اشرف، سارا و جميله ميله دارند، آنها با خود بادام، باميه وبادنجان سياه آورده اند، در اين حال بنجاره والا هم آمده از داشته های خورجين می گويد. اطفال باخوشی می خواهند از داشته های خو رجين بدانند بنجاره والا، می گويد در خورجين چيزيست که خودش می خواهد خود را برايتا ن معرفی کند. يکباره چيزی از خورجين می گويد: "مثل قابک استم – خورد و کلانک استم - در آخر سيب و شروع بالک هستم. اطفال پس از نام برد از بسياری اشيا، سرانجام به کمک بنجاره والا در می يابند که چيزی داخل خورجين حرف (ب) است. در خاتمه مسابقه ی از دريافت حرف "ب " در کلماتی ، مانند: بادام، باميه، باديان، باقلی،بادرنگ و امثال آن ميان اطفال راه می افتد. کوچه دگر نويد وشعيب کشتی گيری دارند، نويد از کشتی گيری دست کشيده از درد استخوان هايش می نالد، که بنجاره والا رسيده علت را می پرسد .  | | | شير غذای کامل است وسبب محکم شدن استخوان، دندانها وبيره ها می شود. |
دراين وقت عاطفه خواهر شعيب راز تندرستی برادرش را در خوردن شير می خواند. آنها از مادرشان شنيده اند که شير غذای کامل است وسبب محکم شدن استخوان، دندانها وبيره ها شده همچنان ديد چشم را قوت می بخشد. بنجاره والا با تائيد می گويد خوردن شير برای خورد و بزرگ لازم است، هرکس برای صحت و سلامتی و زيبايی جلد خود بايد روزانه شير بنوشد. |