کريمه، که ترانه آسمان را می خواند،از مجيد می خوا هد تا او را در ترانه خوانی همراهی کند. مجيد بعد از شنيدن ترانه کوشش مې کند، با بنجاره والا و کريمه بخواند، اما اشتباه می کند. بعد همه با هم می خوانند: آسمان رنگ توآبی ,آبی- آسمان خانه ِمهتاب هستی - آسمان ابروباران ترا - آسمان ستار ه ِرخشان ترا - هم ما دوست داريم.... درخاتمه بنجاره والا ضمن تشويق اطفال و ميان آن ها تحفه تقسيم کرده از آنها می خواهد تا ترانه را در جمه دوستان خود بخوانند. کوچه دگر:  | | | بعضی مورچه ها دوچشم و عده دگر سه چشم هم دارند. |
خليل وزرغونه متوجه صف کشيدن مورچهِ ها می شوند، زرغونه می پرسد: "اينقدر مورچه ها چگونه همدگر خود را می شناسند، دگر اين که چرا پی هم می روند"؟ در اين حال بنجاره والا رسيده ذريعه آيينه جادويی، اطفال را به تماشای خيلی از مورچه ها می برد. در آن ميان مورچه گکی با اطفال همصحبت شده در موردش می گويد: "ما مورچه ها ازبو،همدگر را می شناسيم و پشت هم قطار می شويم، تا ازخوردنی ها خبر شويم. بعضی مورچه ها دوچشم و عده دگر سه چشم هم داريم". در ختم حرف های مورچه، آئينه جادويی هم بسته می شود و بنجاره والا با اطفال صحبت های شان را ادامه می دهند. |