|
خانه نوزندگی: ٢٠٤٧ تا ٢٠٤٩ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سيدمحمد و سمندر چرا با هم دست وگريبان شده اند؟ چرا شفيقه در آوردن آب از چشمه بانوريه همکاری ميکند؟ جواب تمام اين چون و چرا ها را در قسمت های از درامه امروزی خانه نو زندگی نو دريابيد. گلخان ، پيشگام صلح و اشتی ناظر که در بدل برۀ خود، سامانهای سلمانی رحيمداد را ربوده است و دربازار ولسوالی تلاش بفروش رساندن آنرا دارد. گلخان وقتی اورامی بيند متعجب می شود، اما ناظر بانزديک شدن رحيمداد، سامانهارا برچيده و پابه فرار می گذارد.
اما، بعداً معلوم می شود که ناظر در ميان بکس سلمانی رحيمداد سنگها را گذاشته بود. گلخان سامان سلمانی رحيمداد را از ناظر ميگيرد و ميخواهد بخانه رحيمداد ببرد ، ضمناً ناظر را ملامت ميکند که نبايد افزار کار رحيمداد را از بکسش دور ميکرد. دانش آموزان مکتب ده بالا به دانشگاه راه يافتند!
اما گلالی خانم برادرش به او اطمينان ميدهد که حتماً احمد ، در شهر برای خود، ساعت خريده است. سيلاب ، درکنار ويرانی ، منازعات رانيز باخود دارد. سيدمحمد در ده پايان ميخاست زمين سيل برده پريگل را دوباره آباد نمايد. او در اثنای آباد نمودن زمين ،يک حصه زمين سمندر رانيز به زمينش ملحق کرده بود. سيدمحمد ، درخانه از دعوای سمندر ياد ميکند ، پريگل و گل محمد اورا ملامت ميدانند که در آغاز نبايد زمين کسی رابه زمين خود اضافه ميکرد. سيدمحمد وسمندر بالای منازعه حدود زمين ، باهم به دعوا می پر دازند اکبر ميايد و آنانرا به آرامش دعوت ميکند.
سمندر در جستجوی سنگهای حدود زمين خود مصروف است وچند جای زمين را نيز حفرکرده است. سيدمحمد در دل خود قندمی شکند که سنگها يافت نخواهد شدو قسمتی از زمين سمندر به او تعلق خواهد گرفت. سمندر خسته و نا اميد است، زيرا هيچ سنگی را تاکنون پيدانکرده است. سيدمحمد اورا متهم ميسازد که به ناحق دعوا کرده و هر گاه سنگهارا نيابد ، دعوايش نيز باطل است. در دفتر ها، تنها هنگام تفتيش کار ها سرعت می گيرد. داکتر ، مکتوب تقرر رئيسه جديد صحت عامه را به گلالی نشان ميدهد وعلاوه ميدارد که موصوف شخص کار فهم بوده ودر کار نيز جديست . داکتر ابراز اميداوری ميکند که ازين به بعد مشکلات کلنيک بر طرف گردد.
داکتر با وارخطايی به گلالی ميگويد که آوازه آمدن رئيسه جديد صحت عامه به کلنيک بگوش ميرسد و آنها بايد قبلاً کلنيک را پاک وستره سازند. دوتن از ملازمين کلنيک رخصت گرفته اند، داکتر وگلالی هر دو سراسيمه اند وخود به پاک کاری کلينيک می پرازند. اهالی از نماينده گان شورای ولايتی چی توقع دارند؟ معلم رحيم از ملالی وکيل منتخب شورای ولايتی ميخواهد که موضوع اعمار صنفهای جديد مکتب رابا رياست تعليم وتربيه مطرح کند تا آنان درين حصه، اقدام عملی نمايند؛ ملالی وعده ميدهد. در تلاش زنده ماندن جانداد به فاطمه ميگويد که برادرش زمری در پوهنتون طب تعليم داکتری ميبيند وابراز اميدواری ميکند. زمانی برسد که اوبه تداوی ايدز قادر گردد.قابل يادآواريست که فاطمه و جانداد هر دو به وايروس HIV مبتلا هستند. عروسی درعمر کم
نوريه که در عمر کم عروسی کرده است، به بعضی مشکلات اميدواری دچار شده است، او برای شفيقه از برخورد نا مناسب گل مکی ننويش ، شکايت ميکند. شفيقه به او اطمينان ميدهد که در زمينه آوردن آب از چشمه با وی همکاری خواهد کرد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||