نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۷)؛ اسلحه در قبال گروگان

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مهبد ابراهیمی، آناهیتا شمس
- شغل, بیبیسی
معاملات تسلیحاتی ایران بعد از انقلاب با گروگانگیری، ترور، مرگهای غیر منتظره یا بدون توضیح، رسوایی و حتی اعدام پیوند خورده- مثل اعدام مهدی هاشمی که ماجرای سفر مک فارلین به ایران را به نشریه شراع لبنان اطلاع داد.
آنچه زمینهساز اتفاقات بعدی شد، اشغال سفارت آمریکا بود و گروگان گرفتن کارکنان آن. فردای آن روز جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا دستور توقیف اموال و داراییهای ایران در آمریکا را داد، حدود ۲۴ میلیارد دلار آن زمان.
حکومت انقلابی کمی پس از به دست گرفتن قدرت به دنبال سلاح است. وقتی در آذر سال ۵۸، کارتر ۱۸۳ دیپلمات ایرانی را از آمریکا اخراج کرد ایران برخی وابستههای نظامیاش را در آمریکا از دست داد. تلاش برای خرید سلاح و بخصوص دریافت سلاح درقبال آزادی گروگانها از تابستان ۱۳۵۹ شدت گرفت. صادق طباطبایی برادر عروس آیتالله خمینی با منوچهر قربانی فر و یعقوب نیمرودی شبکهای برای خرید سلاح شکل میدهند.
به گزارش برخی رسانههای آمریکایی، در ژوئیه سال ۱۹۸۰، حسین فردوست مخفیانه به آمریکا رفت و با دولت کارتر درباره تبادل گروگانها با سلاح گفتگو کرد. در همان زمان رابرت مک فارلین که هنوز عضو کمیسیون امور نظامی سنای امریکا بود، ترتیب ملاقات ریچارد آلن مشاور امورخارجی ستاد انتخاباتی رونالد ریگان را با یک ایرانی -احتمالا سیروس هاشمی- میدهد که میگوید گروگانها میتوانند بعد از روی کار آمدن دولت ریگان آزاد شوند نه در زمان دولت کارتر.
شروع جنگ نیاز ایران را به سلاح و تجهیزات بیش از پیش کرد.
در ابتدای جنگ به دستور زبیگینیو برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر هواپیمای سی ۱۳۰ حامل قطعات یدکی از حداقل از سه پایگاه مخفی ناتو به ایران سلاح میبرند.
چند روز بعد از شروع جنگ، اوایل اکتبر ۱۹۸۰، دولت ایران از کارتر خواست تا در قبال آزادی گروگانها، داراییهای ایران را آزاد کند و خریدهای تسلیحاتی که شاه کرده بود تحویل داده شوند. کارتر آماده بود بلافاصله به ایران سلاح بدهد. در ابتدای جنگ به دستور زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، هواپیماهایی سی ۱۳۰ قطعات یدکی نظامی را از حداقل سه پایگاه مخفی ناتو به ایران سلاح میبرند. اما لحن ایران تغییر کرد و محمد علی رجایی نخست وزیر، مسئله سلاح را از مذاکرات آزادی گروگانها مستثنی کرد.

بعد از شروع جنگ، مردخای زیپوری معاون وزیر دفاع اسرائیل میگوید که اسرائیل حاضر است به ایران کمک نظامی کند. او در پاریس با نمایندگان ایران دیدار میکند (سلاح در برابر یهودیان).
در اولین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، مردم آمریکا به پای صندوقها میروند و رونالد ریگان را به ریاست جمهوری انتخاب میکنند.
بلافاصله اسرائیل از طریق ریچارد آلن که در تیم انتقالی ریگان است برای فروش سلاح به ایران تاییدیه میگیرد و به فاصله کمی یعقوب نیمرودی اولین محموله سلاح را به ایران تحویل می دهد.
سی ام دی ماه ۱۳۵۹، اولین روز ریاست جمهوری ریگان، گروگانهای امریکایی آزاد میشوند. بیشتر مفاد توافقی که برای این آزادی امضا شد هنوز محرمانه مانده. ایران ۳.۵ میلیارد دلار از آمریکا پول گرفت اما حدود ۲۰ میلیارد دلار دیگر که ایران مدعیاش بود در وال استریت ناپدید شد.
ستون فقرات نیروی هوایی ایران آمریکایی بود، ستون فقرات نیروی زرهی ایران بریتانیایی، با تانکهای چیفتن و اسکورپیون. کمتر کسی میداند که ایران چطور قطعات چیفتن را در سالهای جنگ تامین کرده است. بر اساس برخی گزارشها اولین محمولهای که با وساطت نیمرودی به ایران فرستاده شد، قطعات اف- چهار و تانکهای چیفتن بوده است.
موضوع انتقال سلاح از اسرائیل به ایران با سقوط یک هواپیمای آرژانتینی آشکار میشود. این هواپیما محمولهاش را در تهران خالی کرده بود و به سمت لارناکای قبرس در پرواز بود و به قولی برفراز ارمنستان با یک جنگنده سوخوی شوروی سابق برخورد کرد یا به قولی جنگندههای شوروی آن را بر فراز خاک ترکیه سرنگون کردند و این تقریبا همان موقع است که جنگندههای اسرائیلی تاسیسات هستهای عراق را بمباران کردند.
کمی بعد مک فارلین در سپتامبر ۱۹۸۱ به اسرائیل سفر کرد. ماه بعد، نوامبر ۱۹۸۱، آریل شارون که بتازگی وزیر دفاع اسرائیل شده بود و در دیدار با الکساندر هیگ وزیر امور خارجه آمریکا به توافق رسیدند که به "میانهروها" در ایران سلاح بفروشند. پس از آن سیا در هماهنگی با امآیشش و وزارت تجارت و صنعت و وزارت خارجه بریتانیا تعدادی شرکت در اروپا تاسیس کردند و کار فروش سلاح به ایران و عراق را در ابعادی وسیعتر ادامه دادند.
آیاماس تنها فروشنده سلاح به ایران نبود و شرکتهای متعدد دیگری هم در این کار بودند. درباره نقش آیاماس بخصوص در سالهای اول انقلاب اطلاعات زیادی موجود نیست، اسناد مبادلات مالی این شرکت در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴ هنوز در آرشیو ملی بریتانیا در دست عموم نیست.
از این رو نمیتوان گفت که در این مقطع آیاماس چه می کرده اما دفتر آن در تهران همچنان دائر بوده. وزارت دفاع بریتانیا نمیگوید که این دفتر تا کی در ایران فعال بوده اما تا پایان جنگ ایران و عراق و احتمالا تا اواخر دهه ۸۰ میلادی این دفتر با یک کارمند دائر بوده، تا کمی پیش از آن که آیاماس در سال ۱۹۹۱ کلیه فعالیتهایش را متوقف کند.
با این حال از ١٩٨٤، در سطح نخست وزیر، وزیر دفاع و وزیر خارجه این نکته روشن بوده که تسویه حساب تانکها احتمالا نیاز به "ملبغ قابلتوجهی" دارد.

منبع تصویر، Getty Images
بن والاس وزیر دفاع کنونی بریتانیا -در آن زمان نماینده پارلمان و عضو کابینه بود- در سال ۲۰۱۴ و استوارت اندرو معاون پارلمانی وزیر دفاع بریتانیا دو ماه پیش در پارلمان گفتند که تاریخ دقیق توقف فعالیت دفتر تهران آیاماس را نمیدانند اما آیاماس در سال ۱۹۹۱ فعالیت تجاریاش را متوقف کرده بود. خود آیاماس میگوید فعالیتهای تجاریاش را در ۱۷ فوریه ۲۰۱۰ متوقف کرده است.
پس از گروگان گرفتن رئیس دفتر سیا در بیروت در سال ۱۹۸۴، باز هم موضوع سلاح در قبال گروگان مطرح شد. با رسوایی ایرانکنترا این موضوع علنی شد و سرانجام با از بین بردن برخی مدارک، ریگان از این رسوایی نجات پیدا کرد و کسانی مثل الیور نورث و جان پوینتدکستر مشاور امنیت ملی متهم شدند.
در بریتانیا، با اینکه دولت کاملا خود را از این ماجرا مبرا ساخت اما شهادتنامه فردی به نام لسلی اسپین رابطه ایرانکنترا با ایرانگیت (شبکه اروپایی فروش اسلحه به ایران) را با جزئیات بسیار نشان داد. البته شهادتنامه او را "فانتزی" و بیاعتبار خواندند و نادیده گرفتند. جنگ ایران و عراق هنوز تمام نشده بود که هر روز رسوایی های ایران کنترا و ایران گیت ابعاد گستردهتری پیدا میکرد.
افشاگریهای ایران گیت حکایت داشت که چطور شرکتهایی در بریتانیا، آلمان، سوئد، بلژیک، هلند، فنلاند، نروژ، ایتالیا، اتریش و فرانسه، اسپانیا، پرتغال در کار تولید و فروش سلاح به ایران بودند. در فاصله زمانی ژانویه ۱۹۸۵ تا نوامبر ۱۹۸۷، حداقل ۱۲ نفر با ملیتهای اروپایی مختلف که مرتبط با فروش اسلحه با ایران بودند به قتل رسیدند یا به شکلی غیر منتظره درگذشتند، مثل سیروس هاشمی. برخی از این افرادی که غیرمنتظره درگذشتند، قرار بود چند روز بعد در جلسه ادای توضیح یا تحقیق و تفحص درباره فروش سلاح به ایران حضور پیدا کنند.
معروفترین این افراد اولاف پالمه نخست وزیر سوئد بود که هنوز پس از ۳۳ سال قاتلش شناسایی نشده. ابولحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران معتقد است که او "مستقیما به دلیل اطلاعاتش از فروش اسلحه به ایران" به قتل رسیده است. گفته میشد که آقای پالمه قصد داشت در این باره تحقیق کند بخصوص آنکه نقش کمپانی سوئدی بوفورس نوبل کورت در فروش اسلحه به ایران علنی شده بود.

قسمتهای قبلی:
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۱)؛ ایران آماده میشود جای بریتانیا را بگیرد
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۲)؛ گیلاس شامپاین برای تانکهای معیوب
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۳)؛ سرهنگ رندل به دادگاه میرود
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۴)، اختلافها بالا میگیرند
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۵)؛ کارگزاران سلطنتی و "عملیات شستشو"
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۶)؛ سلاحها به کار میافتند
قسمتهای بعدی:











