|
يک قصر و هزاردريچه: صبحانه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رويا و رفيع بعد از احوال پرسی با لالوماما، به قصر می روند. لالوماما از دير آمدن مهمانانش شکايت دارد، اما رويا می گويد: "رفيع می خواست دنبال بايسکل برادرش خانه رود، اما من مانع شده و ترسيدم که اگر برادرش بايسکل را ندهند،او خجل خواهد شد." لالو ماما می خواهد با اشاره به گفته های رويا دريچه را بگشايد. دريچه: مادر فريبا از دخترش می خواهد تا برای عروسی مامايش، که دو روز بعد برگزار خواهد شد، لباس بخرد. فريبا می گويد: "مادر، گل مکی وعده کرده که برايم لباس عاريتی خو اهد داد." مادر مشوش می شود و از دخترش می خواهد که زياد به وعده کسی متکی نباشد، ممکن او نتواند به وعده اش عمل کند. روز موعود فرا می رسد و دوست فريبا، لباس وعده شده را نمی آورد. فريبا خيلی ناراحت است، همه فاميل آماده رفتن به محفل عروسی اند. در همين لحظه گل مکی دوست فريبا داخل خانه می شود. فريبا فرياد شادی برمی آورد، به گمان اين که گل مکی لباس ها را آورده، اما گل مکی متاثر است.
او نتوانسته به وعده اش وفا کند، زيرا مادرش او را اجازه نداد تا لباس هايش را عاريت بدهد. مشاجره ميان آن دو بالا گرفته باعث بر هم بخوردن دوستی شان می شود. گل مکی نادم است، اين که چرا وعده داده که عمل کردن به آن برايش ممکن نبود. لالوماما، می گويد: "وعده کردن به امری که عمل به آن ممکن نباشد، کار درستی نيست و باعث خجلت انسان در بسياری موارد می شود." رفيع با خنده می گويد:" روزی رفيقم به من وعده کرد که برايم پراته (يک نوع نان سرخ شده در روغن) مزه داری خواهد آورد، من هم صبحانه ناخورده به مکتب رفتم، اما از پراته خبری نشد. لالو ياد آور می شود که نخوردن چای صبح، مشکلات زيادی را بار می آرد، صبحانه حتمآ بايد خورده شود، حتی اگر يک گيلاس چای و يک توته نان هم باشد. رفيع در مورد صبحانه و اضرار آن می پرسد. لالو ماما جهت بر ملا شدن اضرار نخوردن صبحانه، دريچه يی را می گشايد. دريچه: حميد صبحانه نه خورده به مکتب می رود و در جريان روز به سر گيچی و دل بدی دچار می شود . وقتی چاشت خانه بر می گردد، می بيند نان آماده نيست بر خواهرش خورده می گيرد . در اين ميان مامايش آمده علت ضعف و برآشفتگی حميد را می پرسد. مادر می گويد چون او صبحانه نخورده، حالا که چاشت است دل درد و ناراحت شده است .
مامای حميد که داکتر است از بدی های نخوردن صبحانه ياد کرده، می گويد: "اگر صبحانه بخورد درس های خود را به درستيی خواهد آموخت. خوردن چای صبح، از بوی بد دهان و احساس ضعف و سر گيچی جلوگيری می کند و ذهن، می تواند درست کار کند. صبحانه در استحکام دندان ها نقش دارد، از ريزش مو ها جلو گيری می نمايد و اگر چای صبح خورده نشود،آدم تمام روزناآرام می باشد." رفيع با شنيدن خوبی های خوردن صبحانه، تصميم می گيردتا بعد از اين صبح ها گرسنه به مکتب نرود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||