 | | | اوقات روز عبارت است از: صبح، چاشت، ديگر، شام و خفتن يا شب |
بنجاره والا باخرگوشک وارد کوچه ِمی شود، که عارف وثريا مصروف ساعتيری اند، پس از ازمانده نباشی، خرگوش برای آنها ترانه يی مورد زمين می خواند|: مه زمينه دوست دارم - ده ايش گل ها می کارم - هم نهال های ميوه، هم بی ميوه می کارم... بنجاره والا اضافه می کند، که خواندن و گوش دادن به ترانه شما را قادر به درست يادگرفتن می کند، بعدهمه با هم به تکرار ترانه می پردارند. کوچه ِدگر هارون از ليمه که برای پدرش نان چاشت می برد، در مورد اوقات روز می پرسد؟ ليمه می گويد که وقتی صبح آفتاب برآمد، روز شروع شده مردم دنبال کارو بار شان می روند.  | | | مه زمينه دوست دارم - ده ايش گل ها می کارم - هم نهال های ميوه، هم بی ميوه می کارم... |
بنجاره والا رسيده با تائيد گفته های ليمه، می افزايد، بعد ازصبح، ساعت دوازده بجه، چاشت می رسد و روز نيم می شود و سايه يک قد می باشد. ليمه ادامه می دهد که بعد ازچاشت، پيشين و بعدا از آن ديگر می شود، که سايه های هر چيز دوچند خودش می شود. هارون می گويد، بعد هم شام شده و سپس شب فرا می رسد و همه به خواب می روند. |