«علت مرگ: نامعلوم»؛ از توقیف سه ساله تا اکران محدود

نمایی از فیلم «علت مرگ: نامعلوم»

منبع تصویر، PAYAM SADEGHI

توضیح تصویر، علی زرنگار، کارگردان این فیلم گفت «'علت مرگ: نامعلوم'، یک فیلمِ اجتماعی‌ است که وفادارانه به واقعیت می‌پردازد»
    • نویسنده, کیانوش فرید
    • شغل, روزنامه‌نگار

فیلم «علت مرگ: نامعلوم» نخستین تجربه سینمایی علی زرنگار پس از سه سال توقیف، بالاخره با مجوزی محدود به روی پرده رفت.

علی زرنگار به عنوان نویسنده، آثار مطرحی همچون «بدون تاریخ، بدون امضاء»، «مغز استخوان» و «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» را در کارنامه خود دارد.

عوامل فیلم می‌گویند فیلم «علت مرگ: نامعلوم» از سوی هیات انتخاب برای حضور در چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر انتخاب شده بود اما با دخالت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و عدم صدور پروانه نمایش از جشنواره کنار گذاشته شد.

حالا این فیلم فرصتی محدود یافته تا با مخاطبان روبرو شود و پرسش‌هایی درباره اخلاق، نیازهای انسانی و مسئولیت اجتماعی مطرح کند.

با آغاز اکران محدود فیلم در بعضی سینماها، علی زرنگار، کارگردان آن در واکنش به این تصمیم گفت: «'علت مرگ: نامعلوم'، یک فیلمِ اجتماعی‌ است که وفادارانه به واقعیت می‌پردازد. آنچه شما را وادار کرده است که علی‌رغمِ رایِ شش به یک هیات انتخاب، آن را کنار بگذارید، همین واقعی فاش و آشکاری‌ است که هر روزه مردمان با آن دست به گریبانند. روی سخنم با شماست که به خود حق می‌دهید رویِ رای هیات انتخاب خط بکشید و با نگاه واپس‌گرای کژ و ناموزونتان آن را به هیچ بینگارید. روی سخنم با شماست، 'شما' یعنی کسانی که همیشه سویِ دیگر ما ایستاده‌‌اید.»

اما به گفته مجید برزگر، تهیه‌کننده فیلم، در صحبت با بی‌بی‌سی «مشکل اصلی نه در محتوای فیلم، بلکه در رویکرد بی‌ثبات و سطحی مدیران فرهنگی بود.»

نمایی از فیلم «علت مرگ: نامعلوم»

منبع تصویر، PAYAM SADEGHI

فیلم «علت مرگ: نامعلوم» روایت سفر هفت مسافر در یک ماشین است؛ افرادی که هر کدام نماینده گوشه‌ای از جامعه‌ هستند. ماجرای فیلم زمانی پیچیده می‌شود که یکی از مسافران، که حامل مبلغ قابل‌توجهی دلار است، می‌میرد. در این سفر، تضاد میان اخلاق و نیازهای اقتصادی برجسته می‌شود و تماشاگر را به تامل درباره انتخاب‌های انسانی وادار می‌کند.

آقای برزگر در باره توقیف فیلم به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «موضوع اصلی عدم شجاعت مدیران فرهنگی وقت و البته مهم تر از آن متوسط بودنشان از هر نظر بود. مدیریتی بی‌ثبات و ناآشنا با امر فرهنگ. ذهن کج‌فهم و کم‌عمق که از هر اثری تفسیر های نمادپردازانه می‌جوید و خیال می‌کند تک تک عناصر هر داستانی فقط آنی نیست که در فیلم می‌بینیم. لابد اینها نماد و معنایی دارد در حد بینش آنها. و این‌گونه است که حد و اندازه‌ی هر فیلمی در ذهن آنها اینقدر سطحی و کم عمق می‌شود و باز بدتر از همه خیال می‌کنند قیم و بزرگ‌تر مردمند و باید برایشان خوب و بد را تعریف کنند و مراقب‌شان باشند.»

تهیه کننده این فیلم در ادامه به بی‌بی‌سی گفت «اشکالات‌ مسئولان وقت به فیلم بیش از حد سلیقه‌ای و غیرقابل پذیرش بود و به همین دلیل، یعنی بی‌منطق و غلط بودن حرف ممیزان، هیچ تغییر و حذفی در فیلم اعمال نشد.»

علی زرنگار، کارگردان این فیلم، نیزدر ارتباط با مشکلات پیش آمده برای آن می‌گوید: «بیش از سه سال به دلایل توقیف این اثر فکر کرده و به نتایج مختلفی رسیده است.»

به عقیده او، «یکی از دلایل اصلی این تصمیم، حساسیت موضوعی فیلم است. فیلم‌های اجتماعی در ایران همواره با خطر مواجه هستند، به‌ویژه اگر با نگاهی انتقادی ساخته شوند که در این صورت احتمال حذف یا جرح و ابطال آن‌ها افزایش می‌یابد.»

کارگردان فیلم «علت مرگ: نامعلوم» بر این باور است که «فیلم اجتماعی باید انعکاسی از وضعیت جامعه باشد و نمی‌توان آن را جدا از بستر اجتماعی و اقتصادی ساخت. او معتقد است که آنچه در ساخت یک اثر سینمایی اهمیت دارد، وجه تاریخی آن است، زیرا سینما به‌نوعی تاریخ‌نگاری اجتماعی محسوب می‌شود و ارزش واقعی آن در گذر زمان آشکار می‌شود.»

به گفته او، پرسش اصلی این اثر در این مسئله نهفته است که اگر رستگاری جمعی در شرایط دشوار اقتصادی با اخلاق فردی در تضاد باشد، کدام مسیر باید انتخاب شود. از نگاه او، اخلاق انسانی همواره تحت تاثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی است و نمی‌توان آن را مستقل از این عوامل در نظر گرفت.

نمایی از فیلم «علت مرگ: نامعلوم»

منبع تصویر، KHANEHFILMIRAN

توضیح تصویر، مصطفی مهرآیین جامعه شناس درباره مضمون این فیلم گفته است:«همه در این سرزمین مرده‌اند. ما یک جامعه نامرده‌ایم، نه آنقدر زنده‌ایم که زندگی کنیم و نه آن قدر مرده‌ا‌یم که بمیریم که راحت و خلاص شویم.»

«ما یک جامعه نامرده‌ایم»

فیلم «علت مرگ: نامعلوم» اولین بار در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۳ در جشنواره شانگهای نمایش داده شد و در دی ماه امسال با محدودیت‌هایی در چند سینما به نمایش درآمد با این وجود، توانست مورد تحسین برخی منتقدان و هنرمندانی قرار بگیرد.

رخشان بنی‌اعتماد کارگردان سینما پس از تماشای این فیلم در یادداشتی نوشت: « 'علت مرگ: نامعلوم' پس از سه سال توقیف اکران می‌شود. خبر در حد یک روزنه‌ کوچک در وانفسای این دوران پرآشوب و خبرهای هولناک دلگرم‌ات می‌کند، اما وقتی به تماشای فیلم می‌نشینی حکایت دیگری‌ست.»

به نوشته خانم بنی‌اعتماد: «بعد از سال‌ها به‌انزوا رفتن سینمای اجتماعی، ناظر بر اثری پرقدرت و شریف می‌شوی که امید به زنده ماندن جوهر اندیشه در سینمای مستقل را پیش چشم‌ات می‌آورد. فیلمی با تمام مشخصه‌های واقعی سینما از فیلمنامه و کارگردانیِ به‌غایت هوشمندانه تا فیلمبرداری و تدوین هم‌سو با موضوع و بازی‌های درخشان مجموعه بازیگران و دل به دریا زدن تهیه‌کننده‌ای که در رقابت با سرمایه‌های بادآورده‌ میلیاردی با دست خالی شرایط ساخت اثری این‌چنین را فراهم آورده؛ همه و همه در کنار هم، لذت دیدن یک فیلم به‌تمام معنا حرفه‌ای را در جان‌ات جاری می‌کند.»

مصطفی مهرآیین، جامعه شناس، این فیلم را «از بهترین آثار اجتماعی این سال‌ها» خوانده و گفته است: «عنوان فیلم به بهترین شکل ممکن هم این فیلم را می‌گفت. همه در این سرزمین مرده‌اند. ما یک جامعه نامرده‌ایم، نه آنقدر زنده‌ایم که زندگی کنیم و نه آن قدر مرده‌ا‌یم که بمیریم که راحت و خلاص شویم. انسان نامرده یعنی انسان بی اخلاق. فاقد وجود، فاقد درون. در این فیلم همه انسان‌ها فاقد وجود و درون بودند. با اینکه حداقلی از دغدغه‌ها نسبت به مسائل خودشون را داشتند اما چون درون پر از درد و رنجی داشتند نمی‌دانستند که واقعا انسانند یا حیوان‌اند یا در میانه باقی مانده بودند. اشکشان نشان می‌داد که انسان‌اند اما حرص‌شان نشان می‌داد که از انسانیت سقوط کرده‌اند و افتاده‌اند.»

علی امینی‌نجفی منتقد سینما درباره این فیلم اجتماعی و مشکلات پیش آمده برای آن به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «سویه انتقادی فیلم در این است که آزمندی انسان‌ها ریشه در عوامل و علل اجتماعی دارد، هرچند مشخص نیست تا چه حد می‌توان آن را توجیه کرد. برخلاف فیلم‌هایی مانند 'آز' یا 'گنج‌های سیرا‌مادره' که در آن‌ها شخصیت‌ها برای ثروتمند شدن به دنبال پول هستند، در این فیلم، انسان‌ها برای انگیزه‌های حیاتی یا اگزیستانسیل به پول 'نیاز' دارند.»

این منتقد سینمایی در ادامه گفت: «به نظرم پرداخت شخصیت‌ها در فیلم سطحی و کلی است و شناخت عمیقی از آن‌ها ارائه نمی‌شود. هرچند هر یک از شخصیت‌ها انگیزه‌ای برای تصاحب اندوخته‌ مسافر مرده دارند، اما فیلم در پرداخت آن‌ها منفعلانه عمل کرده و فقط در ارتباط با مسئله پول آن‌ها را ترسیم کرده است.»

علی امینی نجفی بر این باور است که «فیلم ریتم مناسبی دارد، اما با حذف برخی جزئیات نالازم، می‌توانست ریتمی قوی‌تر و مؤثرتر پیدا کند.» به طور خاص، او سکانس مربوط به کیف دستی را زاید و نامربوط می‌دانست و معتقد بود که چنین پلان‌هایی می‌توانستند جای خود را به تحلیل عمیق‌تر شرایط اجتماعی و معرفی دقیق‌تر شخصیت‌ها بدهند.

با این حال، آقای امینی تاکید کرد که نباید بیش از حد سخت‌گیری کرد، چراکه در شرایط کنونی، «علت مرگ: نامعلوم» هوای تازه‌ای در سینمای ایران به شمار می‌آید.

«علت مرگ: نامعلوم» در جشنواره بین‌المللی فیلم شانگهای در بخش «بهترین استعدادهای جوان آسیا» در چهار رشته کاندیدا شده بود و جایزه بهترین فیلمبرداری را برای داود ملک‌حسینی به ارمغان آورد.

نمایی از فیلم «علت مرگ: نامعلوم»

منبع تصویر، PAYAM SADEGHI

حذف و توقیف؛ زخم ماندگار بر پیکر سینمای ایران

پس از انقلاب ۱۳۵۷، توقیف فیلم‌ها به یکی از چالش‌های اصلی سینمای ایران تبدیل شد، روندی که همچنان ادامه دارد. آثار برجسته‌ای از فیلمسازانی چون بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، کیانوش عیاری و دیگران به دلایل ایدئولوژیک، فرهنگی یا برخوردهای سلیقه‌ای توقیف شدند یا با تاخیر و سانسور اکران شدند.

بهرام بیضایی، یکی از مهم‌ترین فیلمسازان و نمایشنامه‌نویسان ایران، به‌دلیل شرایط سخت کاری و محدودیت‌های مداوم، ایران را ترک کرد. فیلم‌های باشو غریبه کوچک، مرگ یزدگرد و چریکه تارا از جمله آثار برجسته او هستند که با توقیف و محدودیت‌های شدید روبه‌رو شدند.

ناصر تقوایی، دیگر چهره شاخص سینما، سال‌هاست در سکوت به‌سر می‌برد. آثار او مانند ناخدا خورشید و کاغذ بی‌خط به دلایل سلیقه‌ای و برخوردهای مدیریتی با موانع تولید و اکران مواجه شدند.

داریوش مهرجویی نیز با فیلم‌هایی چون سنتوری و بانو درگیر محدودیت‌های شدید شد. سنتوری به دلیل پرداختن به موضوع اعتیاد و نگاه انتقادی‌اش به شرایط اجتماعی، سال‌ها از اکران محروم ماند. بانو نیز با وجود مضمون قدرتمندش درباره جایگاه زنان در جامعه، به‌دلیل برداشت‌های ایدئولوژیک و فرهنگی توقیف شد.

جعفر پناهی با آثاری مانند تاکسی و سه رخ که نقدی صریح به مسائل اجتماعی و سیاسی ایران دارند، تنها در جشنواره‌های خارجی دیده شد. محمد رسول‌اف نیز با فیلم‌هایی چون لرد و شیطان وجود ندارد به دلیل نگاه انتقادی‌اش نسبت به شرایط سیاسی و اجتماعی، با توقیف و محدودیت شدید روبه‌رو شد.

محسن مخملباف نیز از جمله دیگر کارگردانانی بود که فیلم هایش پس از تحول ایدئولوژیک او توقیف شدند. از جمله این فیلم ها نوبت عاشقی بود که با آن که در نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور داشت اما هیچگاه به پرده سینماها راه نیافت.

ابوالفضل جلیلی هم از کارگردانانی است که تعدادی از آثارش به محاق توقیف رفت. حتی آن دسته از کارهای او که با مشارکت تلویزیون ایران ساخته شده بود، هم به نمایش عمومی درنیامدند.

کیانوش عیاری هم با فیلم‌های خانه پدری و کاناپه به دلیل پرداختن به موضوعات حساس اجتماعی و فرهنگی، در زمره فیلمسازانی قرار گرفت که آثارش بارها توقیف شد. خانه پدری به‌دلیل نمایش خشونت و موضوعات خانوادگی حساس، سال‌ها اجازه نمایش نیافت و کاناپه به‌خاطر رویکردش به سبک زندگی مدرن و عبور از خطوط قرمز جامعه هرگز اکران نشد.

اما با وجود تمام محدودیت‌ها، این فیلم‌ها همواره راهی برای عبور از مرزها و شکستن خط قرمزها پیدا کرده‌اند و به گواهی زنده و ماندگاری از تاریخ، وضعیت اجتماعی و سیاسی فرهنگی ایران تبدیل شده‌اند.