|
خورحين بنجاره : انجيــــــــــــر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
زلمی، يلدا و انيسه باهم مصروف ساعتری (ياگل بده ياچوچه) اند. آنها متوجه مريم می شوند، که از مهاجرت آمده، اما در بازی شان سهيم نيست. دراين وقت بنجاره والا رسيده از اطفال می خواهد تا ساعتيری شان را برای مريم هم بياموزانند ساعتيری طوريست، که يکی مادر می شود و دگری طفلی گلفروش . چند طفل دگر هم پشت سر هم قرار می گيرند.. گلفروش ، شاخه گلی می فروشد، آنها گل را بوی کرده دور می اندازند. گلفروش گل می خواهد، اطفال گل نمی دهند. گلفروش به مادر طفل می گويد: "يا گل بده يا چوچه"! مادر می گويد: " نه گل ميتم نی چوچه " بعد گلفروش طفل را کشان کشان با خود برده، بازی ختم می شود. کوچه دگر نبی انجيرتازه می خورد، بلقيس فکر می کند او پياز می خورد، اما درمی يابد که انجير تازه است. بلقيس می گويد وی درمهاجرت چنين چيزی نخورده بود.
دراين وقت بنجاره والا رسيده در مورد درخت انجير نشانی می زند،که برگ هايش شبهِ درخت انجير هميشه نزديک جوها به رنگهای مختلف پيدا می شود، که سفيد آن در بسا از مناطق افغانستان پيدامی شود.. انجير به شکل خشک وتازه پيدا می شود، اما تازه آن بايددرجای سرد گذاشته شود،چون که زود خراب می شود. |
بهرنۍ پاڼې بي بي سي د بهرنيو اېنټرنېټ پاڼو د محتوا مسووليت په غاړه نه اخلي | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||