روزنامههای تهران، آشتی ملی لازم است یا غیرممکن
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
اکثر روزنامههای امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۴ بهمن از آشتی ملی و طرح پیشنهادی محمد خاتمی نوشته و دلایلی را برشمردهاند که شرایط فعلی کشور ایجاب میکند نوعی همبستگی ملی پدید آید، در مقابل نشریات تندرو با چنین طرحی مخالفت کرده و اصلاح طلبان را خاین لقب داده است.
لزوم جدی گرفتن تهدید ترامپ و احتمال درگیری از جمله مطالبی است که روزنامه های امروز بدان اشاره کرده اند در حالی که روزنامه های تندرو همچنان چنین خطری را انکار کرده و نوشته اند که امریکا امکان حمله به ایران را ندارد.
سفر نخست وزیر سوید به تهران، گرد و خاک در جنوب، برق و بوران در شمال، شهرآورد امروز فوتبال از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

منبع تصویر، Ebtekar
امان از مه و ریزگرد
فرهیختگان در سرمقاله خود نوشته: تصور کنید که صبح از خواب بیدار شوید و مشاهده کنید برق ندارید، شیر آب را که باز میکنید، درمییابید که آب هم قطع شده است. گوشی همراهتان را چک میکنید، میبینید نه آنتن میدهد و نه آنلاین هستید! گوشی خط ثابت منزل را برمیدارید، متوجه شوید که صدای بوق گوشی نیز نمیآید! احتمالا اولین چیزی که به ذهنتان میرسد این است که به سبب تماشای زیاد فیلمهای علمی-تخیلی، در کابوسی در این ژانر دستوپا میزنید.
به نوشته این گزارشگر: به خیابان میروید شهر هم بههم ریخته است، نه پمپ بنزینها، نه عابربانکها، نه ادارات دولتی و نه مدارس هیچکدام فعال نیستند، شهروندان هم حیران و شگفتزده در خیابانها سرگردانند. احتمالا باز با نگرانی به خانه باز میگردید وتلاش میکنید از خواب بیدار شوید، اما آرامآرام درمییابید که کابوسی در کار نیست و این جلوه تلخ واقعیت آن هم در سالهای آغازین هزاره سوم است. این روزها فکر کردن به این اتفاقات هم انسان را مستاصل میکند چه رسد به اینکه بخواهد آن را تجربه کند.
فرهیختگان نوشته: با این حال دیروز بخشی از شهروندان این مرزپرگهر این ماجرا را نه در کابوسهای خود که در دنیای واقعیت تجربه کردند. هموطنانمان در اهواز، کارون، باوی، حمیدیه، دشت آزادگان، شادگان، آبادان، خرمشهر، هویزه و ماهشهر از ساعات ابتدای بامداد همه اتفاقاتی که در ابتدای متن به آن اشاره شد را با هم تجربه کردند. این تجربه آنگاه قابل تاملتر میشود که دریابیم حدود سه هفته پیش نیز مردم این منطقه از کشور -که اتفاقا با توجه به منابع نفتی زیرزمینی، آب شیرین و خاک حاصلخیز یکی از ثروتمندترین نقاط ایران بهشمار میرود- بازهم این تجربه را تکرار کرده بودند و آن زمان نیز حدود ۱۰ ساعت حیران و سردرگم منتظر اقدام عاجل مسئولان امر شدند.
خاک مرده
ابتکار در گزارش اصلی خود نوشته: هم نفس شهر را بریدند و هم آب و برق و تلفن را قطع کردند. ریزگردها باز هم برگشتهاند.
مهمانان ناخوانده که ۱۳ سال است دست از سر خوزستان و مردمانش برنداشته اند. مهاجمان میکرونی هر بار که می آیند تا زندگی مردمان جنوب را فلج نکنند قصد رفتن نمی کنند؛ آنهایی که در طول بیش از یک دهه بسیاری از ساکنان این استان را از خانه و کاشانه خود رانده اند.
این گزارش ادامه داده: بیش از یک دهه است که ریزگردها مهمان ناخوانده ایران شده اند و زندگی مردم ۲۵ استان کشور را به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم تحت تاثیر قرار داده اند. اما در میان این استان ها، مناطقی هستند که بیش از بقیه تحت تاثیرند، آنچنان که زندگیشان با ورود این پدیده مختل می شود. خوزستان یکی از آنهاست. استانی که به دلیل داشتن ذخایر گازی و نفتی باید ثروتمندترین استان ایران باشد اما نیست. دلایل متعددی باعث شده است که خوزستان استان بهره مندی نباشد اما پدیده ریزگردها که رخ می دهد این عدم بهره مندی بیش از پیش خود را نشان می دهد.
محمد باقرزاده در گزارشی در شهروند نوشته: آسمان خوزستان و ریههای ساکنان شهرهای این استان مدتهاست که با گردوغبار آشناست؛ در آخرین مورد و حدود دوهفته پیش، میزان این گردوغبار به ۶۶برابر حد استاندارد رسید تا اثرات آن در این روزها بحران دیگری را برای بیش از چهارونیممیلیون ساکنان این استان رقم بزند. دیروز هم ماجرا از بامداد آغاز شد، زمانی که دستگاههای سنجش هواشناسی میزان مه موجود در هوای اهواز را ٩٧درصد اعلام کردند.
رئیس هیأتمدیره و مدیرعامل شرکت سهامی برق منطقهای خوزستان درباره دلایل قطعی برق در ۱۱ شهر استان خوزستان به «شهروند» میگوید: «همزمانی افزایش مه شدید با گردوغبار، خطوط انتقال برق را از حالت عایق به هادی تبدیل و سیستمهای حفاظتی را فعال کرده و به دنبال آن ٥ نیروگاه خوزستان از مدار خارج میشود.» «محمود دشتبزرگ» ادامه میدهد: «تا زمانی که این دوعامل وجود داشت، امکان برقدارکردن مجدد شبکه وجود نداشت اما با طلوع آفتاب و کاهش سطح غلظت مه، آرامآرام شبکه برق احیا شد، بهطوری که تا این لحظه (عصر شنبه) چهار نیروگاه به مدار بازگشته و یک نیروگاه دیگر در دوساعت آینده به مدار برمیگردد.»
به نوشته این گزارش: استاندار خوزستان در گفت و گو با «شهروند» گفته: دولت وعده داده که هزینه های لازم برای مقابله با گرد و غبار را تامین می کند مدیرعامل شرکت سهامی برق منطقه ای خوزستان در گفت و گو با «شهروند»: امکان قطع مجدد برق در روزهای آینده وجود دارد رئیس دانشگاه علوم پزشکی اهواز در گفت و گو با «شهروند»: موارد بستری ناشی از گرد و غبار، افزایش یافته است
در مقابل تهدیدهای جهانی

منبع تصویر، Shahrvand
ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله همدلی نوشته: قریب به ۸ سال از حوادث سال ۸۸ میگذرد و هیچگونه تهدید داخلی برای نظام متصور نیست. در چنین فضایی بهتر است به دنبال رفع سوءتفاهمات و تلاش برای نزدیکی و قرابت جریانهای سیاسی باشیم؛ این امر محقق نمیشود، مگر اینکه هر دو گفتمان اصلی کشور، با پذیرش بخشی از اشتباهات خود، همزیستی مسالمتآمیز و رقابت در یک فضای سیاسی سالم و اخلاقی را تجربه کنند. وضعیت امروز جامعه، از وضعیت امنیتی خارج شده و بسیاری از مشکلات و مطالبات را میتوان با کمی گذشت و تدبیر حل کرد.
به نوشته سردبیر این روزنامه:چنین مینماید، این روزها بهتر و بیشتر از هر زمان دیگری زمینه برای تحقق آشتی ملی فراهم است و چنانچه هردوجناح سیاسی با درک وضعیت سیاسی کشور و تهدیدهای نظام بینالملل، قائل به درک مشترک و انسجام بیشتری در سیاست داخلی باشند، بسیاری از نگرانیها و تردیدها پیرامون آینده نظام نیز برطرف خواهد شد.
واقعبینی چیست؟
جلال خوشچهره در سرمقاله ابتکار نوشته عده ای معتقدند که باید منتظر بود تا ترامپ در مورد مسایل داخلی آمریکا و اروپا و جهان معلوم شود تا آن زمان باید صبور بود و کمتر صحبت کرد و بیشتر تماشا کرد» اما نگاه تحلیلی دیگری نیز وجود دارد که با بدبینی سیاستهای واشنگتن را در قبال تهران تفسیر میکند. این دیدگاه احتمال برخورد ایران و امریکا را مردود ندانسته و براین باوراست که ترامپ برای ایجاد _ حداقل _ اجماع ملی درباره مشروعیت دولت خود، در کوتاه مدت به دشمن خارجی در دسترس نیاز دارد.
به نظر نویسنده هر دو گمانه واقعبینانهاست اما تهران نباید از آن غافل شود، سیاستی است که توانسته تحریکات دولت تازه کار امریکا را تا حدود زیادی بلاموضوع کند. به عبارت دیگر تهران، دولت ترامپ را به رغم همه رجزخوانیهایش علیه ایران به تعارضات درونی آن واگذارده است.
سرمقاله ابتکار در نهایت نوشته:آنچه در این میان اهمیت دارد، هوشیاری تهران در کاستن از فرصتهایی است که مخالفان ایران را در ایجاد وضعیت دشوار یاری میکند. هر دو رویکرد تحلیلی بالا نباید سبب خوش خیالی و یا بدبینی همراه با واکنش های دفعی شود. مهم مدیریت اوضاع در چارچوب نگاه به عمق منافع ملی است.
ابتکار در مقاله ای نوشته:نکته در خور توجه ای که در بدو امر به ذهن می رسد آن است که مگر کشور گرفتار چه مشکلی است که قرار است،طرح ایده آشتی ملی دوای جمله علت ها و درمان آن باشد؟ البته این پندار و تصور بیشتر از جانب کسانی مطرح می شود که اعتقادی به فضای معطوف به تنش و همچنین وجود مشکلات در فضای سیاسی و اجتماعی عصر حاضر ایران نداشته و اساسا آن را دستاویزی برای ایجاد رخنه از سوی برخی جریان های فرصت طلب و به ظاهر خیر خواه در حصار های ایمان می دانند.
به نوشته این مقاله:ایده آشتی ملی در واقع بینانه ترین شرایط این امکان را برای کنشگران سیاسی و اجتماعی به وجود می آورد که در کنار هم بتوانند بر مشکلات موجود جامعه فایق آیند، چراکه جامعه حال حاضر ایران گرفتار نوعی شقاق و شکاف هایی است که بر هم بار شده اند و فکر اساسی برای مهار و حل آن اتخاذ نشده است. در بعد دیگر واقعیت های موجود بر فضای اجتماعی مبین آن است که جامعه ایرا ن ازمشکلات فراوانی رنج می بردکه درصورت مهارنشدن،ممکن است دیر یا زود به بحران تبدیل شوند.
سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که:در بعد دیگر ضرورت به کار گیری ایده آشتی ملی به واسطه مخاطراتی است که از سوی دولت خام ترامپ و اعضای کابینه جنگ طلبش ایران را تهدید می کند. در این ارتباط طرح ایده ملی این امکان را به وجود می آورد تا خواب ترامپ و کابینه اش نتواند برای میهن ما تعبیر خوشی داشته باشد. مسلماً بی اثر سازی تهدیدات ترامپ که هر روز وارد ابعاد تازه ای می شود، در گرو یکدلی و وفاق توام با خود آگاهی ملی است و ایده آشتی ملی پاسخی به این ضرورت است.
همبستگی با شرایط برد-برد
امیرعباس نخعی در اولین شماره همبستگی که امروز بعد از سال ها دوباره منتشر شده نوشته:«همبستگی» در شرایطی به میان شما میآید که اتحاد یا آشتی ملی لقلقه زبان مسئولان و چهرههای ملی کشور شده است، آن هم در شرایطی که خاورمیانه روزهای سخت و سیاهی را پشت سر میگذارد و در این هنگامه ظهور دوره ترامپیزم در آمریکا نه تنها کمکی بر زخمهای خاورمیانه و به طبع ایران نیست بلکه نمک پاش آن نیز خواهد شد.
سردبیر روزنامه در مقاله خود نوشته: در دوره ریاستجمهوری ترامپ بر آتش تنش میان ایران و آمریکا دمیده خواهد شد اما در عوض اروپا برخلاف سالهای گذشته دوش به دوش ایالاتمتحده نیست . در چنین شرایطی وقتی صحبت از آشتی ملی یا همبستگی ملی میشود قرار نیست با معاندان و کسانی که سلاح در دست دارند متحد شد بلکه گروههای سیاسی تنها بر سر اصول و منافع مردم میتوانند مشی واحدی را به پیمایند و هر جا که احساس کنند هر واقعه یا تصمیمگیری میتواند به نفع برآیند نظرات مردم باشد و کشور را از خطر احتمالی برهاند آنجا تنها نقطه سیبلی است که هر گروه سیاسی باید از منافعش بگذرد تا کشور از دستاندازهای احتمالی رهایی یابد.
مقاله همبستگی به این جا رسیده که: به یاد داشته باشیم اگر ما در عرصه جهانی شرایط برد- برد را برای گفتوگو انتخاب میکنیم و از شرطگذاری پرهیز میکنیم برای گفتمان داخلی نیز به طبع باید از شرطگذاری و خروج از شرایط برد - برد بپرهیزیم تا نتیجه برای همگان باشد نه یک دسته و جناح.
آشتی با خایینان هرگز

منبع تصویر، Noavaran
حسین شریعتمداری چهار روز بعد از اعلام نظر محمدخاتمی و پیشنهاد آشتی ملی و دو روز بعد از برگزاری مراسم سالگرد انقلاب به شدت به طراحان آشتی ملی تاخته و اتهامات پیشین را تکرار کرده که برخی از آنان مطابق اسناد غیرقابل انکار موجود در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی ۸۸ آشکارا نقش پادوهای مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را برعهده گرفته و در پیوند و ائتلاف با همه جریانات و گروههای ضدانقلاب نظیر بهاییها، منافقین، سلطنتطلبها، مارکسیستها، تجزیهطلبها، نهضتآزادیها، ملیگراها، تروریستهای نشاندار نظیر کومهله و حتی عبدالمالک ریگی، مأموریت براندازی نظام را دنبال میکردند. آیا این واقعیت که فتنهگران با صدها زبان و قلم و بدون کمترین پردهپوشی بر آن تاکید ورزیده بودند و تمامی اسناد آن نیز موجود میباشد، قابل انکار است؟
مدیر کیهان بعد از ردیف کردن اتهاماتی که معلوما بدون ذکر منبع و سند به اصلاح طلبان نسبت می دهد نوشته: آیا سران و اصحاب فتنه میتوانند هیچیک از جنایاتی که مرتکب شدهاند و ننگ وطنفروشی در فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸ را انکار کنند؟! اکنون جای این پرسش است که شما جماعت فتنهگر چه نسبت و قرابتی با ملت شریف ایران دارید که از آشتی با آنان دم میزنید؟! و آیا غیر از مجازاتهای سنگین و در مواردی اشدمجازات، عادلانهترین انتظاری نیست که باید داشته باشید؟!
فرصتها را با رقابت كودكانه هدر ندهيم
مجيد انصاري با اشاره به طرح آشتی ملی به جای آن همبستگی ملی را پیشنهاد کرده و در مقاله ای در اعتماد نوشته: همبستگي و اتحاد ملي مقولهاي است كه تقويت آن به صورت يك ضرورت در كشور درآمده است. در شرايطي كه ما در آن قرار گرفتهايم، جريانات و سلايق سياسي از هر جبهه و جناحي كه هستند، اصولگرا و اصلاحطلب، مستقل و غيره، با درك درست از موقعيت كشور و تهديداتي كه دشمنان نسبت به ايران داشته و دارند و وضعيت حساسي كه منطقه ما در آن قرار گرفته، بايد بيش از پيش همدلي، همفكري، هماهنگي و همراهي را در ميان خود افزايش دهند.
معاون حقوقي رييسجمهور در این مقاله تاکید کرده بايد اختلاف نظر و سليقه را در ميدان گفتوگو و تعامل داشته باشيم. هر مقدار كه بتوانيم يكديگر را نسبت به مسائل اصولي قانع كنيم و با هم يك نظر بشويم، به پيشبرد امور كمك خواهد كرد و اگر در اين بين نظرات مختلف هم وجود داشت، ميشود بدون خصومت، دعوا و تقابل كار را پيش برد.
در انتهای مقاله اعتماد آمده: تاكيدات سيد محمد خاتمي و بزرگان اصلاحات هم كه اين روزها روايت ميشود بيشتر به خاطر درك حساسيت مقطع كنوني دكشور و انقلاب است. ما نبايد فرصتسوزي كرده و فرصتهايي كه ميتوانيم با همبستگي و همراهي براي كشور خلق كنيم در اين دايره تنگ بداخلاقيها يا رقابتهاي كودكانه هدر برود.
دربی را ببر، یک فصل بباز
جهان صنعت در گزارشی نوشته:استقلال و پرسپولیس برای بردن مهمترین بازی فصل، اسبشان را زین کردهاند. شهرآورد ۸۴ تهران امروز برگزار میشود. یک بار دیگر تهران شاهد برگزاری سنتیترین جدال فوتبالی بین دو تیم قدیمی و مردمی ایران خواهد بود؛ شهرآورد هشتاد و چهارم پایتخت، امروز در ورزشگاه بزرگ آزادی برگزار میشود و یک بار دیگر شور و هیجان بین هواداران سرخابی ایجاد شده است. کریخوانی و خط و نشان کشیدن برای این بازی، جزو معدود سرگرمیهای جوانان ایرانی است و به همین دلیل آنها تلاش میکنند از این سرگرمی کوتاه اما جذاب، بهترین بهره را ببرند و لحظهای از پرداختن به آن چشم نمیپوشند.
به نظر گزارشگر:تمام شواهد و قرائن حکایت از این دارد که امروز قرار است یک دیدار جذاب و تماشایی برگزار شود مگر آنکه اتفاق خاصی رخ دهد؛ مانند آن چیزی که سالهای قبل و به مدت چند فصل رخ میداد و خون هیجان و جذابیت را از رگهای دربی بیرون میکشید؛ مصلحتاندیشی و محافظهکاری بیمورد و ترس از هیجان اجتماعی.
جهان صنعت در نهایت نوشته:تا مدتها رسم بود که بازیکنان سرخابی را یک یا چند شب قبل از دربی دور یک میز بنشانند و به اصطلاح شام مشترک صرف کنند تا دوستیها به شکل بهتری بینشان شکل گیرد و در دربی اتفاق ناگواری رخ ندهد. نتیجهاش هم تساویهای خستهکننده در بازیهای بیروح و کسلکننده بود.
یک فیلم و اعدام های ۶۷
کبری آسویار در مقاله ای در روزنامه جوان با اشاره به تجلیل از فیلم ماجرای نیمروز در فستیوال فجر تهران که با انتقادهایی روبرو شده و موضوعش درگیری جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق است به تحسین این فیلم پرداخته و نوشته: همين وقايع كه از تير تا بهمن 60 روايت ميشود كافي است كه توسل جمهوري اسلامي به خشونت براي برخورد با منافقين را موجه كند؛ حال همه كشتارهايي را كه در يك فيلمنامه نگنجيده و در طول سالهاي 60 تا 67 هزاران نفر از مردم ايران را به قتل رسانده، اضافه كنيد؛ با عاملان ترورها و ياريكنندگان اين تروريسم گسترده چه بايد كرد؟
نویسنده روزنامه سپاه پاسداران اضافه کرده: امام بعد از هفت سال كه از آغاز مبارزه مسلحانه مجاهدين خلق با مردم و حكومت ايران ميگذرد، دستور اعدام زندانيهاي منافقين را صادر ميكنند. آن هم وقتي كه رسماً با نام «فروغ جاويدان» به كشور حمله ميكنند و مسعود رجوي صراحتاً زندانيان مجاهدين را نيروهاي بالقوه عملياتش ميخواند و آنها هم درون زندان جشن فروغ جاويدان برگزار ميكنند! آن هم باز امام ميفرمايند اگر بر سر موضع خود هستند، در حكم محاربند؛ يعني اگر موضعشان عوض شده كه هيچ، همچنان راه توبه باز است.
جوان در نهایت نوشته: ماجراي نيمروز با نمايش سينمايي فقط چند صحنه از جنايات منافقين، مخاطب را در بهمن 60 و نه تابستان ۶۷ و بعد از عمليات مرصاد، به اين نتيجه ميرساند كه وقتي شما نكشيد، مردم تان كشته ميشوند؛ همان مثال قديمي ترحم بر پلنگ تيزدندان... پس بريزيد و بكشيد؛ آنها زبان انسانيت و شرافت را نميفهمند.
خبرنداری

منبع تصویر، Etemaad
آیدین سیارسریع در صفحه طنز شهرونگ نوشته: در کشور موزامبیک چون ممکن است امید مردم از بین برود هیچوقت مستقیم نمیگویند انجام فلان کار ممکن نیست. یک جملهای اختراع کردهاند که در عین اینکه امید مردم را حفظ میکند، تلویحا میگوید زیاد هم دلتان را صابون نزنید! آن جمله این است: «رفع فلان مشکل نیاز به هماهنگی تمام نهادها دارد.» معمولا هم مردم موزامبیک بعد از شنیدن آن چند ثانیه به مسئول مربوطه خیره میشوند و بعد میگویند «اوکی، بای» و میروند پی ادامه زندگیشان.
با این مقدمه، خبرنگار یکی از خبرگزاریها رفته پیش نایبرئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر پایتخت موزامبیک و پرسیده: بالاخره ایمنسازی ساختمانهای ناامن و فرسوده به کجا رسید؟ و ایشان پاسخ داده: «احتیاج به کمیته مشترکی از شهرداری، نظام مهندسی و قوه قضائیه است.» خبرنگار که فهمید ماجرا از چه قرار است، میخواست «اوکی، بای»اش را بگوید و برود که مسئول مربوطه گفته حالا که تا اینجا اومدی یه مثال هم بزنم بعد برو و در ادامه خاطرنشان کرده: مورد داشتیم شهرداری ساختمان تجاری فرسودهای را پلمپ کرده که بعدا با شکایت صاحب ملک حکم به فک پلمپ داده شده. چرا؟ چون بین نهادها هماهنگی نبوده.
صفحه شهرونگ در نهایت نوشته: حالا متوجه میشوید چرا در شورای شهر موزامبیک این همه کشتیگیر و کاراتهکا حضور دارند؟ بله ... چون ما هماهنگی نداریم، چون در ورزشهای گروهی ضعیف هستیم! #اوف #عمق_استدلال #خار_مغیلان #نهایت_تحلیل #صادق_زیباکلام #ما_چگونه_این_شدیم #برو_فکر_کن #کمی_تحقیق_بد_نیست











