 | | | بنجاره والا مقداری چارمغز و مرچ، يک دانه چادر و يک توته چرم از خورجين می کشد. |
عبيدالله وسويلا متوجه بنجاره والا می شوند که با غرغرانک نزد اطفال رسيده، مقداری چارمغز و مرچ، يک دانه چادر و يک توته چرم از خورجين می کشد. اطفال ازديدن چيزهای که با صدای "چ" شروع می شوند، به بنجاره نام می گيرند، مانند: چادر ،چراغ، چپلی، چاينک و امثال آن. بنجاره والا واضح می سازد که "چ" از حروف الفبای دری و پشتو است، بعد هم اطفال را به تجسس بيشتر وامی دارد و خود راهی کوچه يی دگر می شود. کوچه دگر مبشر وذکيه که ازپوست نارنج ترازوگگ ساخته دکانداری می کنند و می خواهند چيزی را به کيلو بخرند.  | | | اطفال از چادر ،چراغ، چپلی و چاينک نام می برند که با صدای "چ" شروع می شود. |
بنجاره والا رسيده از خورجين برايشان سنگ کيلويی بر می آورد تا از نزديک تماشا کنند که از آهن ساخته شده و تاپه يی از اعداد 1 ، 2، 3 دارد. گفتنيست که مقداری کيلو در هر جا ثابت است،که يک کيلو معادل هزار گرام می شود، اما اشيا در شکل ورنگ فرق می کنند. |