غیاب ائتلاف ۵ نفره از انتخابات؛ حذف راست سنتی؟

- نویسنده, مینو آشتیانی
- شغل, روزنامهنگار
"هدف همه ما خدمت به اسلام و مردم عزیز ایران است و نباید افتخار خدمتگزاری را با هیچ چیز دیگری مبادله کنیم. در این راه اینجانب تمام مساعی خود را جهت همراهی و همکاری با جنابعالی به کار خواهم گرفت." (۳ خرداد ۱۳۷۶ - پیام تبریک علیاکبر ناطقنوری به محمد خاتمی)
با پیروزی محمد خاتمی با ۲۰ میلیون رای در هفتمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ایران، محافظهکارانی که پس از پایان جنگ و مرگ آیتالله خمینی تلاش می کردند همه نهادهای حکومتی را در اختیار بگیرند، قوه مجریه را به رقیب اصلاحطلب واگذاردند.
از آن پس روندی آغاز شد که طی آن نقش محافظهکاران سنتی به مرور در عرصه سیاست ایران کمرنگ شد. نه تنها دولت، مجلس و شوراها تا مدتی به تصرف اصلاحطلبان در آمد، بلکه بخش سنتیتر جناح راست حتی در خود طیف محافظهکار نیز به حاشیه رانده شد.
افول تدریجی راست سنتی تا جایی پیش رفته است که این طیف نتوانسته نامزد خود را در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو داشته باشد.

محمدرضا باهنر، مصطفی پورمحمدی، حسن ابوترابیفرد، منوچهر متکی و یحیی آلاسحاق ائتلافی را تشکیل داده بودند که بنا بود یکی از آنان در انتخابات باقی بماند. از این میان حسن ابوترابیفرد و منوچهر متکی برای نامزدی ثبتنام کردند که آقای ابوترابیفرد انصراف داد و آقای متکی نیز رد صلاحیت شد.
آبادگران ایران اسلامی
دومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال ۱۳۸۱ شاید اولین نقطهای بود که در آن راست سنتی ابتکار عمل را از دست داد و بخشهای تندروتر دست بالا را پیدا کردند.
البته پیش از آن تشکیل گروههایی مانند انصار حزبالله و یا جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نشان میداد که اختلافهایی جدی درون طیف محافظهکار وجود دارد، اما در این انتخابات برای اولین بار چهرههای قدیمی و سنتی راست به حاشیه رانده شدند و گروهی با عنوان آبادگران ایران اسلامی از این جناح پا به عرصه گذاشت.
دومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا یکی از آزادترین انتخاباتی بود که در ایران برگزار شد، هرچند که مشارکت رایدهندگان در آن انتخابات به شدت پایین بود. تا جایی که در شهر تهران حدود یک سوم رایدهندگان دوره اول انتخابات شوراها در این دوره شرکت کردند.
آبادگران ایران اسلامی در این انتخابات پیروز شدند و در تهران محمود احمدینژاد را به عنوان شهردار برگزیدند.
بیش از یک سال بعد محافظهکاران به کمک ردصلاحیت گسترده نامزدهای اصلاحطلب توسط شورای نگهبان به راحتی اکثریت کرسیهای مجلس را از آن خود کردند.

'مردی از جنس مردم'
در سال ۱۳۸۳ محافظهکاران گروهی مشورتی با عنوان "شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی" تشکیل دادند که بنا بود نامزد مورد حمایت محافظهکاران را در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد برگزیند.
این گروه از احمد توکلی، محسن رضایی، علی لاریجانی، علی اکبر ولایتی و محمدباقر قالیباف دعوت کرد تا برنامههای خود را برای انتخابات ارائه کنند. کمی بعدتر محمود احمدینژاد، شهردار وقت تهران نیز به این جمع پیوست.
اما آقای احمدینژاد پس از مدتی راه خود را جدا کرد. او در نامه به علیاکبر ناطقنوری نوشت: "خوف آن دارم که حضور زودهنگام و اسمی در عرصه تبلیغات انتخاباتی در روند خدمتگذاری در تهران آسیب رساند، بنابراین علیرغم اشتیاق فراوان به دیدار دوستان گرانقدر از حضور در این جلسه معذورم."
راست سنتی در آن انتخابات از علی لاریجانی حمایت کرد، نامزدی که در دور اول تنها حدود یک میلیون و هفتصد هزار رای آورد و ششم شد.
اتفاق غیرمنتظره آن انتخابات دوم شدن محمود احمدینژاد در دور اول بود. آقای احمدینژاد تقریبا در همه نظرسنجیها آخر بود و تصور عمومی نیز این بود که بدنه محافظهکاران از محمدباقر قالیباف حمایت میکند. اما برخلاف همه انتظارات، محمود احمدینژاد از راه رسید و در نهایت اکبر هاشمیرفسنجانی را شکست داد.
کابینه هفتاد میلیونی
انتخابات ۱۳۸۴ بیحرف و حدیث نبود، تا جایی که اکبر هاشمیرفسنجانی گفت بابت مشکلات و نقایص آن "به خدا پناه" میبرد و مهدی کروبی هم در نامه ای سرگشاده به رهبر ایران، فرزند او و سپاه و بسیج را به دخالت در انتخابات متهم کرد. اما به هر حال پیروزی محمود احمدینژاد به هر ترتیبی که رقم خورد، نشانهای روشن از این بود که بخش سنتیتر محافظهکاران در مقابل تندروها موقعیتی حاشیهای پیدا کرده است.
آقای احمدینژاد در کابینه خود به جز منوچهر متکی، مصطفی پورمحمدی و محمد جهرمی کمتر از چهرههای نزدیک به راست سنتی استفاده کرد. این سهم در دولت دوم او کمتر هم شد.
در سال ۱۳۸۶ و برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم، محمود احمدینژاد گروهی با عنوان "جبهه متحد اصولگرایان" تشکیل داد که شامل نمایندگان راست سنتی (جبهه پیروان خط امام و رهبری، گروههای نزدیک به موتلفه) و چهرههای برجسته محافظهکاران (همچون احمد توکلی و علیاکبر ولایتی) بود.

علاوه بر اینها چهرههای نزدیک به "آبادگران" و "رایحه خوش خدمت" و همچنین بخشهای جوانتری از محافظهکاران که بسیاریشان سابقه نظامی دارند (جمعیت ایثارگران) در این جبهه بودند.
جبهه متحد اصولگرایان به سادگی اکثریت مجلس هشتم را در اختیار گرفت.
اما سلطه بر همه نهادهای حکومتی به یکدستی و هماهنگی محافظهکاران منجر نشد، برعکس با گذشت زمان تقسیمبندیهای جدیدی در میان محافظهکاران شکل گرفت. سیاستها و اظهارات جنجالی محمود احمدینژاد بیشترین سهم را در شکاف درونی محافظهکاران داشت.
چهرههای راست سنتی زودتر از دیگر گرایشهای محافظهکاران زبان به انتقاد از مواضع جنجالبرانگیز او گشودند. او نیز در مناظره خبرساز سال ۱۳۸۸ با میرحسین موسوی، به حمله شدیدی علیه طیف وسیعی از مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله چهرههای راست سنتی پرداخت.
آقای احمدینژاد پسر علیاکبر ناطقنوری، از رهبران شاخص راست سنتی را به فساد متهم کرد. این اتهام انتقاد جامعه اسلامی مهندسین، به رهبری محمدرضا باهنر را برانگیخت.
متحد در برابر فتنه
اتفاقات سال ۱۳۸۸ شکافی جدی در میان گروههای سیاسی درون جمهوری اسلامی انداخت. اما این اصلاحطلبان بودند که کاملا کنار زده شدند، و محافظهکاران حاکم، از جمله راست سنتی، به رغم انتقادهای جزئی به مواردی محدود، در حمایت از آیتالله علی خامنهای و مقابله با آنچه "فتنه" مینامیدند متحد ماندند.

البته بخشهای تندروی جناح محافظهکار از کسانی چون علی لاریجانی انتقاد میکردند که با صراحت لازم معترضان و رهبران آنها را محکوم نکردهاند.
بعدتر اظهارنظرهای حبیبالله عسگراولادی، مرتضی نبوی و محمدرضا باهنر، که گفتند آقایان موسوی و کروبی را از "سران فتنه" نمیدانند حملات شدیدی را از طرف دیگر محافظهکاران علیه آنان برانگیخت.
به ویژه گفته شد که اگر "جبهه پیروان خط امام و رهبری" میخواهد با دیگر گروههای محافظهکار همکاری کند، باید از اظهارات دبیر خود، آقای عسگراولادی فاصله بگیرد.
با نزدیک شدن به انتخابات ریاستجمهوری این جبهه با نزدیک شدن به جامعه روحانیت مبارز، از پرسابقهترین تشکلهای روحانیون محافظهکار و سنتی، اعلام کرد که از میان ائتلاف پنج نفره یک نامزد برای انتخابات معرفی خواهد کرد.
مصطفی پورمحمدی و حسن ابوترابیفرد از اعضای جامعه روحانیت مبارز بودند، محمدرضا باهنر دبیر جامعه اسلامی مهندسین، منوچهر متکی دبیرکل کانون اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند و یحیی آلاسحاق عضو هیات موتلفه.
سرانجام از میان این پنج نفر حسن ابوترابیفرد برای نامزدی انتخاب شد، اما علاوه بر او منوچهر متکی هم برای نامزدی در انتخابات ثبتنام کرد.
با بالا گرفتن شایعاتی مبنی بر رد صلاحیت آقای ابوترابیفرد و درخواست نمایندگان مجلس از او برای "ادامه خدمت در مجلس" او پیش از اعلام اسامی نامزدهای تایید صلاحیتشده انصراف داد. منوچهر متکی هم توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد.
حضور در متن، اما در حاشیه
با این همه راست سنتی هنوز از حضور در انتخابات ریاستجمهوری به طور کامل ناامید نیست. علیاکبر ولایتی، یکی از نامزدهای ائتلاف سه نفره، عضو جامعه اسلامی پزشکان بوده است که یکی از تشکلهای عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری است.
علاوه بر این، راست سنتی فارغ از این که چه کسی رئیسجمهور آینده ایران شود حضوری جدی در نهادهای مختلف دارد.
در انتخابات مجلس نهم، که تقریبا همه گروهها و ائتلافها خود را به ترتیبی "اصولگرا" معرفی میکردند، "جبهه متحد اصولگرایان" که راست سنتی را نیز در برمیگرفت و کسانی چون محمدرضا مهدوی کنی و محمد یزدی رهبران معنوی آن بودند به پیروزی چشمگیری دست یافت.

علاوه بر این اکثریت قاطع مجلس خبرگان در اختیار محافظهکاران سنتی است و تلاشهای راستهای تندرو برای در اختیار گرفتن ریاست این مجلس با شکست مواجه شده است.
مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز نهاد دیگری است که چهرههای برجسته راست سنتی در آن حضور دارند. از همه مهمتر شورای نگهبان است که اغلب اعضای آن را چهرههای محافظهکار سنتی تشکیل میدهند.
اما حضور پرشمار چهرههای محافظهکار سنتی در نهادهای حکومتی نافی تضعیف موقعیت این گروه نیست.
محافظهکاران جدید سعی میکنند با احترام از چهرههای قدیمیتر خود یاد کنند، اما مدتها است که ابتکار عمل را از آنان گرفتهاند.
حزب موتلفه که از قدیمیترین احزاب محافظهکار اسلامگرا است چندی است نقشی جدی ندارد. بسیاری از اعضای بلندپایه جامعه روحانیت مبارز در جلسههای این گروه شرکت نمیکنند. روزنامه رسالت و روزنامه جمهوری اسلامی که روزگاری تریبونهای اصلی راست سنتی بودند، مدتها است کم فروغ شده اند.
در دوره روی کار آمدن اصلاحطلبان، محافظهکاران سنتی در کانون انتقادات اصلاحطلبان و هوادارانشان قرار گرفتند و هواداران جناح محافظهکار نیز آنان را عامل ناکامی خویش میدانستند.
راست سنتی نتوانست سهمی از منابع جدید قدرت، نظیر سپاه و بسیج داشته باشد. ایدئولوژی آنان نه به قدری مبارزهجویانه بود که پشتیبانی هواداران جوان محافظهکاران و آیتالله خامنهای را جلب کند و نه آنقدری میانهروانه بود که جذابیتی برای دیگر گروههای اجتماعی داشته باشد.
محافظهکاران سنتی موفقیت چندانی در پرورش کادرهای جدید و ارائه نسلی تازه از رهبران سیاسی نداشتند. به این ترتیب میتوان شعار "جوانگرایی" را، که مورد علاقه بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی از جمله آیتالله خامنهای است، بیانی محترمانه از به حاشیه راندن پیران محافظهکار دانست.











