سایه سنگین جنگ عراق بر سر دستگاه اطلاعاتی بریتانیا

سر جان چیلکات، رئیس هیئت تحقیق جنگ عراق، چهارشنبه ۶ جولای، حدود هفت سال پس از آغاز تحقیقات، گزارش این هیئت را منتشر می‌کند

منبع تصویر، PA

توضیح تصویر، سر جان چیلکات، رئیس هیئت تحقیق جنگ عراق، چهارشنبه ۶ جولای، حدود هفت سال پس از آغاز تحقیقات، گزارش این هیئت را منتشر می‌کند
    • نویسنده, گوردون کوررا
    • شغل, خبرنگار امنیتی، بی‌بی‌سی

سپتامبر ۲۰۰۲، صدام حسین اعضای شورای فرماندهی‌اش را فراخواند. چهره‌اش "خشک" و "خسته" بود. از فرماندهانش پاسخ می‌خواست. تازه گزارشی را که به نام کمیته اطلاعات مشترک بریتانیا در لندن منتشر شده بود، خوانده بود.

گزارش در مورد توان نظامی حکومتش بود. نویسندگانش حتی ادعا کرده بودند عراق می‌تواند ظرف ۴۵ دقیقه سلاح‌های کشتارجمعی‌اش را استفاده کند. بنا به روایاتی که بعدها نقل شد، حتی خود صدام هم از این ادعا تعجب کرده بود.

از فرماندهانی که در جلسه حاضر بودند پرسید آیا عراق چنین توانی دارد که حتی شخص رئیس‌جمهور هم از آن باخبر نیست؟ همه گفتند نه. پس بریتانیایی‌ها این اطلاعات را از کجا آورده بودند؟

پاسخ این پرسش یکی از محورهای اصلی گزارش چیلکات است که چهارشنبه منتشر می‌شود. در این که دستگاه‌های اطلاعاتی کارشان را درست انجام نداده بودند تردیدی نیست. بحث سر این است که مقصر که بوده.

گزارش اطلاعاتی بریتانیا (۲۰۰۲) می‌گفت عراق سلاح کشتارجمعی دارد

منبع تصویر، PA

توضیح تصویر، گزارش اطلاعاتی بریتانیا (۲۰۰۲) می‌گفت عراق سلاح کشتارجمعی دارد

کل ماجرا را می‌توان به سه مرحله تقسیم کرد: جمع‌آوری اطلاعات و اتکا به منابعی که اطلاعات نادرست می‌دادند، تحلیل نادرست و پذیرش بی‌چون‌وچرای این فرض که عراق سلاح‌های کشتارجمعی دارد، و نهایتا شیوه ارایه اطلاعات به مردم، از جمله در پرونده‌ای که خود صدام حسین را هم متعجب کرده بود.

رمان "مأمور ما در هاوانا" اثر گراهام گرین شاید خنده‌دارترین و هوشمندانه‌ترین نقد دنیای پررمزوراز دستگاه‌های اطلاعاتی باشد.

یک فروشنده جاروبرقی طرح‌های آخرین مدل یک جاروبرقی را که قرار است "توده اتمی" نام بگیرد به‌عنوان نقشه سلاح‌های کشتارجمعی به ام.آی.سیکس قالب می‌کند. مأمور بریتانیایی آن‌قدر مشتاق یافتن مدرک است که ادعای فروشنده را دربست می‌پذیرد. متخصصانی که قاعدتا باید اطلاعات و اسناد تازه‌یاب را راستی‌آزمایی کنند، هرگز این طرح‌ها را نمی‌بینند.

آنچه پس از سال ۲۰۰۲ در عراق رخ داد، عملا همین بود. مأمورها و عاملانی که قرار بود اطلاعات جمع کنند می‌دانستند مافوق چه می‌خواهد و همان را تحویل می‌دانند. اطلاعاتی که تحویل می‌دادند درست بررسی نمی‌شد. گاه حتی به متخصصان اداره اطلاعات دفاعی هم نشان داده نمی‌شد. (یک بار که مدرکی را که قرار بود ثابت کند عراق از نیجر اورانیوم خریده به متخصصان بین‌المللی نشان دادند، بلافاصله جواب گرفتند که مدرک جعلی است).

در مورد ادعای "۴۵ دقیقه" هیچ مدرکی برای اثبات مدعا نبود – مثلا اینکه سلاح‌ها کجا تولید یا انبار شده، یا حتی اینکه ۴۵ دقیقه دقیقا به چه زمانی اشاره می‌کند. اینگونه موارد در گزارش اطلاعاتی فراوان بود.

گارت ویتی، که دهه نود میلادی در عراق بازرس سلاح‌های شیمیایی بوده، می‌گوید: "به نظر نمی‌رسید دقتی که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات لازم است به کار برده باشند. احتمالا به این خاطر که دل‌شان می‌خواسته اطلاعات درست باشد."

هانس بلکیس، رئیس بازرسان سازمان ملل متحد، در جلسه‌های پرسش و پاسخ هیئت تحقیق چیلکات شرکت کرد

منبع تصویر، PA

توضیح تصویر، هانس بلکیس، رئیس بازرسان سازمان ملل متحد، در جلسه‌های پرسش و پاسخ هیئت تحقیق چیلکات شرکت کرد

بعد از جنگ، ام.آی.سیکس سراغ منابع رفت. یک "منبع جدید" – که آن موقع خبرساز شد – گفته بود هیچ حرفی مبنی بر تولید سریع سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی نزده. آن افسر نظامی که می‌گفتند "۴۵ دقیقه" را مطرح کرده، منکر شد که چنین حرفی زده.

چند سال بعد، یک مقام رسمی به من گفت وقتی سراغ واسطه‌ای که گزارش آن افسر نظامی را به بریتانیایی‌ها منتقل کرده بود رفتند، من‌ومن کرده بود و بهانه آورده بود.

کسی که احتمالا بیش از همه به خاطر مطمئن نبودن منابع در گزارش چیلکات نقد می‌شود، سر ریچارد دیرلاو است، رئیس وقت سرویس اطلاعاتی بریتانیا – یا همان ام.آی.سیکس. منتقدان سر ریچارد معتقدند او زیادی به قدرت نزدیک شده بود و بیش از حد مشتاق بود دل نخست‌وزیر را به‌دست بیاورد. خودش البته این حرف‌ها را قاطعانه رد می‌کند.

بعد از انتشار گزارش "۴۵ دقیقه"، کنکاش در عراق شروع شد. بازرسان سازمان ملل متحد به نشانی‌هایی که دستگاه‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا گفته بودند رفتند اما هیچ نیافتند. مرغ‌داری‌هایی که گفته بودند تأسیسات مخفی نظامی است، واقعا مرغ‌داری بودند.

گزارش هیئت تحقیق باتلر منجر به اصلاح رویه‌ ارزیابی منابع اطلاعاتی ام.آی.سیکس شد

منبع تصویر، PA

توضیح تصویر، گزارش هیئت تحقیق باتلر منجر به اصلاح رویه‌ ارزیابی منابع اطلاعاتی ام.آی.سیکس شد

حدود ۷۰۰ بازرس ۵۰۰ مکان مختلف را کاویدند و چیزی نیافتند. هانس بلیکس که آن موقع رئیس تیم بازرسی عراق بود، بعدها به من گفت: "فکر می‌کردیم جاهایی را که مطمئن بوده‌اند به ما گفته‌اند، اما هر کدام را سر زدیم، اثری از سلاح‌های کشتارجمعی نبود."

از همین‌جا می‌توان به دومین مشکل دستگاه اطلاعاتی رسید: ضعف تحلیل. دستگاه‌های اطلاعاتی اعتقاد داشتند عراق سلاح‌های کشتار جمعی‌اش را از دهه نود میلادی حفظ کرده. بر این باور چنان استوار بودند که حتی پس از اینکه بازرسان دست‌خالی برگشتند، حاضر نشدند فرضیات‌شان را بازبینی کنند.

اما ماجرا از این قرار بود که صدام همان دهه نود برنامه سلاح‌های کشتارجمعی‌اش را تعطیل کرده بود. فکر می‌کرد وقتی بازرسان بیایند و چیزی نیابند، تحریم‌ها برداشته می‌شود. اشتباه مهلکش این بود که تأسیسات را مخفیانه برچید – قاعدتا برای اینکه مردم عراق و دولت‌های همسایه مثل ایران احساس نکنند ضعیف شده است.

نتیجه این پنهان‌کاری این بود که وقتی بازرسان سراغ تسلیحات شیمیایی را – که می‌دانستند عراق داشته – می‌گرفتند، مسئولان عراقی نمی‌توانستند ثابت کنند منهدم کرده‌اند نه مخفی. تا چند روز پیش از حمله، عراقی‌ها همچنان به هر دری می‌زدند که ثابت کنند مواد شیمیایی را پنهان نکرده‌اند، از بین برده‌اند.

منتقدان می‌گویند فرضیات دستگاه اطلاعاتی درباره عراق بازنگری نشد، چون تصمیم جنگ را پیشاپیش گرفته بودند. می‌گویند یافته‌های دستگاه اطلاعاتی صرفا بهانه بود، توجیه بود، ابزاری بود برای همراه کردن مردم با تصمیمی که گرفته شده بود – یعنی تغییر رژیم.

و بخش نهایی گزارش چیلکات قاعدتا همین است: ارایه اطلاعات به مردم. مارس ۲۰۰۲، دستگاه‌های اطلاعاتی اطلاعات موجود در مورد تسلیحات عراق را "پراکنده و گسسته" ارزیابی کرده بودند، اما مقدمه آن گزارش معروف "۴۵ دقیقه" که سپتامبر همان سال به نخست‌وزیر وقت، تونی بلر، ارایه شد، می‌گفت "جای شک [در یافته‌ها] نیست".

سر جان اسکارلت در دوره انتشار گزارش اطلاعاتی (سال ۲۰۰۲) رئیس کمیته اطلاعات مشترک بریتانیا بود

منبع تصویر، PA

توضیح تصویر، سر جان اسکارلت در دوره انتشار گزارش اطلاعاتی (سال ۲۰۰۲) رئیس کمیته اطلاعات مشترک بریتانیا بود

بخشی از این قطعیت برآمده از "منابع جدید"ی بود که ام.آی.سیکس در تابستان ۲۰۰۲ پیدا کرده بود، درست همان موقعی که گزارش نوشته می‌شد. اما فرایندی که اجازه داده ایرادها و اماواگرهای اطلاعات نادیده گرفته شود، و شواهد محکم‌تر از آنچه واقعا بوده به نظر بیاید، نیز مقصر است. در این مورد، پیکان حمله قاعدتا سوی کمیته اطلاعات مشترک و رئیس‌ وقتش، سر جان اسکارلت، خواهد بود.

بسیاری از جزئیات کار دستگاه اطلاعاتی پیشتر طرح شده، به‌ویژه در گزارش هیئت تحقیق باتلر – که منجر به اصلاح رویه‌ ارزیابی منابع اطلاعاتی ام.آی.سیکس شد.

اما جدای از آن‌چه تا کنون در مورد سلاح‌های کشتارجمعی بیان شده، پرسش‌های دیگری هم هست که دستگاه اطلاعاتی باید پاسخ بدهد: اینکه آیا هرآنچه از دست‌شان برمی‌آمد برای پیش‌بینی اوضاع عراق پس از سقوط صدام کرده بودند؟ آیا اطلاعات کافی در مورد جریان‌هایی که در مقابله با نیروهای خارجی عراق راه افتاد، در اختیار تصمیم‌گیرندگان نظامی گذاشته بودند؟

نتیجه نهایی و گزارش چیلکات هرچه باشد، تردیدی نیست که سایه سنگین جنگ عراق تا سال‌ها بر سر دستگاه اطلاعاتی بریتانیا خواهد ماند.