BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 16:54 گرينويچ 2007 ,02 اپريل
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
خانۀ نو،زنده گى نو : ٢٠٣٥ تا ٢٠٣٧
خانۀ نو،زنده گى نو


سرنوشت کريم به کجا انجاميده است؟

شفيقه وزلمى چرادرکلينيک احساس خوشى مينمايند؟

چراگل خان درزمين هاى خود گل گلاب کاشته است؟

از قلعۀ سرور چرادودسياه بلند است؟

نيت بدقضاى سر :

قمبرګل و الله داد،دريک شيله ،کريم را مى بينند که در حالت بيهوشى افتاده است. الله داد باوارخطائى و عجله ميرود تا خانوادۀ کريم را ازموضوع آگاه بسازد.

الله داد به معلم رحيم خبر ميدهد که کريم ده دامنۀ کوه بيهوش افتاده است وازرحيم تقاضاميکند که هرچه زودتر به کمک وى بشتابد.

کريم بوسيله اهالى قريه به کلينک انتقال ميگردد.داکتر باديدن نبض کريم، به رحيم از زنده بودن وى سخن گفته و اطمينان ميدهد که حتى اسعى درعلاج وى تلاش خواهد کرد.

کريم تازه به هوش آمده است؛ ګلالى خواهرش و نسيم برادرش از اودرمورد حادثه و علت مجروح شدن وى مى پرسند،ولى فکر کريم پريشان است و ميگويد که چيزى را به وضوح بخاطر نمى اورد.

نسيم به خانه ميايد ومادرش رابعه گل و برادرش رحيم را مژده ميدهد که کريم به هوش آمده است، ولى تاهنوز درمورد چگونگى حادثه سکوت کرده است. رحيم ميگويد که اورامجبور به سخن زدن نسازند.

نسيم به شاپيرى نيز مژده بهوش آمدن کريم راميدهد ، شاپيرى خوش شده وميخواهد ه همراه با نسيم بديدن کدريم برود ، مگرنسيم به او وعده ميدهد که روز ديگر ، حتماً او راباخود خواهد برد .

بلابود و برکتش نى :

شفيقه وزلمى خوشحالند که ويروس HIV از فاطمه به آنها سرايت نکرده است، زيرا چندى قبل ، دست فاطمه راگژدم گزيده بود وشفيقه بادهن خود خون وزهر رامکيده وبيرون کده بود .

شفيقه به فاطمه وجانداد نيز اطمنان ميدهد که ويروس HIV از فاطمه به اوسرايت نکرده است . جانداد وفاطمه نيز خوشحال ميشوند.

شفيقه به رسم خيرات حلوا پخته ونزد عابده مياورد، زيرا از تشويش و اندېشه داومدار ، رهايى يافته است . عابده از و توضيح ميخواهد ، شفيقه ميگويد که از يکسو نتايج معايتان خون او معلوم شد و از جانب ديگر تشويش او از ناحيه زلمى نيز رفع گرديد .

گلخان ، قريه را گل باران خواهد کرد:

گلخان به همکاري سميع الله برادرش ، بسته هاى گلاب غرس ميکند فتح خان پدرش ، گلاب را چيز غير ضرورى وبى فايده وانمود ميکند اما ، گلخان اطمينان ميدهد که از گلاب ، گل قند ،عرق گلاب وعطر تهيه خواهد کرد و از فروش آن مفاد زيادى نيز بدست خواهد آورد..

عروسى در عمر کم:

عابده، طاهره دخترش را از اميدوار شدن نوريه اطلاع ميدهد. اما، طاهره به جاى اينکه خوشحال گردد، با انديشه ابراز اميد ميکند که اين حادثه بالاى نوريه به خير بگذرد، زيرا سن او کم بوده و اميدوارى برايش خطر دارد.

نوريه نزد عابده آمده و از او ميخواهد که همراهش به کلينک برود زيرا، گلالى گفته است که واکسين تيتانوس را بالاى او تطبيق خواهد کرد.

اگر شد، آبى، اگر نشد للمى:

سيد محمد از فتح خان ميخواهد که تراکتورش را در اختيار او قرار دهد تا براى اعمار ديوار دو کنار زمين سيلاب زده اش، از کوه، سنگ بياورد.

سيد محمد و گل محمد، بالاى زمين سيلاب زدۀ شان کار ميکنند. گل محمد، متردد است که مباد احد و حدود زمين آنها دقيق نبوده و قسمتى از زمين ديگران را نيز به زمين خود علاوه کرده باشد. سيد محمد، سخن او را نمى پذيرد.

ناظرخان يا چوپان ؟

رحيمداد، در مقابل آسياب، سربابه اسلم آسيابان را ميتراشد، ناگهان متوجه قلعۀ سرور خان ميشود که از آن دود غليظى بالا شده است. از جانب ديگر، ناظر با داد و فرياد از قلعه بيرون شده و کمک ميخواهد ولى معلوم نيست که چه واقع شده است.
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>