|
"بم تا ده سال ديگر هم ساخته نمی شود..." | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه سال پيش، ۵ دی ماه ۱۳۸۲، زمين زير پای بمی ها لرزيد. به قول محلی هايی که از حادثه جان به در بردند، بم با خاک يکسان شد و تاريخ بم همراه ارگ قديم ۳۰۰۰ ساله اش، ويران شد. امروز در سومين سالگرد زلزله بم، سوالات بيشماری بی جواب مانده اند. مردم بم پس از سه سال، چگونه زندگی می کنند؟ خانه های تازه ای که ساخته شده، چگونه آن ها را از حوادث آتی محافظت خواهد کرد؟ کودکان و زنانی که بازمانده های آسيب ديده تر شهر به حساب می آيند، چگونه روزگار بعد از بحران را می گذرانند؟ چهره عمومی شهر که با خيابان ها و مغازه های حاشيه آن ديده می شود، چه وضعی دارد؟ بخش اول "مغازه مال خودم است ولی زمين اش، اجاره ای است." محمد، که در يک کانکس در يکی از خيابان های مرکزی بم، شيرينی فروشی دارد، درباره مغازه ای که مال خودش است می گويد: "دو تا کانکس به جای خانه مان که تخريب شده بود، داده بودند. يکی اش را آورده ام اينجا مغازه اش کردم." او درباره ساخت مغازه به جای کانکس می گويد: "پيش از اين، در خيابان تختی بوديم. گفتند آقای احمدی نژاد می خواهد بيايد. برای همين خيابان را خلوت کردند تا برای ساخت خيابان و مغازه هايش، بودجه بگيرند. بودجه را گرفتند، ولی خيابانی ساخته نشد. الان آن منطقه متروکه شده است."
محمد به همراه تعدادی از اقوام بازمانده اش در بم به تجارت مشغول است. اما خودش از کاری که می کند راضی نيست: "گفتند بيا جواز بگير، در شهر خودت کار و کاسبی راه بيانداز. وام بهت می دهيم و کمکت می کنيم. من همه کارهای مربوط به جواز کسب و کار را کردم، اما آن ها چيزی ندادند، خودم کاری را که می بينيد دست و پا کردم. آنها فقط شعار می دهند. موقعی که خواستم بروم وام بگيرم، گفتند تو ۸۳ ای هستی، يعنی بعد از زلزله آمده ای جواز گرفته ای، بهت وام نمی دهيم." "آن ها" از نظر محمد، "دولت" است. او که پيش از زلزله در يک شرکت گاز در کرمان کار می کرده، به قول خودش به طور موقت در بم مانده است و شايد به زودی از بم مهاجرت کند. آخرين مشکلی که محمد با آن مواجه است اين است که "گفته اند می خواهيم در اين منطقه مغازه بسازيم، کانکس را جابجا کنيد. اگر يک بار ديگر کانکس را جابجا کنيم، از بين می رود. تازه، برداريم کجا برويم؟ خوب، بسازيد، به ما هم اين امکان را بدهيد که برويم داخل مغازه کار کنيم." او در حال حاضر، ماهی ۵۰ هزار تومان اجاره زمين خالی می دهد. کاسب های مال باخته "هشت باب مغازه داشتم که چهار تاش را اجاره داده بودم، دو تاش خالی بود و دو تاش هم دست خودم بود که لوازم خانگی می فروختم. در زلزله همه اش رفت زير آوار." کم نبودند از شهروندان بمی که مانند داريوش، همه هستی شان را در زلزله از دست داده اند. اين افراد، بعد از حادثه، اوضاع روحی مناسبی نداشتند و تا مدت ها بعد از آن نتوانستند برای ساخت و ساز مغازه و خانه خود اقدام کنند: "من تا دو سال بعد از زلزله در بم نبودم. بعد از دو سال آمدم، خانه خودم را به خودم نمی دادند. حالا که خانه ام مشخص شده، وام نمی دهند بسازم، می گويند چرا در اين سه سال نيامدی؟ نمی فهمند که ما بدبختی داشتيم." او طی اين دو سال، در جيرفت، با دخترش زندگی می کرده است.
داريوش می گويد: "بعد از يک عمر کاسبی، حالا با تاکسی، مسافر کشی می کنم." و مشکل ديگری هم دارد: "بعد از مدتی که پروانه ساخت مغازه ام را گرفتم و هزينه های مربوط به نقشه کشی و شهرداری برای صدور پروانه را هم کامل پرداختم، می گويند بايد نامه ای از ميراث فرهنگی بياوريد. در اداره ميراث هم می گويند بايد ارتفاع ساختمان ات را حدود دو متر کم کنی، در حالی که من عوارض کل ساختمان را پرداخت کرده ام. آيا ميراث فرهنگی، عوارض من را بازپرداخت می کند يا به من خسارت می دهد؟" حميد هم که در مسير فرودگاه تا شهر، به مسافر کشی مشغول است، قبلا فروشگاه مواد غذايی داشته است: "در زلزله سه تا بچه ام از بين رفتند. خودم هم کمرم آسيب ديد. قبل از زلزله، ماشين داشتم و در مغازه مواد غذايی خودم کار می کردم. حالا بايد روی ماشين مردم کار کنم." او درباره کمک های دولت به زلزله زده های بم می گويد: "وام زياد ندادند. اما آن اوايل، کنسرو و مواد خوراکی می دادند." اگر به عنوان يک مسافر تازه وارد، از او درباره وضع شهر سوال کنيد، اولين چيزی که می گويد اين است: "در شهر، مغازه خيلی ساخته نشده است. اغلب افراد، هنوز در کانکس به خريد و فروش اجناسشان مشغول اند." صادق، با چهره آفتاب سوخته اش، درباره وضعيتش می گويد: "بعد از دو ماه که از بيمارستان مرخص شدم، آمدم ديدم نه خانه ای هست نه کارگاهی." او پيش از زلزله، کارگاه خياطی داشت: "بعد از زلزله حتی چرخ های خياطی ام را هم در زير آوار پيدا نکردم. هر چه هم مانده بود، دزديده بودند." او که الان روی لودرهای خاک برداری در ارگ قديم کار می کند، در باره وضعيت کاری امروزش می گويد: "الان هر کاری باشد انجام می دهم. يک پسر داشتم که همراه همسرم، در زلزله، کشته شد. هيچ قوم خويش درجه يکی هم در بم ندارم." ‘شهر، ديگر جلوه ای ندارد’
حميدرضا، شهروند بمی که بازنشسته آموزش و پرورش است، درباره وضع عمومی ساخت و ساز در شهرش می گويد: "ظاهر و جلوه شهر به واحدهای تجاری آن وابسته است. چون آنها ساخته نشده، ساخت و ساز در بم خودش را نشان نمی دهد. در مرکز شهر، تعدادی خانه ساخته شده، البته نه زياد، ولی ساخته شده است." آمارهای غير رسمی حاکی اند که ۴۲۰۰ واحد صنفی پروانه دريافت کردند، اما تنها ۶۰۰ – ۷۰۰ کانتينر برای ارايه خدمات اين واحد ها موجود بود. بنابراين بعضی از کسبه با اسکلت های فلزی، کانتينری برای خودشان ساختند. به نظر مرتضی، شهروند بمی که به فعاليت توليدی مشغول است: "کندی ساخت و ساز اين واحد ها و ناتوانی اصناف در اسکان مناسب، چند دليل اصلی دارد. افزايش قيمت محصولات و خدمات وابسته به بازسازی به دليل تقاضای زياد، يکی از اين دلايل بود. نبود قوانين در ماه های اول که هنوز هم ادامه دارد، دليل ديگری بود که باعث شد فعاليت های مرتبط با گرفتن مجوزهای ساخت و ساز با کندی زيادی دنبال شود." عباس، يکی ديگر از ساکنان بم در مورد برنامه های دولت برای بازسازی منطقه ای که در آن کار می کند می گويد: "برای اين جا فعلا قصد ندارند که مغازه هاش رو درست کنند. در مرکز شهر دارند کمی درست می کنند، اما ديگر به خيابان های فرعی نرسيده اند."او از تصور اين که هنوز بعد از سه سال برنامه ای برای بازسازی در کار نيست خنده تلخی می کند. مغازه عباس نزديک ميدانی است که ساختمان فرمانداری در آن واقع شده است." |
مطالب مرتبط مهار نا آرامی های قومی؛ برخورد قهری يا تغيير رويکردهای حاکميت؟ 14 مه، 2006 | ايران مراسم يادبود قربانيان زمين لرزه بم برگزار شد25 دسامبر، 2004 | ايران بم يک سال پس از زمين لرزه24 دسامبر، 2004 | ايران ارزيابی رئيس سازمان بهداشت جهانی از بازسازی بم13 اکتبر، 2004 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||