اتل بالای پشک آب می ريزد، برشنا او را ملامت کرده می گويد در دست هايت زخ می برآيد اتل می خندد، اما دوستش از داکتر شنيده که زخ بيماری جلديست. . سرانجام اتل ترم را پف کرده پرده دار حاضر می شود. برشنا و اتل پس از سلام عليکی در مورد زخ می پرسند. پرده دار برای دريافت راز، با خواندن کلمات جادويی، زخ را به حرف زدن درمی آرد. زخ علت را نوعی ويروسی می خواند که در پيدا شدن زخ ، پوست انسان ها را کمک می کند و هنگامی که نظافت مراعات نشود زمينه بيشتر مساعد می شود.  | چرا زخ زياد می شود؟   قطع کردن يا سوختاندن زخ باعث زياد شدن و درد آن می شود.  |
اتل می پرسد چرا زخ ابتدا به شکل دانه می برآيد، اما به مرور زمان تعداد آنها زياد می شود؟ زخ علت را کندن زخ ها می خواند. پرده دار اطفال را نزد داکتر عزيز" ناصری" داکتر جلدی می برد. اتل از داکتر می پرسد چرا زخ ها زياد می شوند؟ داکتر می گويد زخ ها تا مدتی زياد نمی شوند و درد نمی داشته باشند، که با ناخن گير، چاقو و يا هم پل قطع يا هم سوختانده نشود. اما در صورت قطع يا سو ختاندن، زخ به ساير قسمت های وجود انتشارمی يابد. داکتر در برابر سوال برشنا می گويد زخ بيشتر در دستها، پاها، گردن دور دهن و ساير قسمت های وجود می برآيد. برشنا در مورد راه های جلوگيری زخ از داکتر می پرسد. داکتر بيشتر روی نظافت تاکيد کرده و مراجعه نزد داکتر را ضروری می خواند.  | | | زخ بيشتر در پنجه های دست، پا، گردن، دور دهن و ساير قسمت های وجود می برآيد. |
پرده دار برای فهماندن خوبتر اطفال، از بته جاروب مثال زده می گويد: با پراکنده شدن تخم های بته جاروب به اطراف از يک بته جاروب چندين بته می رويد. زخ همچنان است. درهمين وقت وزيدن باد همه را متوجه ختم برنامه می ساخته ، پرده دار با اظهار سپاس از داکتر می شتابد تا پرده را درکشد. |