|
يک قصر و هزاردريچه: بدخشان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سيما با سعيد در صحن قصر ملاقات دارند، که لالوماما، می رسد. او پس از سلام عليکی، با ديدن چشمان سرمه دارسيما تعجب می کند. سيما می گويد پدرش از بدخشان برايش سرمه آورده، از همين خاطر در چشمانش سرمه کشيده. مهمانان به رهنمايی لالو ماما داخل قصر می روند. در دهليزهای قصر صدای دل انگيز موسيقی دلنوازی به گوش می رسد. لالوماما با شوخی از سيما و سعيد گله می کند که سوغاتی های بدخشان را تنها خوردند. سعيد و سيما در مورد بدخشان، موقعيت و پيداوار آن از لالو ماما می پرسند. لالوماما برای دريافت معلومات در رابطه با بدخشان دريچه ای می گشايد. دريچه : مهمانان و لالو ماما از دريچه قصر، احمد را می بينند که داخل اتاق شده متوجه آهنگ زيبای در مورد ولايت بدخشان می شود که نبيله خواهرش، به آن گوش داده است. احمد در مورد اين که نبيله کست را ازکجا بدست آورده است ازش می پرسد؟ نبيله می گويد: "خواهر خوانده ام بدخشيست، اين کست را امانت ازش گرفتم". هر دو باهم بحث می کنند که ولايت بدخشان چگونه جای خواهد بود، ولی هيچ يک دراين مورد معلومات ندارند. سرانجام تصميم بر آن می شود تا نزد بابه حکيم رفته و از وی معلومات گيرند. نبيله و احمد بابه حکيم را در باغ می بينند که مصروف شستشوی خوشه های انگور است. احمد و نبيله با حکيم بابا احوال پرسی می کنند. بابه حکيم با گذاشتن ظرفی از انگور آنها را پذيرايی می کند. احمد و نبيله انگور می خورند و در مورد ولايت بدخشان طالب معلومات می شوند. بابه حکيم می گويد:
"ولايت بدخشان د رشمال شرق افغانستان موقعيت دارد، معادن فراوان مانند: لاژورد، طلا و لعل دارد که از جمله ولايات بسيار غنی به حساب می آيد. درولايت بدخشان سلسله کوه های پامير، کوه خواجه محمد، کوه هزارچشمه، کوه سفيد خرس نيز موجود است. نبيله و احمد درمورد درياهای ولايت بدخشان نيز معلومات می خواهند. بابه حکيم درحاليکه می خندد ، می گويد: 50 فيصد آب افغانستان را درياهای ولايت بدخشان تشکيل می دهد مانند: درياهای آمو، واخان، انجمن، کوکچه و چندين دريای ديگری نيز در آنجا وجود دارند". بابه حکيم در ادامه حرف هايش می گويد: برخی از کوهای بلند ولايت بدخشان، يک نوع آهو به نام مارکوپولو و يک نوع خرس که آن را خرس سفيد می گويند نيز وجود دارد. مردم آنجا در تربيه اسب های خوب نيز مشهوراند.
لالوماما و مهمانان قصر در دهليز قدم می زنند که نبيله متوجه عکس يک نوع آله موسيقی می شود. او با علاقه و کنجکاوی تمام در مورد از لالو ماما می پرسد. لالوماما می گويد :اين آله موسيقی، دلربا نام دارد و شرح بيشتر را در مورد اين آله موسيقی از طريق گشودن دريچه به مهمانان پيشکش می کند. دريچه : مهمانان، خبررسانک قصر، از دريچه خبررسانک را می بينند که در جمع از نوجوانان است. خبر رسانک در جمع از جوانان رفته و در مورد دلربا از آنها می پرسد. برخی از نوجوانان دلربا را نمی شناسند و فکر می کنند که چيز زيبای است که دل را می برد، زيرا نام آن "دلربا" است. خبررسانک می گويد: "دلربا يک نوع آله موسيقی قديم شرقيست که نخستين بار در کشور هندوستان به وجود آمد، ولی فعلا شامل فرهنگ موسيقی ما نيز می شود.
خبررسانک، به خاطر تاريخچه و نقش دلربا در موسيقی افغانی نزد انجنير صديق قيام، شخصی که درمورد موسيقی افغانی کتابی نوشته است، می رود و از وی معلومات می خواهد. انجنير صديق قيام در مورد دلربا می گويد: آله موسيقی دلربا به اين دليل شامل فرهنگ ما می شود که در موسيقی افغانی قدامت صد ساله دارد. اين آله از زمان پادشاهی امير شير علی خان، به افغانستان آمد، ولی امکان دارد از زمان های قديم نيز اين آله در سرزمين ما کاربرد داشته باشد. دلربا، صدای بسيار دل انگيز دارد ، بنا بر همين ملحوظ آن را دلربا مسمی کرده اند. خبررسانک می گويد: شايد به شما سوال پيداشود که دلربا در چه نوع موسيقی کاربرد دارد و چگونه نواخته می شود؟ استاد امرالدين که 60سال است دلربا می نوازد، در مورد دلربا می گويد:
دلربا در غزليات آرام به کار می رود و فقط يک تار آن اصلی می باشد و بالای يک تار نواخته می شود، بقيه تار های آن فرعيست و تنها صدای اصلی را تقويه می کنند. در اخير پارچه ای دلربا توسط استاد امرالدين نواخته می شود و با ختم همين پارچه دريچه هم بسته می شود. لالو ماما و مهمانان با هم در رابطه با دلربا به بحث بيشتر می پردازند، که در همين حال احوال می رسد که لالو ماما را پادشاه قصر فراخوانده است. لالو ماما با رخصت کردن مهمانانش سراغ پادشاه قصر را می گيرد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||