نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۲)، گیلاس شامپاین برای تانکهای معیوب

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مهبد ابراهیمی، آناهیتا شمس
- شغل, بیبیسی
خریدهای تسلیحاتی ایران از بریتانیا ادامه پیدا کرد، بریتانیا خود میدانست که این خریدها بیشتر برای خودش مهمند تا برای ایران، ایران از خیلی جاهای دیگر میتوانست سلاح بخرد، بنابراین باید هر طوری شده دل شاه را به دست می آورد.
بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۸ ایران بزرگترین خریدار اسلحه بریتانیا بود، تقریبا یک چهارم (۲۴درصد) صادرات تسلیحاتی بریتانیا به ایران بود. سال ۱۳۵۲ سالی بود پر از تحولات. شاپور ریپورتر (به پاس خدماتش به منافع بریتانیا در ایران) و لستر سافیلد لقب سر گرفتند. ایران باز هم با همکاری شاپور ریپورتر و سافیلد قرارداد خرید ۲۵۰ تانک عقرب (اسکورپیون) را با بریتانیا بست، جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی که به دنبال آمد درآمدهای نفتی ایران را ناگهان پنج برابر کرد، از سالی ۴ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار و این باعث شد خریدهای تسلیحاتی بزرگتر شوند.
در سال ۱۹۷۷، چهل درصد بودجه ایران صرف خرید تسلیحات میشد و در آن سال، ۹۵ درصد گردش مالی تیاماس و حتی درصد بیشتری از سودش، از قراردادهای تسلیحاتی با ایران بود. در سال ۱۹۷۴، یکی از بزرگترین قراردادهای تسلیحاتی با بریتانیا برای ساخت مجتمع مهمات سازی در اصفهان بسته شد، قراردادی که به تائید هرولد ویلسون نخست وزیر بریتانیا رسیده بود. در آن زمان این بزرگترین قرارداد شرکتهای ساختمانی بریتانیایی بود و بزرگترین تک قرارداد بریتانیا در خاورمیانه. قراردادی که از همان ابتدا مسئله داشت و هزینههای واقعی آن تقریبا دو برابر برآورد اولیه شد. این مجتمع قرار بود که تعمیر و نگهداری و اورهال و ساخت لوازم یدکی تانک را انجام دهد و در نهایت بتواند تانک بسازد. وقتی قرارداد بسته شد، گیلاسهای "شامپاین" در دفتر امتیاس در لندن پر شدند.
بیکفایتی در مدیریت و "صورتحسابهای نادرست" کمی بعد از شروع ساخت کارخانه در بهار ۱۳۵۴ خود را نشان داد. هر چه سال ۱۳۵۳ خوب پیش رفته بود، در این سال بحرانها آغاز شدند.
از اسفند ۵۳ شکایت ایران از امتیاس شروع شده بود. شاه از علم خواسته بود به انگلیسیها بگوید که "تانکهای چیفتن شما معیوب هستند. این سفارش عمدهای هم که میخواهیم به شما بدهیم اگر به این بدی باشد اصولا خطرناک است، توپهای این تانک مهمات کم دارد، چرامهمات به ما نمیدهید؟ ما که پولش را نقد میدهیم. بعلاوه قیمت تمام اسلحهای که به ما پیشنهاد کردهاید از سال گذشته ۲۰۰ درصد اضافه شده است." ایران یک سال بود که به بریتانیا شکایت میکرد که چرا قدرت تانکهای چیفتنی که به ایران داده بجای ۷۵۰ اسب، ۶۸۰ اسب بوده است. کمتر از چهار ماه بعد از آغاز ساخت کارخانه اصفهان، ایران شکایت داشت چرا کار ساخت کارخانه عقب است.
در مهرماه ۱۳۵۴، سفیر وقت بریتانیا در ایران، سرآنتونی پارسونز نامهای درباره این کارخانه نوشت و گفت که "بهترین سعی را میکنیم بهترین و در عین حال ارزان ترین جنس را بدهیم (یک کار پانصد میلیون لیرهای است)". شاه به علم میگوید: "کارشان خیلی خراب است و به کلاهبرداری بیشتر شباهت دارد و با صنایع نظامی گفتگو کن. آنها تو را روشن میکنند."

منبع تصویر، historydocuments.ir
علم این کار را میکند و ده روز بعد در خاطراتش مینویسد:
"به هر دستگاهی (بیشتر قسمت ارتش) در اینجا مراجعه میکنم می گویند کار انگلیسی ها بیشتر شبیه حقه بازی است تا حقیقت."
البته "انگلیسیها" یک بار حقیقت را گفته بودند. دو سال قبل سفیر وقت بریتانیا در ایران، پیتر رمزباتم به علم میگوید: "با آن که کشور من و دولت من و نخست وزیر من همه میل دارند این معامله تانکهای چیفتن تمام شده و {آنها را} زودتر تحویل دهند، چون برای ما کار پیدا میشود و برای خزانه پول، ولی من ترس دارم که هشتصد تانک به این بزرگی بار سنگینی بر دوش شما بگذارد، چه از لحاظ تعمیرات چه از لحاظ تهیه افراد فنی و تازه اینها در کشوری که نقاط سوق الجیشی آن کوه و یا زمینهای رودخانهای و باتلاقی است(مراد غرب و جنوب غرب است) خیلی قابل استفاده نباشد و این مسئله عاقبت روابط بین ما را که تا حالا در نهایت خوبی است را بهم بزند. من از این صراحت و صداقت او لذت بردم. از من پرسید تو می توانی مطلب را به عرض شاه برسانی؟ گفتم البته."
شاه البته ترسی از قراردادهای بزرگ نداشت. او میخواست در تانکهای چیفتن تغییراتی داده شود با مختصات مورد نظر ایران و مثلا رنگ آن به سبز تغییر کند اما چون برای تحویل عجله داشت قرار شد ابتدا چیفتنهای موجود به ایران تحویل داده شود تا کارخانه سازنده، کارخانه اردنانس سلطنتی، بتواند خط تولید را تغییر بدهد. آنچه تحویل شد هم مطابق قرارداد نبود و قدرت موتورش کمتر بود.

منبع تصویر، historydocuments.ir
در همین سال است که کمیسیون شاپور از یک درصد به یک و نیم درصد افزایش پیدا می کند. سومین قرارداد برای خرید ۱۵۰۰ تانک چیفتن هم در سال ۱۹۷۴ بسته شد.
در پایان سال ۱۹۷۴، ام تی اس، ۴۹ قرارداد داشت (بعد به شصت افزایش یافت) که ۳۷ درصد آن با ایران بود و تقریبا وابسته به صنایع نظامی ایران بود. تا سال پیش از انقلاب، امتیاس و جایگزینش یعنی آیاماس بیش از سیصد قرارداد مختلف با ایران داشتند، از تانک و مهمات و کارخانه کشتیسازی گرفته تا خودروی زرهی و باتون و گاز اشک آور(CS) که این گازهای اشک آور بعد از اقلاب روی دست آیاماس مانده بود و سعی می کرد قبل از اینکه تاریخ مصرفش بگذرد زیر قیمت بفروشد.
در سال ۱۳۵۴ به شاه خبر دادند که تحقیقاتی در بریتانیا درباره شرکتی با نام راکال شروع شده، شرکتی که قرارداد سیستمهای رادیویی تانکهای چیفتن را به دست آورده بود.
در خاطرات علم در روز ۵۳/۷/۲۱ میخوانیم: "خبرهای بسیار مهمی به عرض شاه رساندم که توسط یک دولت خارجی به مارسیده بود و باعث شگفتگی شد". در پانویس این یادداشت، علینقی عالیخانی ویراستار خاطرات، اشاره کرده به احتمال زیاد گزارش را شاپور ریپورتر داده بوده که در تلگرامی از لندن به تاریخ ۵۳/۷/۱۷ درخواست ملاقات با شاه را کرده بود. بمب ساعتی که آنتونی پارسونز هشدار داده بود، شمارش معکوسش شروع شده بود.

قسمت قبلی:
قسمتهای بعدی:
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۳)؛ سرهنگ رندل به دادگاه میرود
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۴)، اختلافها بالا میگیرند
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۵)؛ کارگزاران سلطنتی و "عملیات شستشو"
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۶)؛ سلاحها به کار میافتند
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۷)؛ اسلحه در قبال گروگان
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۸)؛ نبرد حقوقی پایانناپذیر
- نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا (۹)؛ ماجرا هنوز ادامه دارد











