دموکراسی عربی و بهاری که فقط یک گل داشت

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, جرالد بات
- شغل, تحلیلگر خاورمیانه
در نگاه اول، شاید بتوان اینطور برداشت کرد که دموکراسی در سراسر جهان عرب در حال شکوفایی است.
روز سه شنبه میلیونها سوریهای در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکنند. مصریها به تازگی یک رئیس جمهوری تازه برگزیدند و به زودی نمایندههای پارلمان را انتخاب خواهند کرد.
اوائل امسال انتخابات در عراق و الجزایر برگزار شد. کویتیها در هفته پیش رو در انتخابات میان دورهای شرکت خواهند کرد و تونسیها تا پایان امسال پای صندوقهای رای خواهند رفت.
ظاهر قضیه فریبنده است. واقعیت این است که دموکراسی عربی پیشرفت خیلی اندکی داشته و مخصوصا در شکستن الگوهای قبلی رهبری مستبدانه که دههها بر این کشورها حاکم بوده ناموفق عمل کرده است.
الگوهای قدیمی
بهار عربی وعده های بسیاری داد ولی دستاوردهای خیلی اندکی داشت.
مصر یک نمونه است. از زمان براندازی حکومت رئیس جمهوری حسنی مبارک در سال ۲۰۱۱، مصریها در دو انتخابات ریاست جمهوری رای دادهاند. علاوه بر انتخابات پارلمان و مجلس اعلا و در سه همه پرسی شرکت کردهاند.
اما با وجود همه این نمایشهای ظاهری دموکراسی، ارتش و نیروهای امنیتی قدرت اصلی پشت صحنه باقی ماندهاند. قانون اساسی به دادگاههای نظامی حق میدهد که بتوانند غیر نظامیان را محاکمه کنند و قانونی جدید سخت گیریهای شدیدتری بر تظاهرات و تجمعات وضع میکند. اینها کمترین ربطی به اصول دموکراتیک ندارند.
شاید به نظر بیاید که عبدالفتاح السیسی فرمانده سابق ارتش رای قاطع را در انتخابات اخیر به دست آورده باشد، ولی او در کشوری دوپاره بین اسلامگراها و سکولارها به قدرت رسیده است.

منبع تصویر، BBC World Service
خیلی از طرفداران اخوان المسلمین و مصریهای سکولار با تحریم انتخابات نارضایتی خود را از شرایط موجود ابراز کردهاند.
تنها گل بهار عربی
انتخابات ریاست جمهوری در سوریه در کشوری اتفاق میافتد که جنگ آن را چند پاره کرده است. در قسمتهایی که تحت کنترل دولت هستند، شرایط خیلی با قبل از سال ۲۰۱۱ تفاوتی ندارد.
در نبود فضای آزاد مناظره یا رقیبی جدی برای بشار اسد در این دولت تک حزبی، این انتخابات مثل همه انتخابات تاریخ سوریه فقط یک امر تشریفاتی است.
براندازی حکومت سرهنگ معمر قذافی در لیبی اولین انتخابات آزاد را در سال ۲۰۱۲ به دنبال داشت. آن انتخابات نویدبخش یک دوران تازه بود.
ولی از آن زمان تا کنون، دولت مرکزی و نهادهای ملی آنقدر قدرتمند نبودهاند که بتوانند در برابر قدرت نظامیان مقاومت کنند. شانس به وجود آمدن یک سیستم دموکراتیک در آینده نزدیک خیلی کم است.
در میان همه کشورهایی که تحت تاثیر انقلاب های بهار عربی قرار گرفتند، تونس، جایی که خیزش از آنجا آغاز شد تنها نمونه داستان موفق یک انقلاب است.
ارتش همیشه درجایگاه خودش در حال آماده باش بوده است، و گروههای سیاسی مختلف موفق شدهاند با گذشتن از برخی خواستههای خود بر سر یک قانون اساسی جدید به توافق برسند که که نیاز بیشتر بخش های جامعه را برآورده میکند.
دموکراسی در تونس با چالشهایی هم روبروست، ولی قدرت نهادهای مدنی در مقایسه با خیلی کشورها بیشتر است و نمیتوان به راحتی آنها را نادیده گرفت.
تمایلات فرقه گرایانه
در لبنان و عراق که تقریبا اصلا تحت تاثیر خیزشهای عربی قرار نگرفتهاند، روند انتقال دموکراتیک طی سالها با تنشهای فرقهای دچار مشکل شده است.

منبع تصویر، BBC World Service
در هیچ یک از این دو کشور، رای دهندهها این فرصت را نداشتهاند که به کاندیدایی رای بدهند که منافع ملی همه را نمایندگی میکند، بلکه نماینده ها بیشتر به سود یک قشر و طبقه خاص فعالیت میکردهاند.
دموکراسی در الجزایر در سایه نظامیان و منافع طبقه حاکم قرارگرفته است. و تغییر در قانون اساسی در اردن و مراکش به دنبال تحولات در دیگر کشورها تاثیر اندکی در کنترل نظام پادشاهی بر زندگی سیاسی داشته است.
در همین حال، خیلی از کشورهای حاشیه خلیج فارس استدلال میکنند که دموکراسی به شیوه غربی برای جوامعی که می توانند خواستهها و یا مشکلات خود را به صورت مستقیم از طریق شوراهای سنتی به گوش رهبران برسانند چندان هم ضروری نیست.
فریادهای عصبانی
از میان بردن الگوهای استبدادی رهبری در کشورهای عرب یک فرایند دشوار و طولانی خواهد بود.
اصلاحات در سیستم آموزشی و جایگزین کردن سیستم عادت به سوال و تحلیل به جای قبول و تکرار، قدم تشویق کنندهای خواهد بود به سوی گفتگوی عمومی عقلانی در یک جامعه.
بحثهای سیاسی در تلویزیونهای ماهوارهای عرب تقریبا همیشه با فریادهای عصبانی به پایان میرسد. همدلی با مخالفان و واگذار کردن نتیجه بحث به طرف مخالف از ستونهای اصلی دموکراسی هستند که هنوز خیلی راه مانده تا بشود در این کشورها به آن دست یافت.
در حال حاضر، کشورهای عرب به شیوه های مختلف و درجات متفاوت تمرین دموکراسی میکنند.
ولی یک عنصر اصلی اینجا کم است، سیاست در معنای گستردهتر آن. نیاز است که یک بصیرت سیاسی وسیع نه تنها برای منافع ملی، بلکه برای نیازهای اقتصادی و اجتماعی همه مردم وجود داشته باشد.
وقتی انتخابات به بحث و جدال میان نظرات همه جانبه و جذاب سیاسی تبدیل شود، آنوقت تقویم سالانه رای دادن در کشورهای عرب خاور میانه معنای واقعی خود را خواهد یافت.











