پس از گشودن دريچه يی در مورد انگور، لالو ماما، تمنا و کامران را به معرفی شاعری نوجوانی فرا می خواند که بيش از هزار قطعه شعر سروده است. دريچه: تمنا و کامران با لالو ماما از دريچه شکرالله نوجوان شاعر را در ولايت پروان می بينند که با خبررسانک قصر حرف می زند. خبر رسانک از شکرالله شمس می پرسد که چند سال دارد و تا چه حد تحصيل کرده است؟ وی ضمن معلومات از کارکرد هايش می گويد: شکرالله شمس استم، 18 سال دارم و متعلم صنف نهم ليسه استقلال ولايت پروان می باشم و تا کنون هزار قطعه شعر سروده ام. در پهلوی درس های مکتب معاون فرهنگی يکی از بنياد ها هم می باشم. بيشترينه اوقاتم را صرف مطالعه آثار پربار ادب دری می کنم.  | شکرالله شمسی 18 ساله   متعلم صنف نهم ليسه استقلال پروان استم و تا حال هزار قطعه شعر دارم.  |
خير رسانک از مدت شعر و شاعری وی می پرسد و شمس می گويد از چهارسال بدينسو شعر می سرايم. اکثر اشعارم در مطبوعات کشور چاپ شده، اما تا کنون مجموعه مستقلی ندارم. از همه ی نوجوانان می خواهم وقت خود را هدر ندهند و از هر فرصتی برای آموزش استفاده کنند. |