|
"بم تا ده سال ديگر هم ساخته نمی شود..." - بخش دوم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه سال پيش، ۵ دی ماه ۱۳۸۲، زمين زير پای بمی ها لرزيد. به قول محلی هايی که از حادثه جان به در بردند، بم با خاک يکسان شد و تاريخ بم همراه ارگ قديم ۳۰۰۰ ساله اش، ويران شد. امروز در سومين سالگرد زلزله بم، سوالات بيشماری بی جواب مانده اند. مردم بم پس از سه سال، چگونه زندگی می کنند؟ خانه های تازه ای که ساخته شده، چگونه آن ها را از حوادث آتی محافظت خواهد کرد؟ کودکان و زنانی که بازمانده های آسيب ديده تر شهر به حساب می آيند، چگونه روزگار بعد از بحران را می گذرانند؟ چهره عمومی شهر که با خيابان ها و مغازه های حاشيه آن ديده می شود، چه وضعی دارد؟ بخش دوم: مادر آن قدر جان نداشت، که پدر مرد! "من و بچه ها موقع زلزله بم نبوديم. بابای بچه ها، زير آوار کشته شد. خودم از ناحيه پا معلوليت مادرزاد دارم، اما الان ناچارم در يک آشپزخانه کار کنم. اگر کار نکنم از گشنگی می ميريم. حقوقی که بهزيستی قرار بود به ما بدهد، حدود يک سال است به دستمان نرسيده است." اين ها حرف های فاطمه است که در اثر زلزله سه سال پيش، همسرش را از دست داده و اين مدت را در قطعه ای از زمين خانواده شوهرش، با چهار فرزندش در يک کانکس زندگی می کند. به عقيده کارشناسان، زنان، کودکان و معلولين حرکتی، آسيب ديده ترين افراد در زلزله ويرانگر سال ۱۳۸۲ در بم بودند. اکنون پس از سه سال، هنوز اين گروه ها، مشکل دارترين افراد در شهر زلزله زده بم هستند.
"وقتش است که دولت برنامه دقيقی برای مواجهه با مشکل آسيب ديدگان اجتماعی در نظر بگيرد. در حادثه بم، مديريت منسجمی برای مواجهه با فاجعه وجود نداشت. اين موضوع باعث شد، بودجه و امکاناتی که در اختيار بود، حيف و ميل شود. همچنين بايد بودجه مستقلی برای زنان و کودکان آسيب ديده در نظر گرفته می شد تا اين مبلغ صرف هيچ اقدام ديگری نشود." عزيزپناه، يکی از اعضای انجمن دفاع از حقوق کودک، با بيان اين مطلب، درباره اقداماتی که توسط اين انجمن در بم صورت گرفته می گويد: "يک مرکز به عنوان خانه کودک، در ورودی کرمان به بم تاسيس کرديم. اين مرکز به کتابخانه، مجموعه ورزشی و مرکز آموزش عکاسی و ... مجهز است. همچنين در اولين عيد بعد از زلزله، برای تعدادی از بچه ها برنامه داشتيم. روز جهانی کودک را هم برای بچه ها جشن گرفتيم. در حال حاضر هم مراکز مراقبت از کودکان و هم خانه کودک، همچنان به کار خودشان ادامه می دهند." به گفته عزيز پناه، اين انجمن غير دولتی، به دليل محدوديت منابع، فعاليت های خود را در بم کاهش داده است. طرح های کوتاه مدت عباس سبزواری، که سال گذشته انجمن همراهان بم، را تاسيس کرد، درباره اقدامات مرتبط با حمايت از آسيب ديدگان اجتماعی زلزله بم می گويد: "تنها گروهی که چند هفته بعد از زلزله، دست به کار رسيدگی به مشکلات روانی - روحی مردم بم شد، گروهی بود که از حمايت مالی يونيسف برخوردار بود." به گفته اين شهروند بمی: "کارهای يونيسف به لحاظ کمی خوب است اما به لحاظ کيفی نظارت هوشمندانه ای بر آن ها صورت نگرفت. به همين دليل، بازخورد عملی اقدامات روان درمانی آن ها ملموس نيست." طيبه دهباشی، مددکار اجتماعی هم با اشاره به اين که بعد از زلزله، انجمن های مختلف غير دولتی غير محلی ايرانی يا خارجی، فعاليت های پراکنده ای را برای کمک رسانی به ساکنان بم انجام دادند، معتقد است: "هيچ برنامه ای برای جايگزينی آن ها با گروه های محلی وجود نداشت، انجمن های خارجی بايد در تاريخ مشخصی بم را ترک می کردند. بعد از آن، هيچ گروهی جايگزين آنان نشد. گروه هايی هم که از ساير نقاط کشور برای کمک رسانی آمده بودند، ناچار بودند بعد از مدتی، به مراکز اصلی خود بازگردند." "به عنوان مثال در مورد بيماران ضايعه نخاعی، گروهی اقدام به فعاليت کرد و ابزارهای پزشکی زیادی با خود آورد و لوازم پزشکی و تجهیزات مختلف مورد استفاده در منازل را عرضه کرد. بعد از اين که اين گروه از ايران رفت، خدمات آن ها هم قطع شد و نيازمندان به خدمات آن ها که خانه نشين بودند، ديگر نتوانستند از آنها استفاده کنند. وقتی هم سوال می شد که چرا هيچ کس برای اين افراد کاری نمی کند؟ می گفتند، طرح يکساله بوده است."
وی درباره وضعيت فعلی کمک رسانی به بم می گويد: "الان يونيسف کمک هايش را از طريق ارگان های دولتی به مردم ارايه می دهد و ما نگرانيم که باز هم، همان اتفاق بيافتد." عضو يکی از انجمن های فعال محلی که نخواست نامش فاش شود، می گويد: "کودکان، زنان و آسيب ديدگان جسمی زلزله مانند افرادی که قطع نخاع شده اند، گروه هدف سازمان بهزيستی ايران به شما می روند. قرار بود از طرف اين سازمان، مقرری نقدی ماهانه ای به اين افراد پرداخت شود. متاسفانه اين مستمری ، با اين که رقم زيادی نيست، اما باز هم با تاخير زياد پرداخت می شود. به عنوان مثال در برخی موارد مستمری سال ۸۳ در فروردين ۸۴ پرداخت شد. حتی گزارش شده است که برخی از آسيب ديده ها، ۱۸ ماه است که مستمری دريافت نکرده اند." بازگشت به زندگی! وی درباره آماری که از آسيب ديده ها وجود دارد، می افزايد: "کودکان بی سرپرستی که پيش از زلزله در بهزيستی بم پرونده داشتند، ۱۸۰ نفر بودند، اما بعد از حادثه تعدادشان به بيش از ۵۰۰۰ نفر بالغ شده است. تعداد زنان سرپرست خانوار هم در حال حاضر بالغ بر ۲۵۰۰ نفر است." اين کارشناس معتقد است: "کمک هايی که تا کنون به مردم بم شده، تنها آن ها را زنده نگه داشته است. در حالی که ما بايد کاری کنيم که آن ها به زندگی برگردند." زهرا که بعد از زلزله با چهار بچه تنها مانده، درباره کمک رسانی دولت می گويد: "مقرری ام از طريق بهزيستی نمی رسد. می گويند پرونده ات ناقص است. خودم کار می کنم و ۹۰ هزار تومانی دستم را می گيرد." او در حالی که از سال های رفته با ناراحتی ياد می کند، اميدی هم به آينده ندارد: "حتی اگر همسرم در زلزله خانه نشين شده بود، ولی بود، خوب بود. الان تنهای تنها شده ام. البته شايد قسمت ما اين طور بوده." او که هم اکنون با بچه هايش در کانکس زندگی می کند، جز چند دست رختخواب، چيز بيشتری از زير آوار سالم بيرون نياورده و مابقی وسايل خانه اش را از بهزيستی گرفته است. با اين حال کسانی هم هستند که خودشان سالم اند و خانواده شان هم در شرايطی نيستند که بتوانند از کمک های دولتی استفاده کنند.
شراره، دختر بيست و سه ساله ای که در يک مغازه مشغول کار است، درباره وضع خانوادگی شان می گويد: "پدرم پيش از زلزله، خريد و فروش خرما می کرد. در جريان زلزله، کمرش شکست و ديگر نمی تواند کار کند. الان من برای خانه کار می کنم." به عقيده خانم دهباشی، مددکار اجتماعی، نبود مقرری ماهانه و دير پرداخت آن، اولين اثری که می گذارد، ايجاد نگرانی دايم برای کسانی است که امروز و بدون داشتن تجربه قبلی، نان آور خانه شده اند. وضع آسيب ديده های جسمی هم بهتر از زنان و کودکان نيست. حسين که قبل از زلزله تازه در يک نانوايی به کار مشغول شده بود، در حالی که هنوز از درد پای چپ می نالد، می گويد: "زير آوار له شدم، بدبخت شدم، حيرون شدم. الان هيچ کاری نمی توانم بکنم. قبل از زلزله شاطر بودم . کاش می توانستم بروم سر کار." وضعيت روحی او چندان مناسب نيست و از اين که از طرف بهزيستی برای درمان او نيامده اند شکايت دارد: "حسين بميره. ۵ ماهه اينجام . تازه از تصادف بلند شده بودم و کار پيدا کرده بودم که رفتم زير آوار. قبلش بروات بودم، شهر چسبيده به بم. دايی ام بهزيستی است، من را آورد اينجا. قرار بود ديروز آمبولانس بياورند ببرندم فيزيوتراپی بهزيستی که نبردند." او در حال حاضر در محل استقرار انجمن ضايعه نخاعی بم اقامت دارد. |
مطالب مرتبط مهار نا آرامی های قومی؛ برخورد قهری يا تغيير رويکردهای حاکميت؟ 14 مه، 2006 | ايران مراسم يادبود قربانيان زمين لرزه بم برگزار شد25 دسامبر، 2004 | ايران بم يک سال پس از زمين لرزه24 دسامبر، 2004 | ايران ارزيابی رئيس سازمان بهداشت جهانی از بازسازی بم13 اکتبر، 2004 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||