از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | نوروز قصد خوابيدن در حويلی مسجد را داشت، جمال از او خواست هرچه زودتر آنجا را ترک گويد. |
نوروز قصد خوابيدن در حويلی مسجد را داشت، جمال از او خواست هرچه زودتر مسجد را ترک گويد، زيرا خادم مسجد هشدار داده است. مختار از زبير پول باقی مانده مرغش را خواست، اما وی تهديد کرد در صورت اصرار ورزيدن، مختار را به صاحب اصلی مرغ معرفی کند. گلدسته خواست برای انجام معاينات شفاخانه روند، قدير مخالفت کرده خياطی اش را بهانه آورد. نجيبه ، دلاور را نزد رحمان آورد تا به عنوان دزد دستگيرش کند. رحمان اتهام وارده را رد کرده صاحب راديو را کسی ديگر دانست . دلاور عباس را جبرا به ماموريت پوليس برد، وی اتهام دزدی راديوی نجيبه را مردود شمرده گفت راديو را خريده است .  |  اتهام دزدی راديوی نجيبه را رد می کنم، من راديو را خريده ام.  عباس |
هارون به زبير آب جوش داده آورد، ولی زبير تصميم گرفت تا از آب سرد چاه بنوشد . ديری نگذشت که نا آرامی زبير سکينه را پريشان ساخت که مبادا مريض شده باشد، اما زبير اين گمان را رد کرده از سلامتی اش گفت. |