اسلم تازه از مهاجرت برگشته، مادراش از او خواست تا آب بياورد، اما اسلم بنا بر نابلد ی نمی داند از کجا آب بياورد. رحيم می خواهد اسلم را کمک کند. درهمين حال بنجاره والا رسيده با تمجيد می گويد درصورتی که دوستا ن باز گشته تان نابلد اند، بهتر است آنها را کمک کنيد تا به جای پر خطر نروند. رحيم می گويد او دوستش را با تفريحگاه ها آشنا می سازد، اما از رفتن به جای های ما نع اش می شود، که خطر ماين يا مواد منفجر ناشده وجود دارد. اسلم با خوشی از دوستش می خواهد تا رهنمايی اش کند از کجا آب ببرد. بعد همه با هم سوی بمبه آب می روند. کوچه ِدگر شيما ونغمه دايره زده بيت می خوانند. شيما نغمه می پرسد، چرا دايره را دايره می نامند ؟ نغمه از گرد بودن دايره می گويد، که از همين رو به اين نام مسمی است.  | | | به اشکال هندسی نگاه کنيد، شکل دايره را دريا بيد و به دوستان تان نشان دهيد. |
در اين حال بنجاره والا نزداطفال آمده گفته های نغمه را تائيد می کند وبرای تفهيم خوبتر آنها از سرپوش ديگ و چوری نشانی می زند که شکل دايروی دارند. اطفال هم به نوبه خود از دهن گيلاس، دکمه، پول سياه و امثال آن ياد می کنند. بنجاره والا پس از تقسيم تحفه ميان اطفال، راهی کوچه دگر می شود. |