 | | | در قديم ها، برخی از پادشاهان افغانستان لباس های ابريشمی می پوشيدند. |
موسم بهار است و نسيم توت می خورد، که نادره برايش ترانه توت را می خواند: چه خوش ميوه شيرين است - بيا دوستکم توت بخو - مزه داره هم رنگين است- دوستکم توت بخو..... دراين وقت بنجاره رسيده با آنها ترانه را تکرار کرده از آنها می خواهد تا هيچ گاهی توت را ناشسته نخورند تا مريض نشوند. کوچه دگر بنجاره والا ازخورجين برای ليلاوقسيم يک چادرويک دستمال دست ابريشمی تحفه می دهد، ليلا ازقيمتی بودن ونازک بودن تارابريشم تعريف می کند . بنجاره والا به تاييد از حرف های ليلا اضافه می کند که تار ابريشم ازکرم پيله که خوراک آن برگ توت است توليد می شود. تارابريشم اصلا رنگ سفيد دارد، ولی می شود که آنرا به رنگ های سرخ وزرد وسبز وهررنگ که بخواهيد رنگ دهند .  | | | کرم پيله، تار ابريشم توليد می کند، خوراکش توت است و اصلا ابريشم رنگ سفيد دارد. |
ليلا اززبان مادر خود می گويد که تار ابريشم چون بسيار نازک ومقبول است از آن چادر، دستار، دستمال دست می بافند. البته لبا س های شاهان قديم هم ازتارابريشم درست می شد، در ولايت هرات: چادر، دستمال و دستار ابريشمی خيلی کاربرد و رواج دارد. |