نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۶)؛ سلاحها به کار میافتند

- نویسنده, مهبد ابراهیمی، آناهیتا شمس
- شغل, بیبیسی
پس از انقلاب سیاست خریدهای تسلیحاتی تغییر نکرد اما بلافاصله اسرائیل بزرگترین صادر کننده اسلحه به ایران شد.
ماشین اعدام صادق خلخالی در دادگاه انقلاب به راه افتاده بود. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۸، هفت نفر در ایران اعدام شدند از جمله حبیب القانیان سرمایه دار یهودی، رئیس انجمن کلیمیان ایران و از بنیانگذاران ساختمان پلاسکو. اسرائیل بلافاصله وارد معامله با ایران شد و با سلاح جان یهودیان را خرید، بتدریج بیشتر آنها از ایران خارج شدند اما کسی بعد از آن به دلیل یهودی بودن اعدام نشد.
آمریکا پس از اشغال سفارتش در تهران دیگر نمیتوانست به ایران علنی اسلحه بفروشد. با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در تابستان ۱۹۸۰ (۱۳۵۹)، رابرت مک فارلین که بانی اصلی تدوین سیاست خارجی رونالد ریگان برای مبارزات انتخاباتی بود، به نوشته نیویورک تایمز، به اطلاع رونالد ریگان رساند که مقامات ارشد در ایران آمادهاند، گروگانها را در قبال سلاح با دولت او معاوضه کنند نه با دولت جیمی کارتر. این موضوع در آمریکا مطرح شده بود که دولت کارتر ممکن است با دادن سلاح به ایران اسباب آزادی گروگانها را فراهم کند و در این صورت پیروزیش در انتخابات حتمی بود.
وقتی تهران اعلام کرد که گروگانها را پیش از نتایج انتخابات آزاد نمی کند صحنه برای پیروزی رونالد ریگان آماده شد. جنگ ایران و عراق که آغاز شد، نیاز ایران به اسلحه بیشتر شد و فقط ۴۵ روز با انتخابات آمریکا فاصله داشت. رئیس ستاد تبلیغاتی رونالد ریگان، ویلیام کیسی بود که بعد از پیروزی آقای ریگان، جایزه موفقیتش را با ریاست سازمان سیا گرفت. شرکت آقای کیسی، راجر اند ولز نماینده حقوقی بنیاد پهلوی در آمریکا بود (ویلیام راجرز وزیر خارجه سابق آمریکا هم نماینده قضائی بنیاد پهلوی بود).
بلافاصله بعد از شروع جنگ ایران و عراق، یعقوب نیمرودی، نماینده موساد و وابسته نظامی سفارت اسرائیل در ایران پیش از انقلاب، فروش سلاح را به ایران شروع کرد.

یعقوب نیمرودی پس از آنکه ١٤ سال خدمت خود را به عنوان وابسته نظامی اسرائیل در ایران به پایان رساند، پیش از انقلاب شرکت مهندسی شیرین سازی آب دریا را تاسیس کرد و برای آن چندین دفتر نمایندگی در کشورهای مختلف جهان برپا کرد. او بازرگان "بسیار موفقی" بود و در آبان ٥٧ برای رسیدگی به ارتباطات تجاری و کار شرکتهای خود به ایران سفر کرد و نگران آینده کارهایش بود. پس از انقلاب شکل کارهای تجاری او با ایران تغییر کرد.
در سال ۱۹۸۶، دو سال مانده به پایان جنگ، رابرت وارینگ نماینده پارلمان بریتانیا در پارلمان گفت که یعقوب نیمرودی از دفتری در خیابان ویکتوریا "هشتاد درصد" تجارت اسلحه ایران را انجام میدهد. دولت بریتانیا بارها تاکید کرد که نشانهای بر کار غیرقانونی این دفتر و فروش بدون مجوز سلاح وجود ندارد.
یعقوب نیمرودی از ساختمان شرکت نفت ایران در خیابان ویکتوریا در مرکز لندن کار خرید اسلحه را برای ایران انجام میداد. ساختمانی که اکنون یکی از مرغوبترین املاک مرکز لندن و مشرف به میدان پارلمان است و بیگ بن از آن براحتی دیده میشود. شاپور ریپورتر خرید این ساختمان (به همراه زمینش) را از خدمات خود به ایران میدانست:
"در اثر مساعی من و دوستی سی ساله با سر جان کاکنی رئیس مستغلات دولتی انگلستان، شرکت ملی نفت توانست یکی از ده زمین تجاری مرغوب در لندن را برای اداره خود به دست آورد آن هم چند میلیون لیره کمتر از قیمت روز و امروز چند برابر قیمت خرید ارزش دارد. شادروان دکتر اقبال پیشنهاد نمود در ازای این خدمت درخواست نشانی برای من از پیشگاه مقدس شاهنشاه کند که چون خود را شایسته این افتخار نمیدانستم با عرض سپاس، ایشان را منصرف کردم."
سر جان کاکنی مامور سابق امآیپنج هم زمانی رئیس آیاماس بود (۱۹۷۴-۱۹۸۵) هم معاون بانک میدلند، بانکی که آیاماس با آن کار میکرد.
جنگ ایران و عراق
جنگ ایران و عراق برای اقتصاد و صنایع نظامی کشورهای غربی بخصوص آمریکا و بریتانیا "نعمت" بزرگی بود و هرچه بیشتر طول میکشید از این خوان گسترده لقمههای بیشتری برداشته میشد.
یک شبکه امنیتی-نظامی-بانکی برای فروش اسلحه به ایران و عراق شکل گرفت. آمریکا که برای فروش اسلحه به ایران مشکل داشت از همان راه یعقوب نیمرودی سلاح و قطعات مورد نیاز ایران را از طریق لندن به اسرائیل و بعد به ایران میفرستاد. آنچه ما از آن معامات میدانیم سالها بعد برملا شد، البته بخش کوچکی از آن. برخی اسناد محرمانه که از طبقه بندی خارج شدند، رسوایی ایران کنترا، رسوایی ایران گیت، گزارش لرد اسکات و افشاگری برخی از کسانی که از این معاملات اطلاع داشتند نشان داد فروش سلاح به ایران همواره غیر مستقیم ادامه داشته است.

منبع تصویر، iStock
در بریتانیا یک شبکه از شرکتهای متعدد در کشورهای مختلف اروپایی شکل گرفت که سلاح یا تجهیزات به ایران صادر میکردند و بریتانیا در پوشش آنها هم به ایران هم به عراق سلاح میفروخت. آیاماس در این معاملات نقش داشت اما فقط یکی از دهها شرکتی بود که در این عملیات پیچیده بینالمللی دخیل بودند؛ مثلا یک شرکت بریتانیایی به نام اَلیوِین (Allivane)، بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶، یک میلیارد و چهارصد میلیون پوند اسلحه به ایران صادر کرد. بنا به یک تخمین، عراق حدود صد میلیارد دلار و ایران یک دهم آن، ده میلیارد دلار در طول هشت سال جنگ خرید تسلیحاتی داشتند.
مجوز گیرنده نهایی تسلیحات اکثرا به نام کشورهای دیگر مثل اسپانیا، پرتغال، اردن، عربستان، قبرس و سنگاپور صادر میشد و بعد معمولا از راه اردن یا قبرس به ایران و عراق برده میشد.
شواهد زیادی نشان میدهند که پس از ریاست جمهوری ریگان، سیا برای رساندن سلاح، شبکهای از شرکتها را در اروپا و خاورمیانه شکل داد و در این میان بریتانیا و اسرائیل بخصوص نهادهای امنیتی، نظامی و بانکی آنها نقش ویژهای بازی کردند.
یعقوب نیمرودی در سال ١٩٨٧ در مصاحبهای با آسوشیتدپرس گفت از سال پیش از آن "آماتورها و شارلاتانها" هم در آمریکا هم در اسرائیل فروش مخفیانه سلاح به ایران را در دست گرفتهاند.
او گفت فکر فروش اسلحه به ایران را ابتدا عدنان خاشقجی با او مطرح کرده بود. بعد او برای قانع کردن مقامات اسرائیلی منوچهر قربانی فر را با پاسپورت یونانی به اسرائیل برده و یک هفته در خانه او مهمان بوده است. او میگفت قربانیفر مدعی بوده که روابط نزدیکی با میر حسین موسوی دارد که در آن زمان نخست وزیر بود.

قسمتهای قبلی:
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۱)؛ ایران آماده میشود جای بریتانیا را بگیرد
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۲)؛ گیلاس شامپاین برای تانکهای معیوب
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۳)؛ سرهنگ رندل به دادگاه میرود
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۴)، اختلافها بالا میگیرند
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۵)؛ کارگزاران سلطنتی و "عملیات شستشو"
قسمتهای بعدی:











