 | | | من سيب مزه دارم - خيلی هم فايده دارم، خوشبو و قشنگ ام من - من دوست صحتمند ام...... |
بلقيس وقدير باهم ميله دارند، بلقيس سيب را از جمله همه چيز خوش کرده می خورد، بنجاره والاباخورجين آمده ترانه ی ازخورجين برای اطفال می شنواند که در مورد سيب است: من سيب مزه دارم - خيلی هم فايده دارم، خوشبو و قشنگ ام من - من دوست صحتمند ام...... در خاتمه ضمن تقسيم سيب ميان اطفال، از آنها می خواهد تا ترانه را با دوستانشان تکرار کنند و خود راهی کوچه دگر می شود. کوچه دگر نازيه بولانی کدو می خورد، که ميروس را هم خوشبويی بولانی آنسو می کشاند، اما وقتی می بيند بولانی کدو است، نمی خورد چون دوست ندارد. در اين وقت بنجاره والا رسيده قدری از بولانی کدو می خورد، بعد از اطفال می پرسد بدون بولانی ، دگر چه چيزها ازکدو پخته می شود ؟  | | | از کدو بولانی، حلوا، آچار، برانی و قورمه تهيه شده می تو اند. |
ميروس می گويد او اصلا کدو رادوست ندارد، اما مادرش حلوای کدو می پزد و نازيه از قورمه، برانی کدو، و آچار و ترشی کدو می گويد. بنجاره والا از مربای کدو ياد کرده و برای اطفال از خورجين مربا می دهد و خود به کوچه دگر می رود . |