دور دوم انتخابات افغانستان؛ حملات لفظی بالا میگیرد

- نویسنده, ایوب آروین
- شغل, بیبیسی
پیکارهای انتخاباتی دومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با حملات لفظی نامزدها علیه یک دیگر و انگشت گذاشتن بر نقطههای ضعف یکدگر آغاز شدهاست.
دور اول انتخابات هم پیکارهای انتخاباتی بین عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی خالی از طعنه و کنایه نبود، ولی پس از آن که مشخص شد انتخابات با شرکت این دو نامزد به دور دوم میرود، حملات متقابل بین آنها بارها تکرار و رفته رفته به یک ترفند انتخاباتی تبدیل شد.
با توجه به سخنرانیها، مصاحبههای مطبوعاتی نامزدها و مطالب هواداران آنها در شبکههای اجتماعی، چند موضوع در جدلهای انتخاباتی بیشتر عنوان شده: تقلب، شخصیت، اطرافیان، برنامه انتخاباتی و پیشینه سیاسی نامزدها. آنها کوشیدهاند که جنبههای منفی و ضعفهای طرف مقابل را برجسته کنند.
تقلب
هر دو نامزد از "مهندسی انتخابات" میگویند. آقای عبدالله از آغاز تقلب را "تنها رقیب" خود میدانست. ستاد او بارها گفته که بیش از نیم میلیون رای به حساب آقای غنی افزوده شدهاست. در مقابل، ستاد آقای غنی از تقلب "مهندسی شده" به سود رقیب خود سخن گفتهاست.
اصرار تبلیغات ستاد عبدالله بر این نکته که بررسی درست تقلب انتخاباتی او را به پیروزی میرساند، آقای غنی را در موضع دفاعی قرار داد. در مقابل، ستاد اشرف غنی تلاش کرد که افکار عمومی را در این جهت جلب کند که آقای عبدالله این موضوع را برای آن مطرح میکند که از رفتن به دور دوم انتخابات هراس دارد.
هرچند هر دو نامزد نتایج نهایی انتخابات را پذیرفتهاند، هنوز هم بر درستی حرف خود مبنی بر دست داشتن نامزد رقیب در تقلب اصرار دارند. برخی باور دارند که این نامزدها موضوع تقلب را در پس حرفهای خود نگهمیدارند تا در لحظات حساسی مانند بروز احتمال شکست در انتخابات ۲۴ جوزا/خرداد جلو آورده شود.
شخصیت

منبع تصویر، .
حملات تیم عبدالله بر ویژگیهای شخصیتی رقیب شدید و تند بودهاست. آقای عبدالله و محمد محقق معاونش، آقای احمدزی را "عصبانی، بیثبات و بدخلق" خواندهاند. به گونه مثال یک عضو ستاد عبدالله با گذاشتن ویدئویی از سخنرانی آقای غنی در فیسبوک، تذکر داد که تماشای آن برای کودکان "مجاز نیست".
آقای عبدالله دو روز پیش از صبغتالله مجددی، رهبر جبهه ملی نجات، تشکر کرد که به آقای احمدزی پیوسته تا چند ساعتی باعث آرامش او شود. اعلام "استخاره" از جانب آقای مجددی برای حمایت از آقای احمدزی، زمینه طعنههای بیشتری را برای تیم آقای عبدالله فراهم کرد. سخنگوی آقای عبدالله از قول اعضای حزب آقای مجددی اظهارات او را "خرافی و عوامفریبانه" خواند.
پاسخ آقای احمدزی هم شدید بود. او رقیب خود را متهم به "زورگویی" و استفاده از زبان خشونتآمیز کرده و گفته که از اظهارات آقای عبدالله "بوی خون" میآید. غنی همچنین شماری از حامیان عبدالله را "فاسد" خوانده و با طعنه گفته که اگر او (اشرف غنی) به قدرت برسد، آنها را "اعدام" نخواهد کرد.
آقای احمدزی در آخرین سخنرانی خود توانایی رقیبش را در مذاکره با جامعه جهانی درباره مسایل اقتصادی زیر سوال برد و افزود: "وقتی من از کابینه برآمدم رفتم به دانشگاه کابل، وقتی دکتر عبدالله از کابینه برآمد، به کجا تشریف برد؟" او در مصاحبهای از آقای محقق هم انتقاد کرد که با وجود داشتن قدرت در سیزده سال گذشته، خدمتی به هزارهها نکردهاست.
اطرافیان
هر دو نامزد کوشیدهاند حضور افرادی را در تیم رقیب برشمارند که به باور آنها حضورشان در این تیم یا باعث "بدنامی" است یا "نقض قانون". هدف از این کار آن است که نامزد رقیب را به لحاظ فکری همسان با این افراد جلوه دهند و در یارگیری هم ناقض قانون.

اشرف غنی احمدزی از عبدالله عبدالله انتقاد کرده که ژنرالان رژیم کمونیستی و مقامهای دولت فعلی را در حلقه تصمیمگیری تیمش جا داده و نورالحق علومی ژنرال ارتش دوره نجیب و عطامحمد نور والی فعلی بلخ مصداق ادعایش دانسته است. غنی یارگیری از مقامهای رژیم کمونیستی را مایه بدنامی و مقامهای فعلی را باعث نقض قانون دانسته است. ولی آقای عبدالله گفته که او در یارگیری خود هیچ قانونی را نقض نکردهاست.
در مقابل تیم آقای عبدالله آقای احمدزی را متهم کرده که "قومگرایان افراطی" را در کنار خود جمع کردهاست. طرفداران عبدالله پیوسته از حشمت غنی برادر آقای احمدزی، اسماعیل یون و ژنرال عبدالواحد طاقت نام برده و گفتهاند که آنها در قومیسازی تیم رقیب نقش دارند. اما آقای غنی ارتباط آنها با تیمش را انکار کرده و حتی گفته که برادرش با او تنها نسبت "بیولوژیک" دارد.
یادآوری اختلافهای گذشته اعضای تیم رقیب هم در همین راستا صورت میگیرد. تیم عبدالله از اختلاف فکری آقای احمدزی و عبدالرشید دوستم معاون اولش و همچنین از جنجالهای مزمن بین کوچیها و هزارهها، در روابط این نامزد و معاون دومش، سرور دانش، به عنوان تناقضات این تیم سخن گفته است.
در مقابل، تیم اشرف غنی از آقای عبدالله و محمد خان و محمد محقق معاونان او به عنوان افرادی نام برده که در گذشته با هم درگیر جنگ بودهاند. هواداران آقای غنی مرتب از جنگهای دهه هفتاد بهویژه دشمنی احزابی که این سه نفر در آنها عضویت داشتند، یادآوری کرده و مردم را به روگردانی از این تیم تشویق کردهاند.
برنامه

منبع تصویر، Tolonews
پس از آن که آقای عبدالله در یکی از مناظرههای تلویزیونی در دور قبلی انتخابات شرکت نکرد، آقای غنی بر عدم شرکت او در مناظرهها به عنوان یک نقطه ضعف انگشت گذاشت و در مصاحبههای خود بارها این موضوع را مطرح کرده و با لحن معنیداری از رسانهها خواسته که به نامزدها به عوض دو دقیقه، هشت دقیقه فرصت پاسخگویی بدهند.
بالاخره آقای غنی روز چهارشنبه اعلام کرد که "اگر کسی میخواهد روی تاریخ اسلام و موضوعات اسلامی با ما مناظره کند بفرماید، این گز و این میدان." اما در همان ساعت آقای عبدالله پاسخ داد و این دعوت او را "شوخی بیمزهای" دانست. به نظر میرسد که آقای عبدالله قصد ندارد با کسی مناظره کند که براساس آرای دور اول ۱۴ درصد کمتر از او رای دارد.
اما ظاهراً اشرف غنی احمدزی قصد ندارد او را ول کند. آخرین بار دو روز پیش بود که گفت: "ما میگوییم بیایید مناظره کنیم. به سوالها جوابهای ده دقیقهای بدهید. مناظره چهارساعته کنید؛ میگویند فرار!" او افزود: "ما برنامه داریم و آنها شبنامه پخش میکنند و برنامه ندارند. شبنامه اشاره به آن است که در تاریکی شب خود را نشان میدهید و نه در روشنایی روز."
ظاهراً اشاره آقای احمدزی به شبنامههایی است که چندی پیش به نام ستاد آقای عبدالله منتشر شد، اما او انتساب آنها به ستادش را تکذیب کرد.
به دنبال این سخنان آقای غنی، آقای عبدالله اعلام کرد که "ما برنامههای مدون در تمام عرصهها داریم"، ولی افزود که نظر دارد آن را در سفرهای ولایتی به مردم توضیح دهد و فرصت بیشتر از یک مناظره ندارد. او پیشنهاد کرد که همه رسانهها با هم به توافق برسند و در یک زمان یک مناظره را ترتیب دهند، ولی تیم رقیب آن را موکول به امر محال دانستهاست.
بازتاب جدلها

حملات لفظی نامزدها علیه یک دیگر به طور کلی بازخورد خوبی نداشته است. در تحلیلهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، هر دو نامزد به "سیاهنمایی" متهم شدهاند. برخی گفتهاند که آنها یا به دلیل این که خود برنامه ندارند، جانب مقابل را متهم به بیبرنامهگی میکنند، یا این که توانایی نقد برنامه تیم رقیب را ندارند و به طعنه زدن متوسل میشوند.
برخی به این نکته اشاره کردهاند که در جامعه سنتی افغانستان برخورد عقلانی با رقیب نسبت به برخود احساسی با او کمرنگتر است. به همین دلیل، نامزدها در تلاش انگیزش احساسی مخاطبان هستند تا تحریک جنبههای عقلانی آنها. نتیجهای که از این استدلال میتوان گرفت، این است که نامزدها میزان اثرگذاری این حملات را سنجیده و از آن استفاده میکنند.
استدلال سوم این است که افغانستان در حال گذار به دموکراسی و جدالهای لفظی بین رهبران سیاسی بیانگر محقق شدن این گذار است. رهبران پانزده بیست سال پیش از زبان توپ و تانک با هم حرف میزدند، رهبران کنونی اما با واژگان به اقناع مخاطبان خود میپردازند. به نظر طرفداران این استدلال، جدال لفظی نامزدها بیانگر تحول عمیقی در صحنه سیاسی افغانستان است.
دلیل این حملات لفظی هرچه باشد، نتیجه معکوس داده است. بیشتر هواداران نامزدها توسل آنها به حملات لفظی به نامزد رقیب را نشانه قدرتمندی آنها تلقی نمیکنند. رایدهندگانی که سالها شاهد حملات مسلحانه و فیزیکی گروههای رقیب بودهاند، حالا انتظار دارند که رئیس جمهوری آینده توانایی به کار انداختن خرد و عقلانیت را داشته باشد.











