روی خط مراکش؛ جغرافیای آسیب‌پذیری در برابر تغییر اقلیم

مراکش

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, ناصر کرمی
    • شغل, دانشگاه ترونهایم نروژ - اقلیم‌شناس

کمبود آب و نسبت آن با تغییر اقلیم امروز موضوع نشست اصلی کنفرانس مراکش بوده است. البته مسئله از منظر یکی از عوامل تشدید یا تقلیل گرمایش جهانی بررسی شده و نه به عنوان یکی از نتایج آن.

حکیمه الحیطی وزیر انرژی، معادن، آب و محیط زیست کشور مراکش (انرژی و آب و محیط زیست در این کشور مدیریت یکپارچه دارند) در سخنرانی‌اش گفت که کمبود آب می‌تواند یکی از موانع اساسی برای گذار به یک آینده کم کربن باشد. زیرا شرکت‌ها و صنایع مجبور خواهند بود توان خود را صرف انطباق با مسئله کمبود آب کنند و نه کاهش انتشار دی اکسید کربن. تولید کم کربن در شرایط کنونی پرهزینه‌تر است، کمبود آب می‌تواند این نوع تولید را باز هم گرانتر کند و قطعا فقط برخی صنایع می‌توانند همزمان بار تولید کم کربن و تولید با آب گرانتر و کمتر را به دوش بکشند. نکته‌ای که می‌تواند مورد توجه ایران هم باشد زیرا بحران آب باعث می‌شود همه برآوردهای قبلی در زمینه انجام تعهدات در قالب توافقنامه پاریس تغییر کند و هزینه‌های محاسبه شده مضاعف شود.

کدام کشورها آسیب پذیرترند؟

در ابتدا باید توجه داشت که هیچ نقطه‌ای از کره زمین نمی‌تواند کاملا بی‌تاثیر از پدیده گرمایش جهانی باشد. حتی قلب جنوبگان یا ژرفای اقیانوس آرام هم کمابیش از این پدیده تاثیر می‌گیرند. اگر چه به هر حال زیان سریع‌تر متوجه دو گروه کشورهای کوچک جزیره‌ای می‌شود (تقریبا تردیدی وجود ندارد که شماری از این کشورها با تداوم بالا آمدن سطح آب اقیانوس‌ها غرق می‌شوند) و همچنین کشورهای محدوده گرم و خشک جهان، که تقریبا دو برابر افزون‌تر از بقیه دنیا گرم تر خواهند شد که متاسفانه شامل ایران هم می‌شود. بر عکس در عرض‌های معتدل و مرطوب میانی تاثیر تغییر اقلیم کمتر خواهد بود و با توجه به تاثیر احتمالی افزایش دی اکسید کربن بر افزایش تولید غلات ممکن است حتی فوایدی هم در این عرضها داشته باشد. اگر چه به هر حال آنها هم از نظر اکولوژیک متحمل تغییرات و زیان‌هایی خواهند بود.

اما تاثیر اکولوژیک (یا تاثیر بر محیط طبیعی) لزوما با تاثیرات اقتصادی (یا تاثیر بر چشم اندازهای انسانی) همپوشانی ندارد. واقعیت این است که کشورها بیشتر از اینکه در برابر تغییرات اقلیمی آسیب پذیر باشند از شرایط زیستی خودشان آسیب می‌بینند. مجموع مولفه‌هایی که تعیین می‌کند یک کشور در برابر تغییر اقلیم (و یا اساسا هر نوع تغییر محیطی) مقاوم یا آسیب پذیر باشد، ضریب تاب آوری نامیده می‌شود. این ضریب کاملا کمیت بردار و با مدل‌های ریاضی قابل محاسبه است. مجموع مولفه‌های مرتبط را می‌توان در سه مفهوم کلی خلاصه کرد: وضعیت پایداری اقتصادی-اجتماعی، ضریب دانش پذیری و میزان وابستگی کشور به منابع طبیعی. بدیهی است که هر چه کشورها نظام حکمروایی پایدارتر، وضعیت اقتصادی مطلوب‌تر و شرایط اجتماعی متوازن‌تر (با ترکیبی از تکثر و انعطاف) داشته باشند آسوده‌تر با تغییر اقلیم منطبق خواهند شد. ضریب دانش پذیری مولفه نسبتا پیچیده‌ای است و می‌توان گفت لزوما به معنای تعداد دانشگاه‌ها یا شمار دانش آموختگان و یا حتی کیفیت و میزان انتشار مقالات و گزارش‌های علمی نیست. این ضریب نسبت مستقیم دارد با انعطاف جامعه در برابر یافته‌های علمی. اینکه علم به صورت کاربردی و عملی چقدر در زندگی روزمره مردم حضور دارد. و علم در اینجا مطلقا به معنای تکنولوژی نیست.

ایران

منبع تصویر، Getty Images

مثالی ساده می‌تواند روشنگر این بحث باشد: غالبا تاثیر تغییر اقلیم تدریجی و بسیار بلندمدت است. مثلا آنچه که منجر به خشکیدگی ایران و فرونشست نیمی از دشت‌های کشور شده بعضا ناشی از عواملی است که عمری چندین دهه‌ای دارند. حتی افزون‌تر از پنجاه سال. ضریب دانش پذیری به این معنا است که اولا شما به محض آغاز به کار این مولفه‌ها از وجود و تاثیر آنها آگاه باشید، نه پنجاه سال بعد که تاثیر آنها به مرحله برگشت ناپذیر رسید. دیگر اینکه به محض اطلاع از این فرآیندهای تدریجی، هر کدام از سازمان‌ها و نهادهای مسئول از مسئولیت قانونی خود در برابر این تغییرات آگاه شوند و متناسب با آن واکنش نشان دهند. اساسا سرعت واکنش در برابر تغییرات تدریجی یکی از مهمترین شاخص‌های سنجش تاب آوری یک سرزمین است. و در نهایت اینکه هر چه کشورها کمتر وابسته به منابع طبیعی باشند کمتر از تغییر اقلیم آسیب می‌بینند. ایران بر خلاف سوریه و افغانستان به خاطر خشکسالی بلند مدت دچار ناپایداری سیاسی-اجتماعی نشده است، زیرا خیلی پیشتر از خشکسالی به خاطر وابستگی تدریجی به اقتصاد نفتی سهم کشاورزی و دامداری قدم به قدم در تولید ناخالص ملی ایران عقب نشسته و ایران اکنون خیلی کمتر از دو کشور مذکور به این دو حوزه وابسته است.

اما در نهایت اگر نگاهی به نقشه جهانی آسیب پذیری در برابر تغییر اقلیم بکنیم متوجه می‌شویم که به واقع این همان نقشه پایداری سیاسی اقتصادی است. در نهایت دموکراتیک ترها و مرفه ترها کمتر آسیب می‌بینند و فقیرترها و نابسامان ترها و استبدادزده ترها سریع‌تر و بیشتر دچار آسیب می‌شوند. به همین خاطر است که شماری از کارشناسان اعتقاد دارند به واقع تلاش برای مهار اثرات تغییر اقلیم همان تلاش برای کاهش فقر جهانی است. حتی گفته می‌شود صد میلیارد دلار مصوب توافقنامه پاریس اگر صرف کاهش فقر جهانی شود در نهایت تاثیر بیشتری در بهبود چشم انداز جهان خواهد داشت چون هم جهانی برابرتر و متوازن تر ایجاد می‌کند و هم به همین شکل باعث مهار گرمایش جهانی می‌شود.

همواره گفته می‌شود که اگر چه یک عبارت در حوزه علوم محض یعنی دی اکسید کربن و فرآیند تولید و انتشار آن، جان ماجرای گرمایش جهانی را تشکیل می‌دهد، اما عملا وقتی که داریم درباره سیاست‌های مهار تغییر اقلیم حرف می‌زنیم، بیشتر در باره سیاست و اقتصاد و فرهنگ حرف می‌زنیم. تغییر اقلیم به تدریج همه مسائل زندگی ما را در بر می‌گیرد.