يک روز قشنگ بهاريست، اطفال بی صبرانه منتظر بنجاره والا مهربان اند، تا دسته گلی برايش تحفه دهند، بنجاره والا با ترانه بهاری به اطفال می پيوندد. بهار آمد، بهار آمد گل من - بهار ِکشت وکار آمد گل من..... اطفال در خواندن ترانه بنجاره والا را همراهی می کنند در اخير بنجاره والا، اطفال را به حال خودشان مانده، راهی کوچه دگر می شود. کوچه ِدگر نصير تشله های خود را شمرده، حدس می زند که تشله ها کم است، وی به حامد هم می گويد که در همين حال بنجاره والا می رسد. اطفال به گفته بنجاره والا تشله ها را 4 ، 4 دانه جدا کرده حامد ضرب زبانی4 را خواند:  | | | اطفال به گفته بنجاره والا تشله ها را 4 ، 4 دانه جدا کرده حامد ضرب زبانی4 را خواند: |
1X 4 = 4، 2 X 4 = 8 و به همين ترتيب گاهی اشتباه می کنند که به کمک بنجاره والا تصحيح می شود تا اين که می رسند به 3X4 =12 . بنجاره والا به اطفال می گويد ضرب زبانی برای کارهای روز مره خيلی سود مند است. اطفال به تکرار آن می پردازندو بنجاره والا به سفرش ادامه می دهد. |