|
پرده اسرار: حلوای کُنجد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
صبور و پلوشه چشم پتکان دارند در همين اثنا شازيه آمده به آنها حلوای کُنجد می دهد. هر سه حلوا را صرف کرده از طعم آن با هم تعريف می کنند. نزد اطفال سوال خلق می شود که چراحلوای کُنجد سفيد است؟ پلوشه می گويد:"حتما در حلوای کُنجد شير می اندازند." اما صبور حرف های او را رد کرده می گويد پدرش گفت در حلوای کُنجد از شير استفاده نمی شود. بالاخره همه به بازار می روند و از چند طفل دست فروش در مورد می پرسند، ولی آنها معلومات ندارند. صبور و پلوشه حيران می شوند از کی بپرسند، ناگهان صبور ترم را پف می کند و پرده دار با شعر گونه اش حاضر می شود. پرده دار شعر پرده را خوانده پرده عقب می رود و اطفال از عقب پرده يک کلچه کُنجد را می بينند که در داخل پلاستيک گذاشته شده است . پرده دار برای دريافت جواب اطفال، بالای کلچه حلوای کُنجد، منتر جادويی را می خواند. حلوای کُنجد به حرف می آيد. حلوای کُنجد می گويد: "رنگ سفيد ما ناشی از ريشه يک نوع بته کوهی به نام استُغ است، برعلاوه در پختن ما (حلوای کُنجد) بوره، جوهر قند، کُنجد بريان شده و همچنان آب نيز استفاده می شود."
اطفال می خواهند تا کارخانه حلوا پزی را از نزديک ببينند. پرده دار توله جادويش را نواخته با يک مژه برهم زدن، اطفال خود را در يک بازار بيروبار شهر مزار شريف می يابند. خانم می گويد: "در اصل او باشنده شهر هرات است، اما برای زيارت به مزار آمده و حلوای کُنجد مزار شريف را که خوردنی خاص همين شهر است، به دوستانش تحفه می برد." صبور ازخانم ديگر که در همان بازار مصروف خريداری حلوای کُنجد است، می پرسد:" غير ازاين که مردم حلوای کُنجد را به دوستان خود در مناطق ديگر تحفه می برند، در کدام مراسم دگر از آن استفاده می شود؟" خانم به آنها می گويد:" فاميل داماد، در پهلوی شيرينی های دگر حلوای کُنجد را نيز به عروس قسم عيدی يا نوروزی می برد." پرده دار اطفال را به کارخانه حلوا پزی می برد. اطفال از لوازم پخت وپز حلوای کُنجد چون: کفگير چوبی، ديگ حلوا پزی و امثال آن ياد می کنند. آنها به خوشی از حلوا پزی به نام تاج محمد قناد می پرسند که مصروف کپچه زدن حلوای کُنجد است، بعد ازاين که بته استُغ را می آورند، بعدش چی می شود؟ حلوا پز می گويد: " اول آنها ريشه بته استُغ را در آب جوش می دهند، بعدا آبش را گرفته و ريشه ها را از آن دور می کنند، وقتی آب به قيام رسيد، بوره و جوهر به آن اضافه می کنند. بعد مواد را چهل بار همراه با گفگير چوبی کپچه می زنند. کُنجد را که قبلا پاک و بريان کرده اند در داخل مواد علاوه می نمايند.
بالاخره بعد از اين که مواد خود را کمی سخت کرد، بالای دسترخوان پلاستيکی کمی آرد پاشيده و مواد کُنجد را بالای آن هموار می کنند تا سرد شود. بعدا آن را به قسم کلچه شکل می دهند و پلاستيک کرده به بازار عرضه می کنند." ناگهان باد می وزد و صبور و پلوشه متوجه می شوند که وقت برنامه تمام است. پرده می شتابد تا پرده را درکشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||