیده میشود: «چه مرگتون بود که انقلاب کردید؟»














