|
طنزنويسان دوران مشروطيت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فرياد زدن بر سر استبداد، گاهی ناممکن است، در حالی که خنديدن و تمسخر استبداد واکنشی است که همواره ممکن است. از سوی ديگر وقتی ريشه استبداد و عقب ماندگی و انحطاط در رفتار و آداب عامه مردمان باشد، جز طنز و شوخی راهی برای اصلاح رفتار مردم باقی نمی ماند. در انقلاب مشروطه ايران، دو موضوع مهم بايد مورد نقد قرار می گرفت؛ نخست بايد مردم نسبت به استبداد آگاهی می يافتند و ديگر اينکه در مردمان بايد خودآگاهی نسبت به رفتارملی و سنت هايی که استبداد بر پايه آنها استوار بود، به وجود می آمد. طنزنويسان، طنزسرايان و کاريکاتوريست های انقلاب مشروطه چنين کردند. دهخدا
ميرزا علی اکبر خان دهخدا يکی از بزرگترين طنزنويسان انقلاب، زبانی ساده را برای سخن گفتن با مردم برگزيد. وی که پس از سفری به اروپا به ايران بازگشته و در انقلاب مشروطه شرکت کرده بود، در ستون چرند و پرند روزنامه صور اسرافيل برای نخستين بار طنز مطبوعاتی را آغاز کرد. زبانش ساده و عاميانه بود و از اصطلاحات مردم کوچه و بازار استفاده می کرد. جملات نوشته های دهخدا (دخو) کوتاه و روان بود. وی از شخصيت پردازی و داستان گويی برای طنز گفتن استفاده می کرد. نوشته هايش ضرباهنگی پرتحرک داشت و به دليل تسلطش بر واژگان فارسی، می توانست اصطلاحات عاميانه را در کنار واژه های پيچيده بنشاند و علاوه بر اين واژه سازی نيز می کرد. زين العابدين مراغه ای
زين العابدين مراغه ای، نويسنده «سياحتنامه ابراهيم بيگ» متولد مراغه بود، در بيست سالگی به اردبيل رفت و پس از مدتی به قفقاز مهاجرت کرد و در شهر تفليس زندگی خود را آغاز کرد. وی در مهاجرت ثروتمند شد. عليرغم وضع خوب زندگی هميشه از اينکه در ايران زندگی نمی کند و دور از مشکلات ملت ايران است، خود را سرزنش می کرد. « سياحتنامه ابراهيم بيگ» در حقيقت داستانی است برخاسته از زندگی واقعی او. در اين سياحتنامه، شخصيت داستان که سالها از ايران دور بوده، با هزاران اميد به کشورش بازمی گردد. ميرزا آقا تبريزی اگر دهخدا با طنز روزنامه ای و زين العابدين مراغه ای با سياحتنامه ای پر از طنز، تصوير جامعه ايران را به مردم آن نشان می دادند، ميرزا آقا تبريزی به نوشتن نمايش های طنز پرداخت. وی در نمايشنامه هايش صحنه های تاريک و وحشتناکی از استبداد و بی قانونی عهد ناصرالدين شاه را تصوير کرده است و اوضاع ناگوار آن روزگار را با شيوه شيرين طنز خود گفته است. نمايش های او شيوه بزن و بکوب دارد، به مسخره کردن اوضاع دربار ايران و فساد و استبداد و بی عدالتی می پردازد و مسائلی مانند القاب مسخره دربار ناصری را هجو می کند. البته ميرزا آقا تبريزی تنها کسی نيست که در دوران مشروطه به نوشتن نمايش طنز روی می آورد، آخوندزاده و برخی ديگر نيز هم در ترجمه و هم در اقتباس نمايش های طنز نوشته اند. |
مطالب مرتبط دلاکيه، شعری از عارف قزوينی26 ژوئيه, 2006 | جهان اشعاری از ايرج ميرزا26 ژوئيه, 2006 | جهان مشتی اسمال شعری از محاسب الملک26 ژوئيه, 2006 | جهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||