نگاهی به فیلم تونسی «اشکال»؛ شعله‌های یک انقلاب در شهر ارواح

.

منبع تصویر، Quinzaine des réalisateurs

    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم

یوسف شابی که در نخستین تجربه کارگردانی یک فیلم بلند سینمایی به تنهایی، پایش به جشنواره‌های معتبری چون کن (بخش دو هفته کارگردانان) باز شد، به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید هدفش ساخت فیلمی درباره انقلاب تونس نبوده، بلکه «انقلاب خودش وارد داستان تخیلی ما شد».

فیلم «اشکال» ساخته یوسف شابی علاوه بر کن در جشنواره‌های تسالونیکی، توکیو، ورشو و دریای سرخ نیز به نمایش درآمده است.

این فیلم روایت نمادینی است از انقلاب تونس؛ زمانی که در ناحیه‌ای در شهر ساحلی قرطاج، دو پلیس به نام‌های فاطما و بتال در ساختمان‌های نیمه‌کاره با جسد سوخته‌ای روبرو می‌شوند و این آغاز ماجرایی است پیچیده که با پیدا شدن اجساد دیگر در همین ناحیه، با یک داستان پلیسی به سبک فیلم های نئو-نوآر روبرو می‌شویم که با چاشنی اتفاقات فراطبیعی آمیخته شده است.

یوسف شابی، کارگردان فیلم، در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «یک داستان عجیب است که در محله عجیبی به نام باغ های قرطاج اتفاق می‌افتد. با پیدا شدن جسدها در ابتدای فیلم، به نظر می‌رسد این یک خودسوزی در راستای است؛ یک عمل سیاسی - اجتماعی. فاطما یکی از دو شخصیت اصلی، رفته رفته گمان می‌کند که این تنها یک عمل سیاسی نیست. این گونه است که تریلر شکل می گیرد با جنبه های متافیزیکی.»

ساختمان‌های نیمه کاره این محل بخش مهمی از فیلم را شکل می‌دهند؛ ساختمان‌هایی نمادین که حکومت قبلی تونس روی آنها سرمایه‌گذاری کرده بود و با شروع انقلاب نیمه کاره ماندند.

یوسف شابی می‌گوید: «ایده اولیه از همین لوکیشن شکل گرفت. اینجا خیلی از همه جاهای دیگر در تونس متفاوت است. این شهرک توسط رژیم بن علی طرح ریزی شده بود و قرار بود یک محل بسیار امن برای پولدارهای جامعه باشد و وابستگان رژیم در آن زندگی کنند.»

یوسف شابی به جز فیلم «اشکال» دو فیلم کوتاه و یک فیلم مستنند ساخته و فیلمی را هم مشترکا با یکی دیگر از فیلمسازان تونسی کارگردانی کرده است
توضیح تصویر، یوسف شابی به جز فیلم «اشکال» دو فیلم کوتاه و یک فیلم مستنند ساخته و فیلمی را هم مشترکا با یکی دیگر از فیلمسازان تونسی کارگردانی کرده است

به گفته آقای شابی، بعد از «انقلاب یاس» در سال ۲۰۱۱ و سرنگونی رژیم زین‌العابدین بن‌علی، ساخت و ساز این شهرک به سرعت متوقف شد: «حالا این محل شده شهر ارواح. وقتی این محل را دیدم، فکر کردم یک جنبه سینمایی بسیار قوی دارد و خود این محل، همه آن چیزی را که در تونس طی این سال ها گذشته، خلاصه می‌کند.»

فیلمساز به بازی نور و سایه در این مکان متروک دل می‌بندد و روایت خود را با این فضا پیوند می‌زند تا از طریق این نورها و سایه ها، حسی از ارواح و شهر ارواح را تصویرسازی کند، در عین حال که قواعد ژانر را به کار می‌گیرد تا فیلمی مبتنی بر انتظارات تماشاگر اما آمیخته با حال و هوا و اتفاقات غیرطبیعی خلق کند.

در نتیجه ساختمان‌های نیمه کاره تصاویر غریبی را شکل می‌دهند که مبنای پیشبرد وقایع و همین طور خلق میزانسن قرار می‌گیرد.

یوسف شابی می‌گوید هدفش این بود که «غرابت» این مکان را ثبت کند:

«زمانی که ساخت و ساز جریان داشت، من برای سه چهار سال به همراه مادرم به این محل می‌رفتم. آن موقع این حس غریب را داشتم که این ساختمان‌ها دارند به من نگاه می‌کنند. تلاشم ثبت این حس غریب بود. ضمن این که این ساختمان‌ها به طور مستقیم با حریق ارتباط دارند، حریقی که رویای رژیم سابق را بر باد داد.

تونس کشور کوچکی است و شابی می‌گوید در این کشور، لوکیشن‌های زیادی برای تصویر کردن نمای عمومی شهر وجود ندارد: «اما این منطقه بسیار بزرگ، این امکان را به ما می‌داد. من سعی کردم به معماری و به این فضا وفادار بمانم. برای همین از نقاشی ایده گرفتم. این که ریتم آرامی را انتخاب کنم و صبور باشم و بازیگران را برای حرکاتشان آزاد بگذارم.»

.

منبع تصویر، Quinzaine des réalisateurs

انقلاب تونس با آتش پیوند دارد. جرقه این انقلاب با خودسوزی محمد بوعزیزی در هفدهم دسامبر ۲۰۱۰ زده شد؛ جوانی که در اعتراض به پلیس که مانع فروختن میوه و سبزی‌اش شده بود، خودش را آتش زد و این سرآغاز تظاهرات گسترده در این کشور شد که طی ۲۸ روز به ثمر رسید و به فرار زین العابدین بن علی انجامید؛ رئیس جمهوری که از سال ۱۹۸۷ به طور تک حزبی حکومت می‌کرد.

با آن که فیلم «اشکال» اساساً در ارتباط با آتش و خودسوزی و محله نیمه کاره حکومت قبلی ساخته شده، کارگردان اما نگاه نمادین را بیشتر می پسندد: «برای من، این فیلمی درباره انقلاب نبود، ولی طبیعتاً جنبه‌هایی دارد که خودبخود به انقلاب ربط پیدا می‌کند، مثل خودسوزی. برای من بیشتر کشف جنبه‌های تخیلی زندگی در تونس اهمیت داشت تا اتفاقات واقعی. انقلاب خودش وارد داستان تخیلی ما شد.»

اما داستان هایی که شابی تخیلی می خواند با واقعیات سیاسی-اجتماعی جامعه تونس ارتباط مستقیم دارد. او در فیلم قبلی اش با نام «مدوزای سیاه» که آن‌را مشترکا با کارگردانی به نام «اسماعیل» ساخته بود هم داستان زنی را روایت می‌کرد که شب‌ها به کشتن مردان می‌پرداخت؛ که باز داستانی استعاری بود درباره جامعه مردسالار تونس.

در «اشکال»، پدر فاطما، یکی از دو قهرمان اثر هم ارتباط مستقیمی با وقایع انقلاب دارد؛ او چهره‌ای کلیدی در پرده برداشتن از فساد پلیس و وجود شکنجه در حکومت قبلی است.

فیلمساز اما با وارد کردن مرد کلاهی و ماوراء الطبیعه جلوه دادن خودسوزی‌ها، می‌خواهد از سمت و سوی سیاسی-اجتماعی‌اش - که به طعنه به وضعیت امروز و وجود فساد در پلیس امروز هم می‌رسد - اندکی فاصله بگیرد تا بیشتر داستانی تخیلی به نظر برسد تا واقعی.

شابی می‌گوید: «فیلم، المان‌هایی از تاریخ این چند ساله تونس را قرض می‌گیرد تا از زوایای دیگری به آنها نگاه کند. قرار نبود گیر واقعیت بیفتیم. می‌خواستم به معناهای دیگری در پشت آن برسیم.»