دولت روحانی در آموزش عالی چه نقشی میزند

- نویسنده, ابراهیم خندان
- شغل, روزنامه نگار
با پایان انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب آقای حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور، رسانهها دستورکار دولت آینده و اولویت های اجرایی او را به بحث گذاشته اند.
خبرگزاری دانشجویان ایران با جمع آوری مجموعه وعدههای آقای روحانی در باره دانشگاهها، نوشته است که"اکنون پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهور دولت بعدی بزرگترین انتظاری که مردم و جامعه دانشگاهی از وی خواهند داشت، این است که وعدههای انتخاباتی خود را از یاد نبرد و نقشه مسیر حرکت دولت بعدی را در راستای همین وعدهها ترسیم کند".
برخی از مطالبات مطرح شده عبارتند از حل مشکلات ارزی دانشجویان، ایجاد ارتباط بین دانشگاه، صنعت و تولید، و افزایش کیفیت دانشگاههای دولتی کشور.
مشکل ارزی دانشجویان خارج از کشور
با کاهش ارزش ریال، مشکلات زیادی گریبانگیر بخشهای مختلف جامعه شد و از آن جمله مشکل تامین ارز برای دانشجویان شاغل به تحصیل در خارج از کشور. این دانشجویان به دو دسته عمده تقسیم میشوند؛ دانشجویان بورسیه که هزینه تحصیل و اقامت آنها بوسیله دولت یا نهادها تامین میشود و دانشجویان آزاد که هزینههای مرتبط با تحصیل را خود پرداخت میکنند.
حل مسئله ارزی دانشجویان شاغل به تحصیل در خارج از کشور با شرایط مالی امروز کشور بسیار مشکل به نظر می رسد. شاید یک محاسبه ساده بتواند کمی ابعاد مسئله را روشنتر کند. اگر تعداد دانشجویان آزاد را در کمترین تقریب پنجاه هزار نفر بگیریم و هزینه تحصیل و زندگی آنها را بطور متوسط سالانه چهل هزار دلار تخمین بزنیم، دولت باید سالانه دو میلیارد دلار را صرف این مسئله کند؛ مبلغی که محل تامین و همینطور بازده آن نامعلوم است.
کارشناسان مسائل آموزشی معتقدند که درباره دانشجویان بورسیه همانطور که دولت آقای احمدی نژاد چارهای به جز تامین منابع لازم مالی و پرداخت هزینههای دانشجویان بورسیه نداشت، دولت آقای روحانی نیز باید ارز این گروه از دانشجویان را به هر طریقی پرداخت کند و شاید تنها تغییراتی در جزئیات اجرایی را شاهد باشیم.
در باره مشکل دانشجویان آزاد، آقای روحانی آنها را به دودسته دانشجویان مقطع کارشناسی و پایینتر، و کارشناسی ارشد به بالا تقسیم کردهاند و برای هر گروه راهی را پیشنهاد دادهاند.
آقای روحانی در باره دانشجویان مقاطع پائین تر از کارشناسی ارشد گفتهاند که "برنامه دولت تدبیر و امید آن است که دانشجویان دوره کارشناسی که برای ادامه تحصیل در خارج از کشور مشکل دارند، بتوانند به داخل برگردند و ادامه تحصیلشان در دانشگاههای داخل کشور باشد، چرا که ظرفیت کافی برای جذب آنها وجود دارد"
به نظر میرسد این سیاست ادامه سیاست دولت آقای احمدی نژاد در این زمینه باشد. به بیان دیگر این دانشجویان از حمایتی در خارج از کشور برخوردار نخواهند شد و باید قید حمایتهای دولتی را بزنند.
مسئله دانشجویان مقاطع بالاتر کمی پیچیدهتر به نظر میرسد. پس از شروع بحران ارزی، بحثی در بین مدیران و کارشناسان آموزش عالی پیش آمد که به چه دلیلی باید از دانشجویان آزاد حمایت کرد در حالی که این دانشجویان هیچ تعهدی نسبت به بازگشت به کشور ندارند و پرداخت ارز دولتی به آنها به معنای هزینهای بدون بازگشت است.
از سوی دیگر برخی نیز استدلال میکردند که در ایران ظرفیت لازم برای پذیرش این دانشجویان وجود ندارد و کشور نیز به تخصصهای جدید نیاز دارد پس ما باید بگونهای رفتار کنیم که این دانشجویان پس از پایان تحصیلات به بازگشت به کشور تشویق شوند. آقای روحانی در این زمینه گفتهاست که "دانشجویانی که در دوره کارشناسی ارشد و دکتری هستند، برای به اتمام رسیدن درسشان مشکل ارزیشان حل و فصل خواهد شد، زیرا جذب آنها به داخل کشور بسیار مهم است، بنابراین برنامهای داریم که از تمام متخصصان ایرانی در کشور استفاده شود."
کارشناسان مسائل آموزشی میگویند که ممکن است منظور وی حمایت مالی از برخی از دانشجویان رشته های علمی و فنی دانشگاههای معتبر خارجی در ازای اخذ تعهد مبنی بر برگشت به کشور پس از پایان تحصیلات باشد، طرحی که در دولت آقای احمدی نژاد نیز مطرح شده بود. این سیاست بخش عمدهای از دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی را تحت پوشش میگیرد ولی دانشجویان گروههای تحصیلی علوم انسانی یا هنر با توجه به سیاستهای کلی نظام نباید چندان به اینکه از آنها حمایتی بعمل آید خوشبین باشند.
صنعت و تولید و ارتباط آن با دانشگاه
بحث ارتباط صنعت و دانشگاه از ابتدای تاسیس دانشگاهها تا کنون در ایران مطرح بوده و در بعضی از مقاطع نیز بطور جدی پیگیری شده است. کارشناسان یکی از نتایج درخشان این ارتباط را دستاوردهای مهم دفاعی ایران در طی جنگ ایران و عراق میدانند. آنها در همان حال معتقدند که این موفقیت یا موفقیتهای امروز ایران در صنعت هوا فضا یا فناوری هستهای، حاصل درخواست مستقیم صنعت از دانشگاهها یا بازاریابی دانشگاهها در صنعت در کشور نبوده است و این الزام و فشار دولت بوده که چنین ارتباطی را فقط در شاخههای مورد علاقه حکومت بوجود آوردهاست که متاسفانه ارتباطی پایدار هم نیست.
البته همکاریهای جسته و گریختهای بین دانشگاه و صنعت هم وجود دارد که شامل طراحی یک روند یا وسیله برای حل یک مشکل صنعتی یا تامین ابزاری که تامین آن به دلیل تحریم ممکن نیست. ولی این به معنای ارتباط سازمان یافته دانشگاه و صنعت نیست.

در این میان تعریف علم و وظایف تعریف شده برای دانشگاه از یک سو و ضعف و ناتوانی صنایع کشور در تشکیل بخشهای تحقیق و توسعه که لازمه ارتباط با دانشگاه است از سوی دیگر، اجازه ندادهاند که ارتباطی معنا دار بین دانشگاهها و صنایع در ایران شکل بگیرد. دولتمردان و صنایع در بهترین حالت دانشگاهها را تربیت کننده نیروی انسانی مورد نیاز خود قلمداد کردهاند و حتی به همین منظور دانشگاههای خاصی (دانشگاههای علمی کاربردی) هم بوسیله دولت و هم صنایع تاسیس شدهاند.
آقای روحانی نیز برای ارتباط صنعت و دانشگاه در برنامههای خود راه حلهایی را به اشاره ذکر کردهاند که کاربردی کردن دانشگاهها یکی از آنهاست. با اینکه جزئیات طرح وی هنوز روشن نیست اما برخی از کارشناسان معتقدند که از حرفهای آقای روحانی نمیتوان راه حلی برای این ارتباط استنباط کرد.
برای مثال آنها به این گفته رئیس جمهور منتخب استناد می کنند که: "در کشورهای صنعتی ارتباط تنگاتنگی بین این دو مقوله شکل گرفته است که این ارتباط نباید تصنعی باشد، بلکه باید بخش خصوصی و دانشگاههای ما بتوانند منافع مشترک را در این رابطه ببینند، اگر این چنین شد این کار در مسیر خودش قرار میگیرد و برای کشور، علم، دانشگاه، اشتغال جوانان و کیفیت تولیدات ما بسیار مفید خواهد بود. باید هر دو بخش خصوصی و دولتی و دانشگاهها را تشویق کنیم، وقتی که دو طرف احساس کنند با این کار نه تنها مشکل خودشان بلکه مشکل کشور را هم حل میکنند، این رابطه برقرار میشود".
به عقیده کارشناسان این گزارهها ممکن است درست و منطقی باشند ولی با توجه به ساختار صنعت و کشاورزی در ایران نمیتوان آنها را به عنوان یک سیاست دید. به گفته آنها اول باید صنعت به معنای واقعی آن پا بگیرد تا برای حل مشکلات آن به منافع مشترک اقتصادی از همکاری اشاره کرد.
افزایش کیفیت دانشگاهها
از وعدههای رئیس جمهور منتخب افزایش کیفیت دانشگاهها بوده است. اینکه از دید وی افزایش کیفیت چه معنایی دارد و چگونه میتوان به آن دست یافت هنوز روشن نیست. ولی اگر یکی از پارامترهای رشد کیفی دانشگاهها را ارتقا سطح آموزش و تربیت دانشجویان دکتری بدانیم، از دید کارشناسان با توجه به امکانات و توانایی کشور، رشد کمی دورههای دکتری در کشور مانع رشد کیفی آن خواهد بود.
برای مثال سعید سهراب پور، قائم مقام بنیاد ملی نخبگان، رشد بی رویه در مقطع دکتری را یکی از چالشهای دولت آینده میداند و معتقد است که افزایش دانشگاههای کشور و همچنین گسترش بی رویه دورههای دکتری بدون در نظر گرفتن امکانات، هیئت علمی و تجهیزات از انتقاداتی است که به دولت دهم در زمینه آموزش عالی وارد بوده است. از دید وی همه گیر شدن تب ادامه تحصیل در مقطع دکتری و دامن زدن دولت به آن یک پدیده فرهنگی و فقط مخصوص ایران است که در آینده نزدیک باعث افت کیفی آموزش عالی در کشور میشود.
به بیان دیگر با توجه به ظرفیت دانشگاههای کشور، آقای روحانی یا باید توسعه کمی دورههای دکتری را متوقف کنند یا از قید ارتقا کیفیت تربیت مدرس و در نهایت ارتقا کیفیت دانشگاهها بگذرند. دیگر سیاستهای ارتقا کیفی نیز ممکن است با چنیت تناقضهایی روبرو باشد که به دلیل نامشخص بودن آنها نمی توان در باره آنها سخن گفت.











