از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | گلدسته به بی بی هشدار داد که هيچ کس مخالف و مانع تداوی وی شده نمی تواند. |
پيکی از رفتن به کورس گفته و از مشوره سکينه در مورد آمادگی کانکور سپاس گزاری کرد. نوروز و جمال برای گذراندن شب در حال نصب خيمه بودند که چوب خيمه بالای سر نوروز افتيد. هارون متوجه گرديد که زبير سگرت می کشد . زبير برای پنهان کاری سگرت را به جيب اش انداخت ولی لباس اش سوخت. زبير قطی سگرت را ميان بستره پنهان می کرد که هارون متوجه وی شد، زبير با جديت سيلی محکمی به صورت هارون زد تا به کسی در مورد نگويد. شب زبير به خيمه نيامد، سکينه برای يافتن او خواست بيرون رود، ولی هارون مانع شد علت نيامدنش را کشيدن سگرت گفت. وقتی بی بی دريافت که گلدسته تصميم تداوی دارد مخالفت کرد، ولی گلدسته عهد بست تا مشکلش را حل کند.  | | | نوروز و جمال برای گذراندن شب در حال نصب خيمه بودند که چوب خيمه بالای سر نوروز افتيد. |
گلدسته به بی بی به خاطر مخالفت هايش هشدار داد که هيچ کس مانع رفتن وی به شفاخانه و تداوی اش شده نمی تواند. نجيبه به پيکی خبر داد که خانه کرايی مناسب را دريافته، پيکی آدرس خانه را پرسيد، نجيبه آن را نزديک خانه بی بی خواند. |