 | | | حرف (پ) ازجمله حروف الفبای دری است که در شروع کلمه پياز می آيد. |
رسيدن بنجاره والا با صدای غرغرانک و خوانش شعرگونه اش، توجه مقدسه وسجاد را بخود جلب می کند، بعدش هم همه با هم مانده نباشی می کنند. اينبار از خورجين اشيای سردر می آورند که با صدا يا حرف (پ) شروع می شوند، مانند: پنير، پياز، پروانه و امثال آن. طفال با کنجکاوی از کلماتی، چون: پياله، پيسه، پالک، پنير نام می برند. بنجاره والا حرف (پ) را ازجمله حروف الفبای دری می خواند و از اطفال می خواهد تا همچو کلماتی را دريابند که با اين حرف شروع شده باشد. کوچه دگر عاطفه واسد بالای تقسيم پوقانه دعوا دارند که بنجاره والا می رسد.  |  اينبار از خورجين اشيای، مانند: پنير ، پياز و پروانه سردر می آورند.  |
پس از دريافت موضوع، به کمک خرگوشک ازخورجين چند دانه گُدی وساجق کشيده ميان اطفال تقسيم می کند. اطفال تقسيم يک بر يک و دو بر دو، سه برسه وچهار بر چهار وپنج بر پنج را فرا می گيرند. |