چرا فرانسه ممکن است تبعیض بر اساس لهجه را ممنوع کند؟

منبع تصویر، Getty Images
تصور کنید در بحبوحه یک کنفرانس خبری از یک نماینده سرشناس پارلمان بریتانیا که رهبر یک حزب هم هست سوالی با لهجه اسکاتلندی غلیظ پرسیده شود و او با حالت تمسخرآمیز به خبرنگار نگاه کند و بگوید: "متاسفانه حتی یک کلمه از این سوال را هم نفهمیدم. کسی میتواند به انگلیسی مناسب از من سوال بپرسد؟" تصورش سخت است، اینطور نیست؟
اما در فرانسه تقریبا چنین اتفاقی در مقابل دوربین افتاد، بین ژان لوک ملانشون سیاستمدار چپگرا و خبرنگار زن یک تلویزیون محلی. خطای این خبرنگار: لهجه محلی جنوب فرانسه.

منبع تصویر، Getty Images
لهجههای محلی در فرانسه مدتهاست که قربانی تحقیر و نادیدهگرفتن پاریسیها شدهاند.
لهجههای تودماغی و بامزه اهالی مارسی وقتی با پاستیس (نوعی نوشیدنی الکلی فرانسوی) و گویبازی (بازی با توپهای سنگین) همراه باشند، بسیار عالی هستند. برای برخی از نمایشهای کمدی تلویزیون هم خوب هستند.
اما وای به حال کسی که با تهلهجه جنوبی به دنبال ترقی در شبکههای رادیو و تلویزیونی یا سیاست یا سطوح بالای دانشگاه و دولت یا حتی فروش کالا در تلویزیون باشد.
ادامه بده، پاریسی صحبت کن
اگر میخواهید در فرانسه ارتباط برقرار کنید و فقط اسباب خنده نشوید باید مطابق هنجارهای معمول رفتار کنید که به معنی صحبت کردن با لهجه استاندارد بورژواهای پاریسی است. کلاسهای آنلاین بسیاری هستند که این شیوه حرف زدن را آموزش میدهند.
اما زمانه در حال تغییر است و حدود ۳۰ میلیون فرانسوی که با لهجه صحبت میکنند، تقریبا نیمی از جمعیت ۶۷ میلیون نفری این کشور، برای اولین بار میخواهند این وضعیت را تغییر دهند.
من هم مجبور شدم لهجهام را تصحیح کنم. اولین بار با ورودم به دانشگاه و بعد هم وقتی وکیل شدم. بنابراین خیلی خوب این مشکل را درک میکنم.
بر اساس طرحی که به مجمع ملی (مجلس) فرانسه ارائه شده است، تبعیض به دلیل لهجه، طبق قوانین کار و کیفری جرم محسوب خواهد شد. واژه فرانسوی آن لهجهستیزی (la glottophobie) است.
چرا لهجه میتواند به موقعیت شغلی آسیب بزند
کریستف اوزه حامی این طرح که خود اهل پرپینیان در کاتالونیای فرانسه است میگوید: "داشتن لهجه محلی در فرانسه به خودی خود یعنی با شما مثل یک فرد سادهلوح رفتار میشود، دوستانه اما نه واقعا جدی."
"در فرانسه تصورش را هم نمیتوان کرد که کسی با لهجه جنوبی یا در این مورد با لهجه شمالی مفسر برنامه گرامیداشت کشتهشدگان جنگ جهانی باشد یا در باره سیاست خاورمیانه بحث کند."
برای خیلیها مشکل است که بخشی از هویت خود را فراموش کنند تا بتوانند در کارشان پیشرفت کنند.
"اما این اکنون یک مسئله سیاسی هم هست. وقتی میلیونها نفر از مردم محلی به نمایندگان خود در پاریس نگاه میکنند و احساس میکنند هیچ چیز مشترکی با آنها ندارند، جنبش جلیقه زردها نمونه کلاسیک اتفاقی است که میافتد."
اما یک لحظه صبر کن. مگر ژان کستکس نخست وزیر فرانسه به این معروف نیست که اولین نفری است در این سمت که با لهجه صحبت میکند؟ آیا این به معنای ارتباط مجدد با مردم نیست؟
اوزه میگوید: "بله، ولی چقدر طول کشید تا کستکس به عنوان یک سیاستمدار جدی گرفته شود؟"
تفاوت لهجههای فرانسه
فرانسه نمیتواند مثل بریتانیا به تنوع لهجههای خود ببالد. مرکزگراها از انقلاب فرانسه به بعد تمام تلاش خود را به کار بردهاند تا زبانهای محلی مثل اکسیتان و برتون و لهجههایی را که از آنها به وجود آمدند، سرکوب کنند. مدرسهها اولین ابزار این همسانسازی بودند و بعد رسانههای جمعی.
بزرگترین خانواده لهجههای فرانسه لهجه جنوبی است که یکی از ویژگیهای آن تلفظ "e" در انتهای کلمات است که معمولا تلفظ نمیشوند.
سایر لهجههای محلی را میتوان در کورسیکا در شرق فرانسه یافت و در آلزاس (که تحت تأثیر زبان آلمانی است)، و همچنین در بریتانی و شمال فرانسه که تحت تاثیر گویش 'پیکار' است.

منبع تصویر، Getty Images
در بسیاری از مناطق روستایی فرانسه، سالمندان لهجههایشان را حفظ کردهاند اما از جوانها کمتر شنیده میشوند. یک لهجه بانلیو هم هست که بین مهاجران رواج دارد و ویژگیاش صامتهای غلیظ و سریع حریف زدن است.
افسانهای هست در مورد این که بهترین زبان فرانسه را مردم منطقه تور در دره لوآر صحبت میکنند. چرا؟ در حکومتهای قدیم پیش از انقلاب فرانسه، اشراف در این منطقه کاخ داشتند و هنگامی که به آنجا میرفتند، زبان تحصیل کردههای پاریس را هم با خود میبردند.











