BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 08:30 گرينويچ 2007 ,10 مۍ
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
خانه نوزندگی نو: ٢٠٥٢-٢٠٥٠

اکبر و سمندر

سمندر بخاطرپيدا نمودن سنگ های مشخص کنندۀ حدود زمين سيل برده اش مصروف کندن زمين است.

اکبر به او ميگويد اگر خسته شده، بهتر است کار را به روز ديگر بگذارد!

سمندر مي گويد سيد محمد آدم لجوج است و او همين امروز را تعيين کرده تا سنگ های حدود زمینش را پيدا کند درغير آن ادعای اوراقبول نخواهد کرد.

بعدازسعی وکوشش و کندن کاری زياد، کلند به يک سنگ اصابت مي کند، سمندر اظهارخوشی نموده به اکبر مي گويد که سنگهای نشانی شده را دريافته است.

اکبر سمندر رابخاطر صرف طعام شب به خانۀ خود مي برد. سمندر واکبر مصروف طعام خوردن هستند که ازدور صدای کلند زدن به گوش آنها ميرسد.

اکبر وسمندر الکين را گرفته و به طرف زمين ها مي روند. با رسيدن به محل سمندر متوجه مي شود که سنگهای نشانی شده بيجاشده اند.

فردا سيدمحمد به خانۀ سمندر مي رود و راجع به سنگهای نشانی شده مي پرسد. سمندراظهار مي دارد که او سنگهای مذکور را دريافته است.

حق با کيست؟
 سيدمحمد راجع به سنگهای نشانی شده مي پرسد سمندر می گويد او سنگهای مذکور را دريافته، سيد محمد نمی پذيرد وعلاوه می دارد حدود زمين خود را قبلاً تعيين کرده است . سمندر موضوع را به فيصلۀ موسفيدان واگذار می کند.
سيد محمد سخن سمندر را نمی پذيرد وعلاوه مي دارد که سيدمحمد حدودزمين خود را قبلاً تعيين کرده است و نشانی ديگررا قبول ندارد.

سمندر اين موضوع را به فيصلۀ موسفيدان واگذار می کند.

در جرگه موسفيدان، سمندر اظهار ميدارد که سنگهای حدود زمینش را يافته است.

اما سيد محمد نمی پذيرد و مي گويد که سمندر آن سنگها را مجدداً دفن کرده است.

ملای قريه از فتح خان ميخواهد تا دراين رابطه حقيقت رابيان کند. زيرا زمين سيدمحمد ازخانوادۀ فتح خان به او ميراث رسيده است.

فتح خان سنگهای دريافت شده را بجا مي خواند. ملا و ساير اهالی قريه سيدمحمد را ملامت مي نمايند که بالای زمين سمندر دعوای ناحق کرده است.

در دفاتر، تنها هنگام تفتيش کار ها سرعت می گيرد
.

رئيسۀ جديد صحت عامه به ديدن کلنيک مي آيد. داکترمجبورمي شود که برای پاکی وصفايی دفتر، خود دست و آستين برزند.

گلالی می آيد و اونيز به پاک کاری شيشه های کلنيک مي پردازد. دراين اثنا ناظر به دنبال کليدهای سرور، که آنراگلالی باخود آورده، وارد کلنيک مي شود.

ناظر و داکتر
ناظر حين پايين شدن ازچوکی، به علت وارخطائی زياد به زمين افتاد .
زمانيکه ناظر گلالی رامصروف صفای کلنيک مي بيند، صافی را ازنزد گلالی گرفته، خود به پاک کاری شيشه ها مي پردازد.

موقعيکه داکتر، ناظر را مصروف کار می بيند از او ميخواهد که کار را توقف دهد، زيرا ناظر به جای صفای شيشه ها، آنرا بيشتر کثيف می کند.

ناظر حين پايين شدن ازچوکی، به علت وارخطائی زياد به زمين مي افتد و تعداد زيادی از بوتلهای ادويه هم از الماری افتاده می شکند.

دست ناظر جراحت مي بردارد. داکتردرحاليکه بالای دست ناظردوا مي زند، او را ملامت مي کند که همه چيز را برهم زد.

دراين اثناچند هارن مسلسل موتر بگوش ميرسد. داکتروگلالی دست پاچه مي شوند که مبادا رئيسه جديد صحت عامه آمده باشد.

اهالی از نماينده گان شورای ولايتی چی توقع دارند؟

پلوشه وشاگردان ديگردرصحن حويلی مکتب از گرمای آفتاب شکايت دارند. رحيم مي گويد که او درمورد ساختن صنف های جديد با شورای ولايتی تماس گرفته است.

شمس بعد از رخصتی خانه مي رود و به غوتی مادرش، مژده مي دهد که برای آنها درمکتب صفهای جديد اعمارمي شود.

غوتی با شنيدن اين گفته اظهار خوشی کرده، می گوید: "چه خوب است تا شاگردان مکتب گاهی از گرمی و گرد وخاک وزمانی هم از باران ها دگر اذیت نشوند".

شاگردان به مکتب می روند.
عنقريب برای شاگردان صنف های جديد اعمار می شود.
لعلباز علاوه مي دارد ممکن معلم رحيم با وکيل منتخب آنها درشورای ولايتی راجع به حل اين معضله صحبت کرده باشد.

اکبر، به خاطر پلوشه دخترش که او نيزدرمکتب ياد شده درس مي خواند، به ديدن معلم رحيم رفته و از وی درمورد اعمار صنف های جديد مي پرسد.

معلم رحيم اطمينان ميدهد که اکنون به کمک رياست معارف چند باب خيمه آورده است و در پهلوی آن موضوع اعمار صنف های جديد را نيزتعقيب خواهد کرد.

عروسی درعمر کم

شفيقه وگل مکی
گل مکی از شفيقه می خواهد تا ديگر در زندتگی نوريه مداخله نکند.
شفيقه به خانۀ گل مکی مي رود؛ گل مکی از شفيقه استقبال کرده او را به نوشيدن چای دعوت مي کند. اما شفيقه گله دارد که چرا گل مکی با نوريه سرجنگ دارد؟

گل مکی نوريه را يک زن بی کاره خوانده واز شفيقه مي خواهد تا درزنده گی آنها مداخله نکند. شفيقه نيز جدی شده و اخطار مي دهد که اين سخن را به غفار، شوهرگل مکی، خواهدگفت.

مشکلات ناشی از خريدوفروش ترياک :

جانبازمصروف آبياری زمين خود است که آدم خان را می بيند، جانباز از آدم خان مي خواهد که از گشت و گذار بی جا خود داری کند.

جانباز و آدم خان
جانباز از آدم خان مي خواهد که از گشت و گذار بی جا خود داری کند.
جانباز اضافه مي کند: "کريم باتفنگ دست داشته خود قصد کشتنت را داشت اما من جلوش را گرفتم". آدم خان با بی پروایی ميگويد که از دست کريم هيچ چيز برنمی آيد.

جانباز از آدم خان مي پرسد که دربين کريم وآدم خان چه معضله وجود دارد؟ اما آدم خان طفره رفته و موضوع قاچاق ترياک را ازجانباز پنهان مي کند.

تبديلی وظيفۀ انجنير شير محمد :

مجيد به خانۀ صابره خواهرش مي رود. صابره بسيار متاثر معلوم مي شود. مجيد ازصابره مي پرسد که چرا متاثر و پريشان به نظر ميرسد؟

صابره با مجيد برادرش حرف می زند.
مجيد به صابره اطمينان مي دهد که او درحل هرنوع مشکل آنها راکمک می کند.
صابره می گويد که وظيفۀ شوهرش ، انجنير شيرمحمد به ولايت ديگر تبديل شده است که از درک نبودن شيرمحمد درخانه آنها به مشکلات زيادی روبر وخواهند شد.

مجيد به صابره اطمينان مي دهد که او درحل هرنوع مشکل آنها راکمک کرده و هيچ وقت آنها را تنها نخواهد گذاشت.

گل خان و رحيمدادخانه نو زندگی نو
از قسمت های ٢٠٤٧ تا ٢٠٤٩
خانۀ نو،زنده گى نوخانۀ نو،زنده گى نو
بخش هاى ٢٠٣٥ تا ٢٠٣٧
خانۀ نو، زندگى نوخانۀ نو، زندگى نو
درامۀ تعليمى و تربيتى
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>