مينا و منير لالوماما را می نگرند که را مطالعه کرده می خندد. مينا و منير نزد او رفته سلام می کنند و سپس سوی دهليز های قصر راه می افتند. لالو ماما چند سطری از کتابی را خوانده، می پرسد از آن چه را دريافتيد؟ همه خنديده می گويند فکاهی خيلی جالب. لالوماما به آنها تفهيم می کند که آن کتابی طنز است، بعد هم دريچه يی در مودر می گشايد. دريچه: خبر رسانک از جلال نورانی، طنز نويس معاصر افغان، در مورد طنز می پرسد. نورانی می گويد طنز واژه عربيست که ريشخندی، طعنه و ناز معنی می هد. اما از دهه بيست قرن 20 به اين سو، طنز به نوع مشخص ادبی بکار رفته که در زبان انگلسی آن را " Satire" گويند. طنز نوع مشخص ادبيست که نارسايی های اجتماعی را با ظرافت هنری در قالب يکی از ژانر های ادبی يا ژورنالستيکی بيان می کند. برای نخستين بار کشور يونان طنز را به هدف اساسی اصلاح نواقص بکار برد، چون طنز می تواند اصلاح کننده و هشدار دهنده باشد.  | | | هدف اساسی فکاهی خنده است؛ اما در طنز، خنده وسيله ی برای بيان معايب است. |
و اما طنز و فکاهی چه تفاوتی دارند؟ نورانی در مورد تفاوت هردو می گويد: "در فکاهی هدف اساسی خنده است؛ اما در طنز خنده وسيله ايست برای بيان يکی از معايب و يا خوشگوار ساختن انتقاد. با بسته شدن دريچه لالوماما و مهمانان در مورد طنز حرف زده، بعد همه باهم سوی دريچه گر راه می افتند. |