نيلوفر و فرحناز باهم جز بازی دارند، فيصل هم می خواهد شامل ساعتتيری شان شود، اما نيلوفر نمی پذيرد. فرحناز خط های جز را شکسته و منکسر می خواند، نيلوفر از حرف های او چيزی نمی داند، بنجاره والا رسيده به توضيح حرف های فرحناز می پردازد. وی خط های جز را ، که نيلوفر کشيده ، خط منکسر می خواند، بعد بنجاره والا از اطفال در مورد خط منکسر نشانی می خواهد. اطفال، دندانه اره، کنار برگ های توت، برگ پنجه چنار و قله های کوه را همانند خط منکسر می خوانند. بنجاره والا ضمن تاييد نشانی های اطفال می گويد خط منکسر خطِ شکسته را گويند، که از هم جدا نشده باشد. کوچه دگر: بنجاره والا برای ليلا وايمل از خورجين کفتر جادويی بر آورده از آنها در مورد می پرسد، اطفال معلومات اندک دارند در اين حال کفتر خود می گويد: کفترها در دشت، صحرا ودرختان خانه ساخته زندگی می کنند. آنها دوست دارندکه گندم، جو، جواری، مسور و ارزن بخورند.  |  دندانه اره، برگ توت، پنجه چنار و قله های کوه همانند خط منکسر اند.  |
کفتر ها رنگهای سياه، سفيد، نصواری و خاکستری دارند، اما انواع زياد دارند از جمله کفتر ملاقی، سياه پتين، شيرازی وپرپای خيلی مشهور است. کفتر های ماده اکثرا 2 عدد تخم می گذارند که پس از 19 روز تخم ها به چوچه تبديل می شود. |